انتخابات آزاد ،همان انتخابات آزاد است ؛ تفسیر نکنید!




بحث در مورد انتخابات آزاد و اهمیت آن بعنوان یکی از زیر ساخت های جامعه دمکراتیک ،مدتی است که در محافل سیاسی رنگ و بوی خاصی گرفته و در این میان متاسفانه ،افراد و گروههایی ، به غلط ،گاه به نسبت سواد سیاسی خود و یا مقاصد و مصلحت سیاسی ، تفسیرمورد نظر خود را بیان و بر آن تاکید می کنند !

واژه "انتخابات آزاد" پس از اینکه برای اولین بار در مباحث و جلسات کمیته هماهنگی برای تشکیل شورای ملی قرار گرفت و نهایتا درراس متن و بعنوان هدف اصلی در منشور پیشنهادی شورای ملی ،به هنگام انتشار آن ، بیان شد ،مورد توجه محافل سیاسی داخلی و خارجی قرار گرفت .
در داخل کشور و در درون دایره حکام جمهوری اسلامی ، علی اکبر هاشمی رفسنجانی بعنوان رئیس محفل مصلحت نظام ، برای لوس کردن موضوع و تفسیر ویژه از این واژه مرکب ،همه تلاش خود را در هفته های گذشته برای تعریف مورد نظر خود در جهت مصلحت و بقای نظام پوسیده جمهوری اسلامی انجام داد؛ که عملکرد و گفتار وی مورد نقد منتقدان داخلی و خارجی قرار گرفت .
 در این میان واکنش و رفتار فریبکارانه رهبر جمهوری اسلامی در جهت تکمیل پروسه این جنگ زرگری برای بقای نظام جالب تر از همه بود که به گونه ای طلبکارانه ، تاکید کرد:سخن از انتخابات آزاد ،بمنزله ایجاد شک و شبهه در درون جامعه است و نباید این احساس غلط ایجاد شود که تا کنون انتخابات درجمهوری اسلامی ،آزاد نبوده است.
واکنش گروههای اپوزیسیون در خارج از کشور نیز به این موضوع ،همچون موضوعات دیگر متفاوت بود ! گروهی آن را اختلاف درون نظام قلمداد کردند ،گروهی دیگر آن را در جهت مظلوم نمایی و تکمیل پروسه بازگشت رفسنجانی به عرصه قدرت اجرایی دانستند و به نظر شخص نویسنده، در کل ،می توان آن را تلاشی مضاعف و ادامه جنگ زرگری اصلاح طلبان ، برای نجات نظام پوسیده جمهوری اسلامی دانست .
سخنان و مسائل گوناگونی در این زمینه مطرح و اتفاق افتاد که در حوصله این مقوله نمی گنجد و طبیعتا کنشگران و پیگیری کنندگان مسائل روز سیاسی ،در جریان ریز موضوعات مربوط به آن هستند ؛ آنچه که مورد نظر نویسنده این نوشته است و در حقیقت ،انگیزه نوشتن این مقوله را ایجاد کرد ؛ تلاش برخی افراد و گروههای مثلا اپوزیسیون برای زیر سئوال بردن یا منحرف کردن هدف مورد نظر در مورد واژه "انتخابات آزاد" است ،که با نگاهی به عملکرد ماههای گذشته آنها در جهت کم رنگ کردن و یا زیر سئوال بردن مغرضانه ( و نه منتقدانه و منصفانه ) منشور پیشنهادی شورای ملی ،می توان  این رویکرد را تعریف کرد .
متاسفانه ، این ها به هر مغلطه و سفسطه ای دست می زنند تا اصل حرکت و تشکیل شورای ملی ایران را زیر سئوال ببرند و تمام تلاشهای شاهزاده رضا پهلوی و همکاران ایشان را در این پروسه ملی ،که بر اساس منشور پیشنهادی و با هدف آماده کردن بستر مناسب برای اجرای "انتخابات آزاد" در ایران است را زیر سئوال می برند !
در این راستا و پس از توجه ویژه جامعه بین الملل به حرکتتشکیل شورای ملی و دعوت محافل سیاسی و بخصوص پارلمانها از شاهزاده و دست اندرکاران پروسه تشکیل شورا در روزهای گذشته برای آشنایی با چرایی ضرورت و هدف تشکیل شورای ملی ایران ، بار دیگر قلمها و زبانهایی  برای ادامه پروژه ناکارآمد نشان دادن این حرکت ، به کار افتاده و پس از مصاحبه ها و گفتگوهای اخیرشاهزاده رضا پهلوی ، در این محافل و رسانه های مختلف و تاکید ایشان بر موضوع "انتخابات آزاد" در صدد القاء تعریفی غلط و دل بخواهی از آن برای مردم بر آمده اند .
در این مقوله نیازی به تکرار مغلطه های ذکر شده از سوی این افراد که به راستی، ترمزو سد راه حرکتهای آزادیخواهانه مبارزین در 34 سال گذشته بوده اند ، نمی بینم ؛ ولیکن لازم است نکاتی را در مورد واژه مرکب "انتخابات آزاد" و چرایی قرار گرفتن آن بعنوان هدف اصلی از تشکیل شورای ملی ایران ،بیان کنم .
مهمترین مسئله ای که برای جلوگیری از برداشتهای غلط و خنثی کردن حملات مغرضانه به این واژه ثقیل سیاسی می توان بیان کرد، این است که ،"انتخابات آزاد" مورد استفاده و مد نظر در منشور پیشنهادی و دست اندر کاران آن ، یک "صفت" برای همه نظرخواهی ها و رای گیری های اجتماعی و سیاسی است و هدف اصلی برای گذر از نظام کنونی و تاسیس ساختار دموکراتیک سیاسی و اجتماعی در ایران آینده می باشد . در حقیقت نباید "انتخابات آزاد" را جایگزین و یا در مقام مقایسه با انتخابات مختلف و متفاوت از نظر ماهوی قرار داد . به زبان دیگر ، تمامی پروسه های نظر خواهی از مردم و جمعیت یک جغرافیای سیاسی خاص و تعریف شده ،باید با "صفت انتخابات آزاد "همراه باشد ؛ همه پرسی و رفراندوم باید در چهارچوب انتخابات آزاد برگزار شود ، انتخابات پارلمانی ،شوراها و ... باید دارای این صفت یعنی "انتخابات آزاد" باشد.
تعریف انتخابات آزاد و شرایط برگزاری هر انتخاباتی با این صفت ، در اعلامیه 154 نشست شورای بین المجالس ذکر شده است و تعریفی جامع از" انتخابات آزاد " در آن بیان شده و با توجه به اینکه این صفت بایستی برای تمامی پروسه های مشمول تعریف نظرخواهی از جمعیت مشخص ،اجرا گردد ؛ نیازی به ذکر انواع انتخابات از همه پرسی و رفراندوم تا انتخابات شوراهای ده نبوده و نیست وکسانی که به دنبال تفاسیر جدید و حتی ایراد گیری به این اعلامیه هستند ، یا دچاربیماری خود برتر بینی سیاسی و دگماتیسم سیاسی هستند و یا مردم و مخاطبان خود را بی سواد و نا آگاه فرض کرده اند !
جای تعجب و گاه تاسف است که برای مقاصد آشکار و نهان خویش ، در نوشته و گفتمان خود ، به مقایسه و بحث تفاوت " انتخابات آزاد " با همه پرسی و رفراندوم و یا موارد مشابه ،می پردازند ؛در حالیکه به واقع اینها جدا از هم نیستند و هر نوع انتخاب و نظر سنجی برای اعمال نظر دمکراتیک ،تنها همراه با صفت "انتخابات آزاد" ،می تواند نمادی از اجرای دموکراسی و اعمال نظر اکثریت و احترام به نظر اقلیت باشد .
بار دیگر و در کنار بحث های مختلف در محیطهای مختلف گفتمان سیاسی  و اجتماعی ، باید یاد آور شد ، در شرایطی که به دنبال تغییر ساختار یک نظام سیاسی در یک کشورهمانند ایران هستیم (حال به هر شکل و استراتژی ممکن) ؛ مطمئنا و به جهت تعاریف آکادمیک و کتابی و نظرات صاحبنظران سیاسی ، اولین انتخابات یا نظر خواهی در آن کشور به صورت همه پرسی و رفراندوم عبور از نظام و تعیین نوع نظام آینده خواهد بود ؛ که صد البته بایستی تمام شرایط و ملزومات یک انتخابات آزاد را داشته باشد و خود را به این صفت بیاراید ، تا بعدها به محلی از اِعراب ، برای بهانه گیری و نق زدن کسانی که به آرزوی شخصی و سیاسی خود در این "همه پرسی دارای شرایط انتخابات آزاد" نرسیده اند ، تبدیل نشود .
در پایان بار دیگر باید به این افراد گوشزد نمود ؛ هر فعال و کنشگر سیاسی و اجتماعی دارای سواد و آگاهی سیاسی ،می داند که "انتخابات آزاد" صفتی جدا از هر نوع فعلیت ،برای کسب نظرمردم و اعمال نظر آنها در محدوده جغرافیای سیاسی سرزمین و محل سکونت آنها نیست و در حقیقت استفاده آنها از این اهرم به جهت ایجاد شک و شبهه در مورد هدف اصلی منشور پیشنهادی برای تشکیل شورای ملی ایران  و زیر سئوال بردن گفتمان امروز شاهزاده رضا پهلوی و تاکید بر" انتخابات آزاد " در مصاحبه های رادیو و تلویزیونی اخیر از سوی ایشان ، بار دیگر ضمن نشان دادن عملکرد مغرضانه و ادامه دشمنیهای ژنتیکی با رضای پهلوی ، نمره مردودی دیگری را به کارنامه سیاه آنها ، در ادامه رویکرد عدم درک واقعیات و مشکلات کشور و شرایط اسفبار و پر از درد و رنج مردم ایران ، افزود .!

پاینده ایران
همایون نادری فر
18/1/2013





تو اگـــــر خـــــدای منـــــی ،کـــــاری بکـــــــن!




ارسالی از یک دوست ساکن ایران :

خدايا!!!
تو اگر خداى منى
پس چه فرقيست ميان من و آنكه خدايش هستی?!
اگر زيادى بودم
چرا آوردى
اگر نميتوانستى نان و آبم دهى
چرا زجرم ميدهى
من بهشتت نميخواهم
اگر زنده ام به زندگى 
هوا ميخواهم
نفس ميخواهم
همچون ديگر آفريدگانت!
قفسم باز كن!
رهايم كن!
در اينجا به من وعده زندگی بعد از مرگ ميدهند...
خدايا!!!
اگر ميخواستى آنجا زندگي كنم...
اينجا را چرا نشانم دادی؟
نميدانم چگونه التماست كنم!!!
اگر خالق منی!
اگر مجازاتم ميكنی!
خلافم را هم بگو!
تا بدانم به كدامين گناه زندانی اين قفسم!
ای خدا 
همه اينجا لا لند!
و من دست تنها
خودت كاري بكن
نميدانم چگونه برايت بفرستم نوشته ام را
 ميبينی چيز زيادى از تو نخواستم
فقط آزادی....
تاب ديدن گرسنگان را ندارم
و.....و......و......
خدايا!!!!خودت كارى بكن

از طرف : يك زنده
پ.ع

محــمد رضــا شـــاه پهلــــوی را چه کســـی تــرور کــــرد؟!




"در خاطرات اعلم صحبت از نوعی چایی انرژی زاست که هر دو در ملاقات های خصوصی می خوردند و اینکه یکبار نوشته است که دوست بازاری اش این چایی را دیر رسانده و نتوانسته آنروز برای اعلا حضرت چایی مخصوص دم کند در نتیجه به چایی معمولی بسنده کرده است!
چرا هر دوی آنها به یکنوع بیماری سرطان مبتلا شدند؟!!!!
چرا شاهی که جوان بود و ورزشکار و خلبان به یکباره به سرطان عروق مبتلا شد؟!!! 
چه کسی به وی مواد سرطانزا داد؟ !!!
چرا شاه میهن دوست ما زود از بین رفت؟ آیا این یک توطئه نبود؟!!!
آیا این کار با برنامه انجام نگرفت تا افکار بزرگ انسانی و متمدنانه وی برای ساخت ایرانی آباد سربلند و پیروز و جزو پنج کشور قدرتمند جهان و اولین قدرت منطقه ای تحقق نپذیرد!!! 
چه رژیم هایی و چه قدرت هایی از حضور شاه و ایران بزرگ و متمدن در منطقه و جهان خود را مغبون و متضرر می دیدند؟ 

اینها سئوالاتی است که باید یک روز تکلیفش روشن شود."

ایرانی به هوش باش....

(( با سپاس از استاد گرانقدرم دکتر امید مهر بخاطر تذکر و یاد آوری موضوع ))



فــــروپاشــــــی اجتـــــــماعــی،ارمغـــان نظــــام دیکتـــــاتــوری



حکــــــومـــــت دیکتــــــاتوری در آخــــــریـــــن مراحـــــــل حیـــــــات سیــــاسی خـــــود دوره ای از فـــــــروپاشی اقتصـــــــادی و اجتمـــــــاعی را طی خواهــــــــد کـــــــــرد که به نظــــــر می رسد مرحـــــــله فروپاشـــــی اجتمــــــاعی به مراتـــــب فاجعــــــه بار تــــر از مراحــــــل دیگــــــر باشـــــــــد !

بــــــه ســـــیر صعــــــــودی آمــــــار اعتــــــیاد، طـــــــلاق، فحشــــــــا، خشــــــونت خانـــــــوادگــــــی، خشــــــونت اجتــــــماعــــــی ، خــــــودکشــــــی، جــــــــــرم و جنــــــایت توجــــــــــه کنـــــــــید.

ایرانــــــی ، بـــــه هـــــــوش بـــــــاش.....

9/1/2012

نســـــل سوختــــــه ایم



نســـــل سوختــــــه ایم

جبــــــهه جنـــــگ نرفتــــــیم ،ولــــــی موجـــــی شدیـــــــــم !

ما انقـــــــلاب نکــــــردیــــم ، ولی اســــــلامی شـــدیــــــــم !

 بیشــــتر ازامـــــروز و  فـــــــردا درگــــــیرِ دیـــــــروز بودیـــــم و هستـــیم......

 مــــــــــا...سوختــــــیم ،به همـــــــین راحتـــــی.....

 دهه پنجاهی....دهه شصتی...و شاید هم دهه هفتادی و هشتادی !!

شورشــــی های 57 ، ما را سوزانـــــدیـد...

شــــــما را نخواهــــیم بخشــــید...

شایـــد بخشـــــیدیم....ولی فرامــــوش نخواهــــیم کرد.....

 هــــرگزفرامـــــــوش نخواهــــیم کرد......

همـــــــین...

همایون نادری فر
6/1/2013

هــــر دو سوختــــند ،این کجـــــــا و آن کجـــــــا




او برای اعتراض به تجاوز و خشونت نسبت به شهروندش به خیابان می آید...
و تو جهت عزاداری و شیون برای کسی که شهروندانت را مورد تجاوز قرار داد!

او توهین و تجاوز به دختری را در جامعه خود بر نمی تابد....
و تو هنوز به دنبال تعصبات قومی و مذهبی هستی در حالی که دختر شهرت را می ... و می کشند!

و هر دو در یک چیز مشترک بودید :

سوزاندن دخترکان شهر!!

شما و آنها هر دو پیکر دختر تجاوز شده را سوزاندید...
آنها برای احترام و شما برای مخفی کردن وحشیگری تان

تو و تو های دیگر ، برایم معنی انسانیت را نمی دهید . فکر بیشه و جنگلی برای خود باشید !

همایون نادری فر
3/1/2013

دل تنگــــــــــم....




سردمداران جمهوری اسلامی ایران ،روی سخنم با شماست ،

 زمانی که آن قدرت پس پرده، ریسمان اراده ی ما را توسط شما به دست گرفت . تا  چند وقتی با ما “حال” کند و ما را سد راه نفوذ کمونیست روسها قرار دهد ! ، نمی دانست که روزی همین روسها و متحدانش تا توان دارند از ما می مکند و می برند و سرآخر هم چیزی در کاسه ی ما نمی اندازند!. 

امروز نیز حلقه ی تحریم های بین المللی تنگ تر و تنگ تر می شود، و اسم حواریون شما در فهرست آدمهای خطرناک جهان جا می گیرد ... 

آن قدرت پس پرده که چشم دیدن پیشرفت روز افزون ایران پر قدرت و صاحب تمدن و فرهنگ را در دهه 50 نداشت ، می خواست از تماشای تحقیر جهانی ما لذت ببرد و امروز صدای قهقهه چندش آورش را تک تک ایرانیان ،در جای جای جهان می شنوند!

 و شما امروز مثل ابلهانِ بی چاک و دهان نعره می زنید: "ما را از این ورق پاره ها باکی نیست". و اما چه فراموشکارید چون همیشه تاریخ ،چرا که این ورق پاره ها ،مشابه همان ورق پاره هایی است ، که روزی نام خمینی کبیرتان بر آن نقش بسته  و سناریوی "دوران طلاییش "،بر آنها نوشته شده بود....

دلتنگم...می دانید دلتنگیم برای چیست؟

دلم برای احتــــــــرام به کشورم ،پرچم رسمی کشورم ،حکومتم ،دولتم ، دولتمردانم ،همه و همه ،تنگ شده است!

همایون نادری فر
28/12/2012


شـــادباش جشــــن کریسمــــس


جشــــن کریسمس جــــدای از منشا و چرایــــی برگــــزاری آن ، امـــــروزه یکـــــی از جشــــنهایـی است که فارغ از هـــــر دیـــن و مذهــــب و هــــر نــــژاد و ملیتـــی ،بر پا می شـــــود و بــــه یقــــین می تــــوان گفــــت ، روزی اســـت که بیشـــتر جمعـــیت جهــــان در آن به جشــــن و پایکـــــوبی و شادی در کنــــار خانـــــواده و دوستـــان می پردازنـــــد  . 

این جشـــن انسانــــی را به همــــه دوستانــــم و هموطنانــــم در سراسر گیتــــی و بخصــــوص در ایــــران عزیزمــــان ،شــــاد باش می گویــــم .

امیــــد که هــــر روز زندگیـــــتان جشنــــی باشــــد بخاطــــر انســــان بودن و انســان زیستن

همایون نادری فر
24/12/2012



شمعـــــــی به دســـــت بگــــــیر و بـــه خیـــــابان بـــــیا



"  در هــــــــر گوشــــــه ای از ایــــــــران....
 حتــــــــی تنـــــــــها.......
 به خویشـــــــــتن ثابــــــت کن که هنــــــــــوز هستــــــــی
و خـــواهــــــــی مانــــــــد تا پـــــــیروز شـــــــــوی. .....
به خـــــود و دشمنانــــت ثابـــــت کن که شکــــــست ناپـــــذیری.

خطـــــــر کن که آنـــــــــکه خطر نکـــــــــرد، هیچـــــــگاه طعــــــــم پـــــــیروزی را نچشـــــــــید. .....

نـــــــــترس.

از مرگ تدریجـــــــــی بتــــــرس. از ُمـــــردن روزانـــه ی آرزوهایـــــــــت. ......

اما اگـــــر می ترســـــــی، شمــــــع به دســـــت به کنار دیـــــوار مســـــــجدی برو!
 در خیابـــــانی شلـــــوغ تا همــــــه ببینند که آمــــــــدی......
 و اگـــــــر کفـــتار صفتان پرسیدند، بـــگو عزیــــزی دارم که گرفتــــــار است! و برای رفـــــــع گرفتـــــاریش نـــــــذر کرده ام ،شمــــــعی در کــــــنار مســــــجد بســــــــوزانم!
اعتقــــــادات کفــــــتار صفــــتان را ســـــپر بلای خویـــــــش گـــــــردان......
 نه دروغ گفتــــــــه ای،چـــــــرا که تمــــام زندانــــیان سیاســــی عزیــــزان ما هستــــند و گرفتــــارند و نه در خانــــه نشســــته ای و بی تفــــــاوت مانــــــده ای و درحقیــــــقت به خـــــــود و به آن عزیـــــزان دلگــــــرمی بخشـــــــیده ای.

بـــــیا تا با یگـــــــــانه کردن شعــــــــله لـــــرزان شمـــــــع هایمـــــان،
 شعــــــله ای بزرگ پدیــــــد آوریــــــم 
 تا دلهــــــــایمان گـــــــــرم شونــــــــد. 

بــــــیا هــــــــم میــــــــهن.....بیا......"

آغاز نافـــــــرمانی های مدنـــــی سازمـــــان یافـــــــته



روی سخنـــــم با کسانـــی اســــت که بارها گِــــله می کردنــــد که چــــرا شاهــــزاده حرکـــــت عمــــلی انــــجام نمی دهـــند، چــــرا دعــــوت به آکســــیون و تجــــــمع نمی کنند و...
امــــروز شاهــــزاده با درایـــت کامل، شـــــما را دعــــوت به حرکتــــی کرده اند تا با کمـــــترین هزیــــنه و خــــطر ،در گــــام اول انســـــجام و همبســــتگی خود را به رژیـــم و جهانــــیان نشان دهــــید و در گام دوم ،آغــــازی باشــــــد بر حرکتــــهای عمــــلی و نافرمانــــــیهای مدنــــــی سازمــــان یافــــــته ،کـــــه در صـــورت استقـــــبال و همـــــکاری مــــردم ایـــــران ،مطمئنا در روزهــــای آیـــــنده شاهـــــد تکــــــــرار آن خواهــــــیم بود و با تشکــــــیل شــــــورای ملــــی نـــیز ،رونــــدی سیستــــماتیک و با برنامــــه به خــــود خواهـــــد گرفــــت و تا شکــــست دیکـــتاتوری جمـــــهوری اسلامــــی ،پیـــــش خواهــــــد رفــــــت .

پس بیایــــید به دور از اختلافات عقــــیدتی و گـــــروهی و جناحــــــی ،و تنــــــها برای آزادی و نجــــــات ایران عزیزمان ،به جهانــــــیان نشان دهـــــیم که مـــــردم ایران نـــــیز می توانند با همبســــــتگی و حرکـــــتی یکــــپارچه و در کنار هم ،دیکـــــــتاتور را مجــــــبور به قـــــــبول شکــــــست کــــــنـند .

وعـــــده ما 25 و 26 آذر 1391 ،با شـــــمع روشـــــن در همه شهــــرهای ایران

بی تفـــــــاوت نباش همـــــوطن

هــــــــمراه شو عزیـــــز ...که این درد مشـــــترک ،هرگـــــز جدا جدا درمان
 نمی شـــــــود...

همـــــایون نادری فر
10 دسامــبر 2012