بدبینی و بی اعتمادی ها را کنار بگذاریم .هدف یکی است : گذر از نظام و شرایط حاضر ایران


اینکه آقای موسوی و آقای کروبی ، هر دو زمانی دردایره حکومت نقش پر رنگی داشته اند و عملکرد و همکاری آنها در ظلم و ستم سالهای گذشته در این سرزمین،باید مورد توجه و قضاوت درست قرار گیرد ،جای هیچ بحث وشبهه ای نیست
.
ولیکن نباید فراموش کنیم که در 35 سال حیات رژیم فاسد جمهوری اسلامی ،عملکرد این دو شخص پس از کودتای سال 88 ،ضربه ای کاری و غیر قابل ترمیم به مشروعیت داخلی و خارجی رژیم زد که هنوز آثار آن بر پیکر فرتوت نظام مشاهده می شود و از سخنان کینه ورزانه وشدید الحن سران حاکم بر علیه این دو فرد ،می توان آن را دید و حس کرد .
به نظر می رسد شرایط موجود برای این دو فرد ،مانع از بیان شفاف مواضع امروز آنها شده است و باید این مهم را مد نظر داشت که احتمال گذر از نظام و باورهای قبلی مبنی بر ادامه پشتیبانی و ضرورت بقای نظام ،در این دو شخص وجود دارد و چه بسا ادامه حبس و رفتار تحقیر آمیز با آنان و خانواده شان به خاطر حس این مهم از سوی حاکمیت باشد .
شایان ذکر است که مواضع شفاف اشخاصی چون سید محمد خاتمی و دیگر اصلاح طلبان حکومتی ،بر همگان ثابت کرده است که این فرد و دیگر همفکرانش به دنبال بقای نظام به هر قیمتی هستند و ترجیح داده اند به جای قرار گرفتن در کنار مردم و یا حداقل سکوت ، به دفاع از نظام و تلاش برای ادامه حیات این رژیم فاسد بپردازند .
به هر حال قضاوت سطحی و نیزبدبینی بیش از حد به خاطر عملکرد گذشته و زیر سئوال این دو فرد،در شرایطی که نمی توان از نظرات و باورهای امروز آنها مطلع بود ؛ نباید باعث اختلاف میان هم میهنانی گردد که همگی دغدغه میهن دارند و شاید در بیان روش ها و نحوه بیان خواسته ها با توجه به باورهای شخصی و آموزه های اجتماعی ، اختلاف سلیقه داشته باشند .
آنچه مسلم است ،و اصل مبارزات براندازانه ما را با اولویت روش غیر خشونت آمیز، معرفی می کند ،موضوع آشتی ملّی و برجسته کردن آن در میان افرادی است که به نوعی در داخل دستگاههای دولتی و حکومتی کار کرده ولی نقشی در جنایات وفسادهای حاکمیت نداشته اند ؛ و این مهم می تواند هزینه های دوران سرنگونی و گذر از نظام را به حداقل ممکن کاهش دهد .
لذا لزوم همبستگی و اتحاد حول محورهای مشترکی که درصد بالایی از افکار و خواسته های هم میهنان را نمایندگی می کند ؛می تواند رمز پیروزی هر چه سریعتر مبارزه همه آزادی خواهان میهن باشد .
بیائید بدبینی ها و بی اعتمادی هایی که رژیم در طول حیات 35 ساله خود ،به انحاء مختلف در میان ایرانیان بوجود آورده است را کنار بگذاریم و با اولویت احترام به نظر و اعتقادات یکدیگر ،تلاشی مضاعف را برای گذر از شرایط کنونی کشور و آسیب های بیشتری که ادامه حیات این رژیم بر میهن عزیزمان ایران تحمیل می کند ،انجام دهیم و با تفکری دمکراتیک که زیبنده هر آزادیخواهی است ،در فردای ایران ،نظرات و مانیفیست خود را به رای مردم بگذاریم و به نظر اکثریت آگاه ایرانیان احترام بگذاریم .

به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی با هر گرایش فکری و نظری

پاینده ایران و ایرانی آگاه
همایون نادری فر
 16  آپریل 2014

وظیفه این روزهای ایرانیان آزاده خارج از کشور در قبال میهن !



جای تعجب است که با وجود عاملیت جمهوری اسلامی در بسیاری از مشکلات امنیتی و مشکلات مستقیم و غیر مستقیم اقتصادی در سطح جهانی ؛ چرا گزینه کمک به تغییر رژیم توسط مردم ناراضی ایران از سوی جامعه بین الملل و بخصوص کشور های قدرتمند جهان ، مطرح و عملیاتی نمی شود ؟!
به نظر می رسد بهتر است در کنار تمام فعالیتهایی که برای روشن شدن ماهیت ضد بشری جمهوری اسلامی انجام می گیرد ،بایستی تلاش کنیم تا در دنیای سیاست ، جامعه بین الملل را ترغیب به توجه و قبول گزینه تغییر رژیم و نظام جمهوری اسلامی نمائیم .
وظیفه تک تک ایرانیان خارج از کشور این است که این مهم را مد نظر داشته و با دولتمردان و نمایندگان محلی و پارلمانها در شهرها و کشورهای محل زندگی خود ارتباط برقرار کرده و آنها را از خواسته اکثریت مردم آگاه سازند و نیز با فعالیت در سازمانهای غیر دولتی و بخصوص حقوق بشری ،از طریق آنها ،دولتمردان این کشورها را برای کمک به خواسته اکثریت مردم ایران که همانا تغییر رژیم حاکم است ، تحت فشار قرار دهند .
همایون نادری فر
11 آپریل 2014

سخنی با هم میهنان و پشتیبانان شورای ملّی ایران


با درود خدمت هم میهنان خوبم و بخصوص پشتیبانان و اعضای مجمع موسس شورای ملی ایران در پاریس

همانطور که مستحضر هستید ، بزودی نشست دوم شورای ملی ایران برگزار خواهد شد و بار دیگر اعضای شورای عالی و دفتر سیاسی انتخاب شده و بر اساس سیاستهای ذکر شده در منشور شورا ، و با استفاده از تجربیات یک سال گذشته ، این حرکت را پیش خواهند برد .
یک سال گذشته و مسائل پیش آمده در بطن این حرکت و حاشیه های آن ، ملاک خوبی است برای قضاوت و شناخت افرادی که بتوانند در ادامه این حرکت مفید باشند و در رسیدن به هدف اصلی آن که انتخابات آزاد برای آزادی ایران است ، تلاش کنند .
شخصا تلاش کردم تا در یک سال گذشته که بعنوان منتخب اول شورای عالی، مورد اعتماد بسیارانی از شما عزیزان بودم ؛ این حسن نظر و اعتماد را ارج نهاده و با پشتیبانی شما بزرگواران ، از توان خود برای پیشبرد این هدف به انحای مختلف ، استفاده کنم .
خوب می دانید که در این راه پر پیچ و خم مبارزه ، گاه و بیگاه از سوی دشمنان دانا و دوستان کم لطف نیز ، به شکلهای مختلف ضربه دیدیم ، ولی از پای ننشستیم ، چرا که تنها به ایران می اندیشیدیم .
سخن کوتاه می کنم و به موضوع اصلی می پردازم :
۱ - در اولین فرصت و قبل از نشست دوم ، سعی خواهم کرد گزارشی مستدل و مستند از فعالیتهای یکساله خودم و شورای ملی ، خدمت شما ارائه دهم .
۲ - امکان حضور مجدد من در این شورا و نیز امکان انتخاب شدن مجددم ، بستگی کامل به حضور فیزیکی ام در نشست دارد که تنها با یاری پشتیبانان امکان پذیر خواهد بود ( پرداخت هزینه بلیط رفت و برگشت و اقامت چند روزه در محل نشست که احتمالا تورنتو کانادا خواهد بود ، از عهده من پناهنده و مقیم در نقطه دوری چون استرالیا ، خارج است ! )
۳- مورد دوم را اشاره کردم چرا که نمی خواهم در صورت عدم شرکت در نشست دوم شورای ملی ایران، از سوی پشتیبانان و حامیانی که همواره مورد لطف و حسن نظرشان بودم ؛ سرزنش گردم و محکوم به رها کردن مبارزه در این حرکت و تنها گذاشتن یاران واقعی و هم پیمانان میهن پرستم ، گردم .
۴- پیشاپیش آرزو می کنم و امیدوارم که مبارزین واقعی و ایراندوستان حقیقی ، میدان را برای سو استفاده احتمالی افراد انحصار طلب و بی مایه سیاسی ، خالی نکنند و این حرکت را که با حضور فرد شناخته شده ای چون سخنگوی آن ، از مشروعیت بالایی برخوردار است ، و از سوی ایشان نیز کم و بیش به جامعه بین الملل معرفی شده است ، و شانس موفقیت بالایی در رسیدن به هدف ذکر شده دارد ؛همراهی نمایند .
۵- سپاس ویژه ای دارم از تیم های مبارزاتی داخل کشور و بخصوص شهرهای اورمیه ، تبریز ، اصفهان ، شیراز و شهرستانهای کوچک ولی با غنای فرهنگی و مبارزاتی بالا ، که ارتباط مستمرشان با اینجانب ، همواره انرژی مضاعفی را ایجاد می کرد و من را در ادامه این حرکت مصمم تر و با اراده تر می نمود .
اعلام میکنم ،بودن در کنار شما عزیزان داخل کشور، هر چند بصورت فیزیکی مقدور نیست ، ولیکن حس همراهی و یکدلی ، همواره سلاح پر قدرت من در راه مبارزه با ظلم و ستم بود و همواره تلاش کردم تا فریاد در گلو مانده تک تک شما عزیزان در فضای خفقان موجود باشم .

در روزهای آینده تلاش خواهم کرد تا بنا به درخواست بسیاری از همراهان ، گزارشی از روند مبارزات و برنامه پیش رو را از یکسال گذشته تا کنون ، در اختیار پیگیری کنندگان و مبارزین راه آزادی قرار دهم .

همایون نادری فر
۱۰ آپریل ۲۰۱۴

صدای سیامک ها و حسین ها باشیم


بعد از این‏که  در سال 87 ،امیررضا میرصیافی نویسنده وبلاگ " روز نگار"  را درزندان کشتند، فضای جامعه ایرانی وبلاگ‌ نویس در شوک ناخواسته ای فرو رفت. سازمان‏ها و گروههایی که در اعتراض به این جنایت حرکت کردند، فعالیت‌شان محدود به همان دوره بود و بعد ها دیگر به این فعالیت ادامه ندادند! در حالی‏که در پنج سال اخیر وبلاگ‏نویسی و شبکه ‏های اجتماعی همیشه ابزار اول برای ارتباط گرفتن با ایران بوده است
.
در ادامه این سالها به تناوب شاهد دستگیری ها و قتلهایی در میان جامعه نویسندگان و کنشگران فضای مجازی بودیم که باید اعتراف کرد،درصد بالای آگاهی های جامعه امروزی ،مدیون تلاش این جامعه گمنام  و بیشتر با نام مستعار ،بخصوص در داخل کشور بوده است .
رفتار دور از انسانیت و وحشیانه رژیم با حسین رونقی و نیز قتل ستار بهشتی در روزهای نه چندان دور ، بار دیگر توجه محافل داخلی و بین المللی را به برخوردهای سیستماتیک رژیم جمهوری اسلامی با فعالین وب ،جلب نمود .
آنچه امروز باید بیش از پیش به آن پرداخت و اجازه نداد تا بار دیگر اسیر فراموشکاری مزمن ما ایرانیان شود !؛ شرایط اسفناک زندانیان وبلاگ نویس و وب نگار در کنار دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی است .
سیامک پور شجری نیز یکی از وبلاگ نویسان پر توانی است که جمعیت آگاه ایرانیان ،به او مدیون است .

صدای سیامک ها و حسین ها باشیم .
همایون نادری فر
28 مارس 2014
یک جای خیلی دور از میهن !

آیــا اراده ای بــرای نجــات میـــهن داریــد ؟


ای مردان و زنان ایرانی
آیا اراده ای برای نجات میهن دارید ؟

آتش میگیرم ، وقتی در تهران 17 میلیونی ،نوری زاد به تنهایی مقابل کاخ اداره اطلاعات قدم می زند و فریاد حق طلبی سر می دهد !

دلم می گیرد وقتی حسین رونقی روی تخت بهداری زندان ناله می زند و پدرش به تنهایی در شهر میلیونی تهران ،برای نجات فرزندش ،دست به تحصن زده است !

دندان هایم را به هم می سایم ، وقتی هزازان هزار وکیل و حقوق دان این مملکت ،در برابر زندانی شدن همکارانشان خفه خون گرفته اند !

بغضم می ترکد ،وقتی بار دیگر شاهد پر پر شدن فرزندان این آب و خاک می شوم و شاهد یتیم شدن کودکان بیگناه و مظلوم!

دلم را می سوزاند صدای آه سوزناک مادر ستار و مادر سعید زینالی و مادرهای پارک لاله !

نفرت سراسر وجودم را فرا می گیرد وقتی می شنوم میلیاردها دلار سرمایه این کشور صرف پروژه های ایدئولوژیک رژیم در خارج می شود ولی در داخل کشور ،هستند بسیارانی که سقفی برای زندگی ندارند و به نان شب محتاجند !

جنون سراپایم را می گیرد ،وقتی جوانی را به جرم دزدی تنها 70 هزار تومان و آنهم برای تامین هزینه دارو و درمان مادر، به دار می آویزند ولی دزدان میلیاردی با وقاحت تمام با سرمایه های مردم به خوشگذرانی های خود می پردازند و راست راست در خیابانها با خودروهای گرانقیمت خود ویراژ می دهند !

باز هم بگویم؟
عاقل را اشارتی کافی است ...!

تونس
مصر
لیبی
اوکراین
ونزوئلا
ترکیه
ایــــــ....؟

همایون نادری فر
25 مارس 2014
یک جای خیلی دور از وطن