با شما تا آزادی - 2


بنام حقوق بشر

پیروزی جمهوری خواهان و بدست گرفتن اکثریت سنای آمریکا و نیز مجلس نمایندگان که از سال 2006 همواره تحت سیطره دمکراتها بود ؛ رویداد مهمی است که می تواند بر روند مبارزات آزادیخواهانه اپوزیسیون واقعی ایران نیز تاثیر گذار باشد
.

 1 - تجربه تاریخ سیاسی نشان داده است که موضع جمهوری خواهان نسبت به رژیم جمهوری اسلامی ایران ،همواره سختگیرانه بوده و کمتر از دمکراتها ،شاهد مماشات آنان با جنایت های رژیم در داخل و ماجراجویی های آن در خارج از کشور بوده ایم .
به نظر می رسد شرایط کنونی سنای آمریکا ، فرصت را به اپوزیسیون ایرانی بدهد تا با لابی گری و آگاهی رسانی درست به نمایندگان مجلس و سنای آمریکا ، از مصوبات و تصمیمات دولت اوباما در جهت مدارا و مماشات با رژیم اسلامی ایران ،جلوگیری بعمل آورده و موضوع نقض حقوق بشر را اولویت اول مذاکرات غرب و بخصوص آمریکا با این رژیم قرار دهند .

2 – از سوی دیگر لابی جمهوری اسلامی و بخصوص باند تریتا پارسی که همواره رفیق چای عصرانه نمایندگان حزب دمکرات آمریکا بوده اند،با این اتفاق در موضع ضعف قرار گرفته و فرصت مناسبی پیش خواهد آمد تا بیش از پیش از توطئه های صد منافع ملی آنان پرده برداشته شود که این مهم حتما از سوی دوستان فرهیخته ای چون جناب داعی مد نظر قرار خواهد گرفت .

3 – اد رویس بعنوان رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در مخالفت با روند مماشات دولت آمریکا در مورد توافقات هسته ای با رژیم اسلامی ایران  4 نوامبر2014 در مصاحبه اختصاصی با صدای فارسی آمریکا ،اذعان کرد که آمریکا نباید اشتباه 20 سال قبل خود  را که در مورد کره شمالی انجام داد ،این بار در مورد رژیم اسلامی ایران  تکرار کند .
در نوامبر 2013 یعنی حدود یک سال قبل نوشته ای تحت عنوان "تحولات هسته ای کره شمالی، اتفاقی که ظاهرا جهان نمی‌خواهد از آن درس بگیرد " به قلم و تحقیق خودم منتشر شد و در مورد این مهم و بررسی مشابهت های برنامه اتمی کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران آگاهی رسانی گردید ،ولی متاسفانه در برنامه آگاهی رسانی هیچ سازمان و گروهی از اپوزیسیون قرار نگرفت و تنها در چند سایت از جمله در سایت کیهان لندن منتشر شد که آن هم بعدها به علت نامعلوم حذف گردید !

آنچه مسلم است ،جمهوری اسلامی با هزینه کردن میلیاردها دلار تنها به دنبال تامین سوخت اندک برای تنها نیروگاه اتمی خود در این برهه از زمان نیست وهدف بزرگتری را دنبال می کند که همانا بیمه کردن حیات و بقای رژیم و بالا بردن توان دکترین تهاجمی و تدافعی رژیم است و در ادامه آن ،با الگو گرفتن از نظام مدیریتی از نوع استالینی ، جامعه ای چون جامعه کره شمالی و شرایط آن کشور را برای ایران و ایرانیان متصور شده است .و با اتکا بر قدرت سلاح اتمی ، برگ برنده خود را در معادلات جهانی به رخ جامعه بین الملل خواهد کشید .
تلاش اپوزیسیون خارج از کشور در آگاه نمودن جامعه جهانی در عدم اعتماد به رژیم مذهبی جمهوری اسلامی که موضوع "تقیه " از باورهای ایدئولوژیک آن است ؛ می تواند سرنوشت ایران را از تبدیل شدن به کره شمالی دوم نجات دهد .
((  تقیه چیست ؟ ))
با توجه به تکرار چندین باره موضوع فتوای ایت اله خامنه ای بعنوان رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر حرام بودن ساخت سلاح اتمی ،که از سوی باراک اوباما و وزیر خارجه اش ،بارها در سخنرانی ها مطرح شده است ،باید این ساده اندیشان را با مثالی ساده آگاه ساخت که زمانی در ایران و با فتوای آیت اله خمینی ،بازی شطرنج حرام بود که بعدها بنا به ملاحظاتی آزاد گردید !
و یا باید این مهم را فراموش نکنند که در فقه شیعه ،فتوای هر شخصی تا زمانی که زنده است ،نافذ بوده و پس از آن مجتهد بعدی و در این مسئله ،رهبر بعدی می تواند فتوای دیگری را صادر کند ؛که با توجه به بیماری رهبر فعلی رژیم ،احتمالا این موضوع ،یکی از سناریوهای مورد نظر اتاق فکر رژیم در برجسته کردن موضوع فتوای آیت اله خامنه ای است .

پاینده ایران

همایون نادری فر

 14آبان ماه 1393

پی نوشت : 

 پاسخ کیهان لندن به چرایی حذف مقالات از سایت 
6 نوامبر 2014 :

((آقای نادری فر گرامی
اگر مطالب شما تا ماه مارس 2014 در سایت کیهان لندن، کیهان آنلاین، منتشر شده، باید به اطلاعتان برسانیم که متأسفانه به دلایلی که خارج از اختیار ما بوده، مطالبی که تا آن تاریخ منتشر شده اند، از دسترس ما و هم چنین آرشیو مجازی کیهان خارج شده و ما در حال حاضر قادر به بازآفرینی آنها نیستیم.
از این بابت بسیار متأسفیم چرا که خود کیهان نیز از اینکه آن مطالب را نمی توان در آرشیو مجازی یافت، بسیار ناخشنود است.

کیهانِ شما، کیهان آنلاین، لندن))



با شما تا آزادی - 1



به نام حقوق بشر

در روزهایی که گذشت به دو مسئله مهم در دو مبحث مختلف کمتر توجه شد و شخصا متن یا نوشته ای را در این باب ندیدم !
1 در مصاحبه شهبانو فرح پهلوی با برنامه پولتیک کامبیز حسینی ، شهبانو به نکته بسیار مهمی اشاره نمودند که به راستی و با قاطعیت می توان آن را دلیلی بزرگ برای نا آگاهی مردم از خدمات رژیم سابق در مقابل بزرگ نمایی اشتباهات حکومت که از طریق رسانه های جهت داری همچون بی بی سی انجام می گرفت ؛دانست و نقش آن را در شورش 57 و مشارکت نا اگاهانه بسیارانی در این حرکت ویران کننده ،بسیار پر رنگ دید !
این مسئله به نقل مضمون درسخنان شهبانو ، عدم وجود روابط عمومی قوی ارگانها و سازمانهای متعدد دولتی و غیر دولتی بود که نتوانستند و یا دانسته و ندانسته ، موفق نشدند تا برنامه ها و روند پیشرفت کشور را در مقایسه با سایر کشورها ، به آگاهی عموم برسانند و افق  روشن و شفافی از آینده ایران و رفاه و پیشرفت در همه عرصه ها را به نمایش عموم بگذارند .
در نبود این استراتژی مهم که لازمه بقای هر حکومتی است تا با شناساندن بهتر خود ،پشتوانه مردمی از خود را روز به روز محکمتر و قوی تر سازد ؛قدرتهای جهانی آن روز با احساس خطر از تمدن دیر پا و پیشرفت کشوری بنام ایران ، از خلاء موجود نهایت استفاده را کرده و با اتکا به اتاقهای فکر خود ، شروع به خبر سازی و شایعه سازی بر علیه حکومت پهلوی نموده و مردم عادی و نیز روشنفکر نمایان سرخ و سیاه آن روز را تهییج کردند ،تا جایی که شخصی مذهبی با دیدگاههای تاریک و مبهمی چون خمینی هندی را بر شاه ایران که فردی میهن دوست ، با سواد و متخصص در امر کشورداری بود ترجیح دادند و در نهایت سرنوشت سیاه ایران را در جزیره کوچک گوادلوپ به دست حسادت ورزان شرق و غرب رقم زدند .
2 پس از اعدام یا بعبارت بهتر قتل حکومتی ریحانه جباری ، برخی از فعالین عرصه مجازی و گاه هنرمندان و نیز اصلاحطلبان فرصت طلب ؛ با نادیده گرفتن اصل ماجرا و قوانین ضد بشری موجود در ایران ، با سطحی نگری به این واقعه ؛ علت آن را رسانه ای کردن موضوع از سوی فعالین سیاسی اجتماعی و نیز کنشگران حقوق بشر ،بخصوص در خارج از کشور معرفی کردند ! و در تلاشی مضاعف ،سعی نمودند تا کنشگران و رسانه ها را به سکوت در پرونده های مشابه ترغیب نمایند !
آنچه مسلم است و تجربه نشان داده است ،هیچ اراده ای نمی تواند رژیم را از تصمیماتی که می گیرد و آن را در جهت بقای خود و منافع نظام می داند ؛باز دارد . در مثالی واضح به موردی مشابه ،می توان به قتل حکومتی و اعدام  محسن امیر اصلانی اشاره کرد که بعلت فشار ارگانهای امنیتی و قضایی به خانواده وی در جهت مسکوت نگه داشتن موضوع پرونده و محکومیت وی ، علارغم تمکین خانواده  و سکوت چندین ساله آنان ،در نهایت این فرد دگر اندیش با اراده رژیم به جوخه دار سپرده شد .
نتیجه می گیریم که این افراد که به انحاء مختلف سعی در انداختن گناه این قتل حکومتی بر گردن کنشگران و ژورنالیستها دارند،در خوش بینانه ترین حالت ،یا از مسائل روز اجتماع و کشور آگاهی ندارند و یا اینکه در جهت سیاستهای رژیم و آگاهانه و تنها در جهت پائین آوردن آمار منتشره به جامعه بین الملل از جنایتهای رژیم اسلامی و جلوگیری از اتحاد جهانی بر علیه نقض حقوق بشر در ایران ،گام بر می دارند .
تمامی این تلاشها که با نوعی عصبیت که نشانگر استیصال رژیم از انتقادهای جهانی دارد ،در جهت خفه کردن و جلوگیری از رسانه ای شدن جنایاتی است که هر روز از سوی رژیم در این جامعه آخوند زده اجرا می گردد و تعدادی از به ظاهر افراد شناخته شده در جامعه و از میان قشر هنرمندان ، فرصت طلبان (اصلاح طلبان خارج از کشور ) و ... این نقش را با مزد و یا بی مزد انجام می دهند .
--------------------
1 در مورد نخست ، اهمیت آگاهی رسانی و تبلیغات درست ، از مهمترین وظایف هر سیستمی است تا بتواند حمایت مردمی را همواره داشته باشد و نیز تبلیغات منفی و شایعه سازی را خنثی نماید .
2 آگاهی رسانی از جنایات و نقض متعدد حقوق بشر در ایران ،از مواردی است که می توان از آن بعنوان پاشنه آشیل نظام یاد کرد ؛چرا که دول خارجی بعلت سیتمهای دمکراتیک و نیمه دمکراتیک کشور خود و نیاز به آرای مردم  جهت بقا در عرضه قدرت ، ملزم به توجه به امر مهم رعایت حقوق بشر در کشورهای مورد تعامل و خبرساز چون ایران هستند و فشار افکار عمومی و سازمانهای غیر دولتی فعال در امر حقوق بشر ،در امر سیاستگذاری دولت و پارلمان این کشورها ،بسیار تاثیر گزار و قابل توجه است .
لذا وظیفه تک تک ایرانیان خارج از کشور است تا با انتشار موارد متعدد نقض حقوق بشر توسط حکومت اسلامی ایران ، جامعه جهانی را با این موارد آشنا و بصورت غیر مستقیم در امر سیاستگذاری جهانی در مورد رژیم ایران ،تاثیر گذار باشند .

همایون نادری فر
13 آبان ماه 1393
4 نوامبر 2014

با شما تا آزادی


به نام حقوق بشر

تصمیم دارم تا بصورت ادواری و ترجیحا هفتگی ، به تفسیر و تحلیل وقایع ، گفتارها و کنشهای اجتماعی و سیاسی معاصر تحت عنوان سلسله مباحث (( با شما تا آزادی )) پرداخته و بعنوان کنشگرسیاسی و حقوق بشر ؛ به آسیب شناسی و چرایی عدم موفقیتها در این دو مقوله با تکیه بر تجربیات 15 ساله فعالیت خود در عرصه مستقل سیاسی و اجتماعی ، پرداخته و نیز پیشنهاد هایی را جهت حصول نتایج مورد نظر در جهت اهداف آزادیخواهانه و رهایی میهن از شرایط موجود ( حداقل از دیدگاه شخصی و زاویه نگاه خود به مسائل مورد بحث ) ارائه دهم .
امیدوارم هم میهنان ؛ این کوچکترین را از نظرات و پیشنهادات سازنده خود آگاه سازند و نیز منتقدین دیدگاههای ارائه شده ، با دیالوگی منصفانه و دور از بداخلاقی و با ارائه مستندات و دلایل کافی ؛ راه را برای آگاهی اینجانب و سایر هم میهنان مشتاق آگاهی ،هموار نمایند .
پیشاپیش سپاس از همراهیتان .
پاینده ایران

همایون نادری فر
 4 نوامبر 2013
13 آبان ماه 1393
یک جای دور از میهن !



لزوم تغییر روش مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی




رژیم در هیاهوی اعتراض به قوانین ضد زن و نیز اسید پاشی های متحجّرین اسلامی بر صورت دختران زیبای سرزمینمان ،ضمن عدم توجه به خواسته افکار عمومی و در یک دهن کجی آشکار به ملّت بیش از حد صبورایران !؛  دخترایرانی دیگری را که از شرفش در مقابل یکی ازمزدوران رژیم دفاع کرده بود ، اعدام کرد. !

سالهاست که در روند مبارزات آزادیخواهانه ، معتقد به مبارزه غیر خشونت آمیز و نافرمانی مدنی هستیم و همواره امید داشتیم که بشود این نظام را با کنشهای مدنی ، تغییر داد وحکومتی دمکراتیک و سکولار را جایگزین آن کرد .
چند صباحی است با مرور گذشته و نیز مشاهده عملکرد روزانه رژیم در واکنش به کنشهای مدنی غیر خشونت آمیز ، متوجه بی فایده بودن این رویکرد شده ام ونا امید از نتیجه بخش بودن این روند مبارزاتی .

حتما می دانید زمانی که سگی ولگرد به شما حمله می کند ،اگر از مقابلش فرار کنید ، شما را دنبال کرده و در نهایت به شما آسیب خواهد رساند ؛ ولی اگر نترسید و در مقابلش بیاستید و حتی خم شوید و نشان دهید که در حال برداشتن چیزی جهت ضربه زدن به او هستید ، سگ ولگرد ،عقب ایستاده و گاه فرار را برقرار خواهد کرد .
با احترام به همه کسانی که هنوز باور به مبارزات مدنی  دارند و مثالهایی چون نلسون ماندلا و گاندی را مطرح می کنند ؛ باید اذعان کرد که رژیم های حاکم بر کشورهای مطروحه ، رفتارهای خشونت آمیز و وقیحانه ای در حد  و اندازه عملکرد رژیم جمهوری اسلامی نداشتند و امکان مبارزه مدنی به انحاء مختلف و کم و بیش در آن زمان و مکان ، وجود داشت و فضای سرکوب و برخورد همانند اوضاع امروز میهنمان ایران ،نمود نداشت .
 جمهوری اسلامی در 36 سال عمر خود و بخصوص در چند سال گذشته ،نشان داده است که مشت آهنین خود را در مقابل هر گونه کنش مدنی رو کرده  و هر روز نیز پا را فراتر گذاشته و برای ایجاد جو ارعاب و تهدید مردم ،سناریوهای مختلفی را به اجرا می گذارد .
همواره این موضوع به ذهنم خطور می کرد که در نهایت این رژیم ها و حکومتها هستند که نوع مبارزه اپوزیسیون را تعیین می کنند و عملکرد 36 ساله جمهوری اسلامی ،نشان داد که رژیم هیچ شانسی را برای مبارزه مدنی و غیر خشونت آمیز باقی نگذاشته است و ساده لوحانه و خوش باوری محض خواهد بود اگر اپوزیسیون واقعی به این روند مبارزاتی فعلی ادامه دهد و هر روز شاهد زندان ،شکنجه ،و اعدام جوانان و روشنفکران این مرز و بوم باشد و دور باطل مبارزه مدنی را تنها برنامه مبارزاتی مشروع بنامد ! .
رژیم نشان داد که  حتی کوچکترین انعطافی در برابرخواسته های حداقلی مردم ندارد و و سناریوی اصلاح طلبی را تنها برای فریب و بیمه رژیم ،وارد زندگی سیاسی و اجتماعی مردم کرده و تعدادی نیز دانسته و ندانسته ، وارد این بازی بی شرمانه رژیم شدند .
در نهایت رژیم با ادامه روند موجود ،امکان ادامه حرکتهای آزادیخواهانه و مبارزه غیر خشونت آمیز را گرفته و متاسفانه هزینه مبارزات آزادیخواهانه را برای مردم  و بخصوص کنشگران عرصه های مختلف ،حتی غیر سیاسی ،بالا برده است .
معتقدم ،اعدام یا شکنجه وزندان یک شهروند ایرانی ، تفاوتی با اعدام و شکنجه و زندان هزاران شهروند ، ندارد و هر ایرانی باید این مهم را متصور باشد که ممکن است جاه طلبی ها و خشونتهای رژیم ،روزی دامان وی ، خانواده و یا نزدیکانش را بگیرد؛ پس باید برای اتمام این روند غیر انسانی و ضد بشری رژیم ، اقدامی کارساز و عملی تعبیه کرد .
در نهایت و پس از صحبتهایی که در چند روز اخیر با تنی چند از مبارزین صادق و میهن پرست  در داخل کشورداشتیم ،به این نتیجه رسیدیم که نوع برخورد با رژیم شیعه مسلک وسفاک جمهوری اسلامی ، باید همانند برخورد و مبارزه با داعش سنی مسلک سوریه و عراق باشد و در این میان شاید جان و زندگی خود را تقدیم نهال آزادی میهنی کنیم که سالهاست سایه شوم این رژیم بر آن سنگینی می کند و در همه این سالهای به ظاهر مبارزه ؛ شاهد مرگ عزیزانی چون نداها و سهرابها ، ستارها و ریحانه ها شده ایم و نیزبرخوردهای تحقیر آمیز حاکمان را با مردم و بخصوص زنان میهنمان دیده ایم و تنها به نوشتن مقاله و سخن ورزی پرداخته ایم و امروز نتیجه همه این آزمونها و خطاهای 36 ساله را می بینیم و بر گذشته این مبارزات و جانها و زندگی های از دست رفته ،به خاطر همه این فرصت سوزی ها ، افسوس می خوریم .
ادامه روند و استراتژی مبارزاتی موجود بر پایه مبارزات مدنی ، به نظر ،خیانت به سرنوشت ملّت و کشوری است که روز به روز و ذره به ذره ، ارزش و جایگاه ملّی خود را به عنوان یک ملّت ،از دست می دهد و نیز بعنوان یک کشور دارای تمدن و تاریخ هزاران ساله ، تمامیت ،استقلال و یکپارچگی خود را در خطر روز افزون دسایس داخلی و خارجی ،می بیند .
باید طرحی نو در اندازیم و نگذاریم صفحات تاریخ میهنمان در دوران حیات ما ،چرکین و عاری از احساس وظیفه و عرق ملّی باشد !
برای ما واژه آشتی ملی ، قابل احترام وقابل بررسی است ،ولیکن معتقدیم ، آشتی ملی ،زمانی معنا پیدا خواهد کرد که رقیب هم به آشتی و هم به واژه ملّی ،معتقد باشد و تا هنگامی که قوانین بازی را در میدان مبارزه ، مراعات نکرده و من و شما را هم میهن نداند و عقاید خود را به زور تفنگ و اسید ! بر ما تحمیل کند ، چاره کار تنها مقابله به مثل است؛ حتی اگر محکوم به عملکرد خشن و نامتعارف گردیم که البته تاریخ به درستی در مورد کنشها و رفتارها قضاوت خواهد کرد.

 فراموش نکنیم که انقلاب مشروطیت با توپ و تفنگ به نتیجه رسید ونیز دلاوران این سرزمین در همه سالهای جنگ با رژیم متجاوز عراق ،جدای از بهانه های مختلف و رژیم ساخته ، بیشتردر دفاع از خاک و ناموس این میهن ،دست به اسلحه بردند و با چنگ و دندان از آنها دفاع کردند .

امروز نیز بر ماست که با هر آنچه در توان داریم ،در مقابل این اهریمن هار و وحشی که شهوت ظلم و جنایتش روز به روز سیری ناپذیرتر می شود ؛ با هر وسیله و روش ممکن بایستیم و برای ریشه کنی آن در زمانی کوتاه ، تلاش کنیم .


چرایی تاکید بررهایی میهن در زمانی کوتاه به این جهت است که هر روز که می گذرد ، باید در مقابل وجدان خود به خاطر همه کشتارها ،اعدامها ،زندانها ،شکنجه ها و همه آسیبهای مستقیم و غیر مستفیم روحی و جسمی روزانه وارد به هم میهنانمان ، پاسخگو باشیم .


به سازماندهی گروههای عملگرا و میهن پرست بپردازیم و عزم ملّی و غیرت ایرانی را بر ضحاکان زمان ،نشان دهیم .
همانطور که زندگی را برای مردم نا امن کرده اند ، میهن را برای ادامه حیات و تاخت و تازشان نا امن کنیم .

رژیم و حاکمان وقت نیز بدانند که مسئولیت کنشها و واکنشهایی که در نهایت با هزینه های جانی و مالی خواسته و ناخواسته همراه خواهد شد ، نتیجه رویکردی است که خود انتخاب کرده اند و بر ادامه آن تا به امروز پافشاری می کنند .

ما زن ومرد جنگیم 
بجنـگ تـــا بجنگیم

پاینده ایران
پاینده مبارزین جان بر کف و آزادیخواه میهن
گرامی باد ،یاد و نام  تک تک جاویدنامان راه آزادی از دیروز تاریخ تا فردای تاریخ میهن

همایون نادری فر
3 آبان ماه 1393

چـــه مـــردمانی هستـــيم ما !

تعويق اعدام خوشحالمان مي كند  ، ولي يادمان مي رود ، بي گناه را بايد آزاد كنند ، نه بارها و بارها شكنجه روحي ...
آزادي با وثيقة خوشحالمان مي كند ، ولي فراموش مي كنيم ، بي گناه بايد بي قيد و شرط آزاد شود ، نه اينكه ماهها در استرس چگونگي حكم دادگاه ، انتظار بكشد ...
حكم تعليقي خوشحالمان مي كند ، ولي يادمان مي رود أين حكم ، همچون شمشير داموكلس ، بالآي سر محكوم است و ...
چرا اينهمه سطحي نگر شده ايم و حقير ؟!
كاري كنيم كارستان
ما مي توانيم
اگر بخواهيم
همايون نادري فر
٨ مهر ١٣٩٣

يك جاي دور از ميهن پر درد

این نوشـــته را نخـــوانـــید !




این نوشته را نخوان هم میهن
!

اصلا به من و شما چه که آتنا ، آرش ، گلرخ و ... مهمان دیوارهای سرد اوین هستند !

به من و شما چه که بهایی ها اجازه ادامه تحصیل ندارند !

به من و شما چه که دراویش در زندان اعتصاب غذا کرده اند !

به من و شما چه که خانواده زندانیان سیاسی و عقیدتی ،چگونه روزگار می گذرانند !

به من و شما چه که دیروز ندا و سهراب در خیابان کشته شدند و ستارها و زهراها در زندان !

به من و شما چه که هر روز خبر از اعدام می رسد و واژه "ایران " در میان مردمان جهان با کلمه "تروریست " همراه گشته است !
به من و شما چه که آن پناهجو ،خانواده اش را در کشتی شکسته از دست می دهد و این پناهنده ،بیگاری کارفرمای ترک و سریلانکایی را می کند !

به من و شما چه که کودک 10 ساله ،فردا به جای مدرسه ،باید زیر باران پائیزی در چهارراه سر خیابانتان ،آدامس بفروشد تا پول داروی صرع پدر بیمارش را تامین کند!
به من و شما چه که بر مادر ستارها و نداها چه می گذرد !

به من و شما چه که مادر سعید هنوز چشم به در دوخته است !

به من و شما چه که همسر آن زندانی سیاسی ، پای تماس تلفنی بازجوی کثیف ،احساس شرم و حقارت می کند !

به من و شما چه که دختر آن کارگر از کار بی کار شده به خاطر از بین رفتن ریه هایش پای کوره مواد سمی ،برای پر کردن کپسول اکسیژن پدر ،تن به خواسته شرم آور آن آقازاده صاحب سهام کارخانه داد!

راستی ؛ به من و شما چه که جامعه ،رنگ بی اخلاقی به خود گرفته است و اقتصاد کشور رو به ورشکستگی است !

به من و شما چه که آینده چه می شود و کودکانمان در چه محیطی بزرگ می شوند و تربیت می شوند !

به من و شما چه که داخل شیر و ماست مان و داخل شیرینی کودکمان ، چربی صنعتی است !

به من و شما چه که دریاها را با بی مبالاتی خشک میکنند و رودخانه ها را بی آب !

به من و شما چه که پارازیت بر روی امواج ماهواره مضر است و کودک همسایه عقب افتاده بدنیا آمده است !

به من و شما چه که کودک شین آبادی بخاطر بخاری نفتی غیر استاندارد کلاس درس می سوزد و سنگرهای حزب اله لبنان مزین به هیتر و کولرهای اهدایی دولت ایران است !

به من و شما چه 18 میلیارد دلار طلا از این کشور خارج شد و برایش صاحبی پیدا نشد و دولت ترکیه را از رکود اقتصادی نجات داد !

به من و شما چه که از ده ها اختلاس و غارت بیت المال این کشور ،یک فقره 3000 میلیاردی لو رفت و خرده پاهایش محاکمه صوری شدند !

به من و شما چه که ماشینهای ایران خودرو و سایپا استاندارد نیستند و میزان کشته شدگان سالانه حوادث رانندگی در ایران، بیشتر از بسیاری از جنگهای رخ داده در تاریخ است !

راستی ، به من و شما چه ...

همین یک لقمه نان را بچسب هم میهن ... شکر که لقمه ای هست و لیوانی آب برای قورت دادن آن !

شان انسانی متعلق به کتابهاست و بلاد کفر ، ما را چه به این تجدد و خروج از سنت !

راستی چای قند پهلویت سرد نشود !

" خانم به بچه ها بگو سر و صدا نکنند ! دارم اخبار صدای آمریکا گوش می کنم ... "

"حاج آقا ، زری خانم می گفت توی مسجد محله ، تور اقساطی به مشهد و سوریه ثبت نام می کنند ..."

"خانم ،من دارم میرم صف بنزین ، میگن از فردا بنزین گرون میشه ..."

"حاجی ،این شناسنامه ها رو کجا گذاشتی ، فردا بریم رای بدیم .میگن اگه رای ندیم ،دیگه بهمون یارانه نمیدن ..."

"ای خانم ، اون پس انداز جهیزیه دخترمون رو بیار بفروشیم بدیم سکه و دلار ، دیدی یک شبه میلیادر شدیم ها... از من گفتن..."

راستی ... اصلا به من چه ؟!

همایون نادری فر
29شهریور ماه 1393

یک جای دور ازخوشی های وطن

هوشیار باشیم .خطری که نادیده گرفته می شود!



هم میهنانم
موضوع مهمی ،مدتی است که ذهن مرا درگیر خود کرده است !
در روزهای اخیر خبرهای مربوط به کمکهای تسلیحاتی به گروههای کرد و شبهه نظامیان درگیر با نیروهای تندرو و وحشی دولت اسلامی شام و عراق از سوی آمریکا و کشورهای اروپایی را می شنویم و از اخبار پیروزی های آنها خوشحالیم .
ولیکن آنچه که به آن پرداخته نمی شود ،خطر بالقوه ای است که از عدم مدیریت و توانایی جمع آوری این سلاحها از سوی دولت عراق و پس از اتمام جنگ ،بوجود خواهد آمد؛ کاری که عملا غیر قابل کنترل و ناممکن به نظر می رسد !
بر کسی پنهان نیست که تعدادی از سازمانها و گروههای تجزیه طلب کرد ایرانی در دفاع از هم تباران و کردهای منطقه خود مختار کردستان عراق در برابر داعشیان ،وارد این جنگ شده اند و طبعا از کمکهای تسلیحاتی نیز در پی تصمیم کمک غیر مستقیم دول غربی ،بی بهره نیستند و این مهم در آینده می تواند تمامیت ارضی ابران را به خطر انداخته و حتی باعث به هم خوردن توازن قدرت میان اقوام کرد و ترک منطقه که همواره دارای اختلافات ارضی بوده اند ،شده و در نهایت به نا امنی و آشوب ،بخصوص در مناطق کرد و ترک نشین ایران در محاورت کردستان عراق بیانجامد .
پر واضح است که دست زدن به چنین اقدامی از سوی سیاستمداران آمریکایی و برخی کشورهای اروپایی و عرب منطقه ،در حالی که می توانستند مستقیما و در مدتی خیلی کوتاه ،با نیروهای بین المللی ،داعشیان را با شکست مواجه سازند ؛ مبنی بر کمکهای تسلیحاتی به گروههایی که متعهد به قوانین بین المللی نیستند و رویکرد و سیاست احترام به مرزهای سیاسی کشورها را ندارند ،در خوشبینانه ترین حالت ،نشان از حماقت آنان و در بدترین حالت نشان از توطئه و نقشه شومی است که می تواند در ادامه تلاشهای نیم قرن گذشته ،برای تجزیه و تضعیف ایران باشد .
ادامه حیات جمهوری اسلامی و سو مدیریت و عدم رویکرد سیاسی و اجتماعی آن در حهت منافع ملی کشور ،باعث گردیده است که بیشتر از هر زمان دیگر ،اوضاع برای شیطنت فرزندان نامشروع برنارد لوئیس انگلیسی ،فراهم گردد .
ایرانی هوشیار باش و فراموش نکن که :
گاهی وقتها خیلی زود ،دیر می شود !

همایون نادری فر
9 آگوست 2014

سقوط جمهوری جعلی به دست آقازاده ها



آیا آقازاده ها ! ، در نهایت باعث سقوط جمهوری جعلی ساخته شده توسط پدران خود خواهند شد ؟

فایل صوتی سخنان مهدی هاشمی ، فرزند هاشمی رفسنجانی منتشر شد .



نکات ریز و قابل تاملی در این گفتمان و چرایی آن وجود دارد و کدهای مهم و پیامهایی را می توان از آن گرفت !
انتشار این مصاحبه که متن نوشتاری آن در روزهای قبل از سوی بیژن فرهودی و در کیهان لندن ،انجام گرفت با جریان دادگاهی مهدی هاشمی همزمان بود و به نظر می رسد ؛هدف خاص و بزرگ سیاسی با توجه به وجود نوعی دوگانگی و سردرگمی در داخل نظام , از این انتشار وجود دارد!



موضوع این دادگاه و نیز حکم احتمالی صادره و نیز پیامدهای پس از آن ، شوک موثری را بر بدنه رژیم وارد خواهد نمود و در این میان ، استفاده بهینه از این پیش آمد در جهت گامی بزرگ برای رهایی ایران ،وظیفه تک تک مبارزین و آزادیخواهان ایرانی است و امید که این فرصت نیز همانند فرصتهای بسیار دیگر که قبلا رخ داده بود ؛ از دست نرود !

همایون نادری فر

اول سپتامبر 2014

چالش آب و یخ برای بیداری مردم ایران!





حرکتی بین المللی آغاز شده برای کمک به بیماران اِی اِل اِس که مربوط به تحلیل سیستم عصبی و در نهایت فلج عمومی و مرگ این بیماران است .

شخصا معتقدم که در حال حاضر بیماری به نام "کشور ایران " نیاز فوری به کمک و درمان دارد و به نظرم هر ایرانی در هر کجای جهان باید به هر نحو ممکن برای نجات آن تلاش کند .
ریختن آب یخ بر روی سر ، نمادی است برای بیدار شدن از خواب سنگینی که جامعه ایران متاسفانه بدان مبتلا گشته است .
همایون نادری فر
19 آگوست 2014 

یک جای خیلی دور از ایران ! 
#‎icebucketchallenge‬



چهـــل ســـال گذشـــت ...




چهل سال گذشت ...
شاید زمان بعثت ام باشد !
و یا آغازی جدید ...
هر چه که بود و هست ...
می دانم که آسان نبوده و نخواهد بود ...
سپاس از همراهانم .
چه دور و چه نزدیک .
مهرتان افزون ، یادتان پر بار .
با شمایم تا بودنم در کالبد تن .
اول شهریور ماه 1393
چهل سال بعد از اول شهریور 1353
یک جای خیلی دور از زادگاه ام
همایون