آخرین سخن با آخرین امید ایران


با درود!
آقای رضا پهلوی ، شاهزاده ایران زمینم 

سخن به گزافه نخواهم گفت و چیزی به درازا نخواهم نوشت ، چرا که گفتنی ها را قبلا گفته ام و نوشتنی ها را نیز خصوصی و عمومی به عرض تان رسانده ام .
تنها برای ثبت در تاریخ مبارزاتی خودم و پاسخی برای آنان که پیگیر اخبار کنشهای آزادیخواهان و میهن دوستان هستند ، اینجا و در این واپسین نوشتار وبلاگ شخصی ام در این مبحث ، نوشته های یک ماهه گذشته خودم را که بیشتر بغض در گلو بود و فریاد بی صدا ، قرار می دهم و با خود عهد می بندم که این آخرین سخنان و نوشتارم با « تنها امید مردم ایران برای نجات میهن » باشد و برای جلوگیری از سوءاستفاده های رژیم و عوامل آن ، دیگر در باب این مباحث چیزی نخواهم نوشت و سخن نخواهم گفت و  علارغم میل باطنی و نیز سوگندی که یاد کرده بودم و احساس می کنم از سوی شما شکسته شد ، شما را با یاران مورد اعتمادتان و آنانی که ظاهرا نظرشان به نظر شما نزدیکتر است ، تنها می گذارم و امیدوارم هر آنچه در این ۳ سال نزدیکی به سیستم شما ، دیدم و شنیدم و درک کردم همه اشتباه بوده و حاصل بی تجربگی و یا احیانا درک نادرست وکم بصیرتی من باشد .
تنها به این مهم اشاره می کنم که اگر هر آنچه که گفته و نوشته بودم بعدها ثابت گردد که اشتباه بوده ، پیشاپیش از شما و حلقه مشاورینتان پوزش می طلبم ولی اگر درستی همه این دلنگرانیها و نق زدنهای دلسوزانه روزی به اثبات برسد ، امیدوارم آن روز شجاعت پوزش خواهی از من و خیلی های دیگر را که زندگی شان را در راه آرمانهای شما برای نجات ایران گذاشتند و با آنان رفتار ناجوانمردانه شد و سرنوشت دیگری برایشان رقم خورد را داشته باشید .
تنها خواهش من از شما به عنوان یک شهروند ایرانی این است که اگر روزی بر مسند حکومت میهنمان تکیه زدید، مدیران و مسئولان را از افراد فرهیخته و اگاه انتخاب کنید و نیز ظرفیت نقد پذیری و شنیدن انتقاد را در خود افزایش دهید و  از همه مهمتر ،ارتباط مستقیم خود را با مردم حفظ کرده و به گزارشهای اطرافیان ، بسنده نکنید !

به امید آزادی ایران و بازگشت به مام وطن

به امید برقراری حکومت آزاد و سکولار با دولتمردانی با اخلاق و متخصص در ایران آینده 
پاینده ایران 

همایون نادری فر
۱۹ سپتامبر ۲۰۱۶
یک جای دور از میهن




ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۶

اینکه تنها امید همبستگی و اتحاد اپوزیسیون برانداز را پس از ۳ سال از تشکیل آن، اینگونه به بیراهه بکشانند و عامل تفرقه و مایه شرم آزادیخواهان در مقابل جامعه سیاسی بین الملل قرار دهند ، اگر نامش خیانت نیست ، پس چیست ؟!!
شورای ملی ایران که با آغازی پر سر و صدا ، می رفت تا توجه جهانیان را به خود جلب کرده و امید و قدرت مضاعف به مبارزین داخل و خارج کشور دهد ، بعلت عملکرد برخی افراد مشکوک در آن ، از هم پاشیده شد و به محفلی خصوصی با عملکردی در حد یک رسانه دست سوم تقلیل یافت .
مطمئنا اتاقهای فکر ارگانهای مختلف سیاسی و امنیتی در دنیا ، این مهم را رصد کرده و در برنامه ریزی های کوتاه و بلند مدت خود در عرصه جهانی و بخصوص سرنوشت آینده ایران ، دخیل خواهند نمود .
جديدترين گزارش گروه تحقيق كنگره آمريكا در آگوست ٢٠١٦ منتشر شد که می توانید در لینک زیر فایل پی دی اف آن را مطالعه کنید : 
در صفحه ۸ و ۹ این گزارش به فعالیتهای رضا پهلوی بعنوان فرزند آخرین پادشاه ایران ، اشاره شده و توضیحاتی در رابطه با تشکیل شورای ملی ایران ، ارائه شده است .
در قسمتی از این توضیحات که در عکس با رنگ آبی مشاهده می کنید و به نظر می رسد نتیجه گیری از فعالیت آن باشد ، عملا سخن از افول فعالیتهای این تشکیلات به میان آمده و گزارش با این جمله ، بسته شده است !
خیانت و عملکردهای اعضای به ظاهر کلیدی این محفل در تاریخ معاصر سیاسی ثبت خواهد شد و در کنار همه گفته ها و ناگفته ها در مورد این افراد و کنشهای آزادیخواهان واقعی در مقابل آنان ، صفحاتی را خواهد ساخت که متاسفانه در فصل های مختلف تاریخ ایران ، کم از آن ، ندیده ایم !
شاهزاده ! آقای پهلوی ! 
به قول خودتان : هوشیاری در مبارزه رمز پیروزی است .

آیا به دنبال پیروزی در مبارزه نیستید ؟!

همایون نادری فر

۱۸ سپتامبر ۲۰۱۶
یک جای خیلی دور از میهن


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۶
امروز خبر نشست محفل خصوصی شورای ملی ، که با وقاحت تمام « نشست عمومی » اعلام شده است را دیدم !
و دریغا این محفل خصوصی که در برگزاری انتصابات می رود که روی رژیم را سفید کند ، برای ایرانیان نوید انتخابات آزاد می دهد ! 
چه مضحک و چه مفتضح !

در ۲ سال گذشته به توصیه تنی چند از اساتید با تجربه علوم سیاسی ، به امید اصلاح امور و درست شدن امور شورا آنطوری که قرار بود بشود و نشد ، سخن نگفتم و به تلنگرهای گاه و بی گاه بسنده کردم و امیدم را تنها به حضور شخص شاهزاده و نیاز میهنم به جایگاه تاریخی وی بستم ...
ولی افسوس !
در روزهای آینده و پس از آرام شدن اعصابم که از این وقاحت بی انتها و بی اخلاقی های سیاسی به هم ریخته ، به این مهم خواهم پرداخت و دیگر سکوت نخواهم کرد ...
به ایرانم سوگند ، دیگر سکوت نخواهم کرد ...

همایون نادری فر
منتخب اول شورای عالی نشست پاریس 
عضو کمیته راه اندازی شورای ملی ایران 


۱۳ سپتامبر ۲۰۱۶
یک جای دور از وطن


——————————— ۳ سپتامبر ۲۰۱۶

نقش مشاورین متخصص ، سیاستمدار ، آگاه به مسائل روز و در عین حال
 اخلاق مدار ، در بالا بردن جایگاه یک شخص، گاه از میزان درایت و توانایی های آن شخص ، مهمتر است ...
تجربه های گذشته را فراموش نکنیم ای فرمانده ! ای دوست ! ای سرباز وطن !
همایون نادری فر 
۳ سپتامبر ۲۰۱۶
یک جای خیلی دور از میهن



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  ۲۵ آگوست ۱۳۹۵

روی سخنم مستقیما با سه فرد مشخص است !
آقای رضا پیرزاده ، خانم نازیلا گلستان و مهدی خسروی (یاشار پارسا)
با تمام افتضاحات و تفرقی که به وجود آوردید ، اگر یک ذره درد وطن دارید و اگر اندکی معتقدید که آقای رضا پهلوی و اعتبارتاریخی ایشان می تواند ایرانمان را از شر رژیم جمهوری اسلامی نجات دهد ، از عملکرد شرم آورتان در ادامه بی اعتبار کردن این شخص دست بردارید و همین امروز از اطراف ایشان دور شده و از پست های دفتری و سازمانی منصوب به ایشان ، کناره گیری کنید !
امید که اگر تنها راه به خطا رفته باشید ، نامتان در کنار فردوست ها و قره باغی ها قرار نگیرد .


همایون نادری فر 
منتخب اول شورای ملی ایران در نشست پاریس 
عضو کمیته هماهنگی برای تشکیل شورای ملی ایران
۲۵ آگوست ۱۳۹۵

یک جای دور از میهن



ـــــــــــــــــــــــــــــ۱۰ آگوست ۲۰۱۶
دوستان آیا زمان پرسش از شاهزاده در مورد شرایط ناامید کننده شورای ملی ایران فرا نرسیده است ؟!
همانطور که در این مصاحبه و از دقیقه ۵۰ به بعد می بینید ؛شاهزاده از ما و از مردم خواسته اند تا ناظر بر عملکرد شورا باشیم و کاستی ها و اشتباهات را گوشزد کنیم .
❊❊❊ از دقیقه ۵۰ این مصاحبه را ببینیم و به شاهزاده یادآوری کنیم !❊❊❊

بنظر می رسد سکوت ۲ ساله در قبال عملکرد غیر حرفه ای و پر اشتباه اعضایی مشخص از شورای ملی کافی باشد و نیاز است که شخص شاهزاده بنابه قولی که در این مصاحبه دادند ؛ وارد عمل شده و در صدد اصلاح شرایط و برکناری افراد خاطی در سرنوشت کنونی شورا باشند .
از کلیه عزیزانی که دل در گرو ایران دارند و ضمن احترام به شخصیت تاریخی شاهزاده در این مدت بنا به دلایل مختلف با متانت کنار کشیده و سکوت اختیار کرده اند عاجزانه تقاضا دارم برای ایران و برای اعتبار شاهزاده که تنها آلترناتیو دموکرات و سکولار برای نجات میهن است ؛ سکوت را بشکنند و با انتقادات و پیشنهادات سازنده خود زمینه احیای مجدد شورا و اثبات همراهی همیشگی باشاهزاده در نجات میهن را فریاد بزنند و صدای اعتراض خود را از وضعیت کنونی شورای ملی به گوش ایشان برسانند .
شاهزاده بدانید که علارغم همه سمپاشی ها و صحبتهایی که به دروغ به گوشتان می رسانند ؛ ما هنوز بر عهدی که با شما برای نجات وطن بسته ایم ؛پایبندیم و شما را در این راه تنها نخواهیم گذاشت ؛ البته اگر بخواهید!
همایون نادری فر
عضو رسمی و منتخب اول شورای ملی ایران در نشست پاریس۲۰۱۳
۱۰ آگوست ۲۰۱۶

عجوزه های خاورمیانه به دنبال چه هستند ؟


ضحاک ایران که اعدامهای روزانه و کشتارهای خارج از مرزها ، ارضاء اش نمی کند ، به دنبال ایجاد حمام خونی دیگر در منطقه است . 
رژیم با زیرکی تمام و بخصوص در سالهای اخیر ، با تزریق عرب ستیزی و نژاد پرستی در جامعه ایران ، توانسته است به آرزوی ۳۰ ساله خود در تشکیل بسیج ۲۰ میلیونی در جنگ با هر کشور عرب زبان و سامی نژادی برسد .
رژیم به خوبی از میزان بالای عدم مقبولیت و مشروعیت خود در میان ملت ایران آگاه است و با علم به موضوع دشمنی تاریخی ایرانیان و اعراب ، بخوبی از این نکته استفاده کرده و توانسته است با اتکاء به این مسئله ، همچون زمان جنگ با عراق ، امیدوار به حضور میلیونی جوانان و مردم بخت برگشته ایران در جبهه جنگ احتمالی با عربستان باشد . جنگی که جمهوری اسلامی برای بقای خود و فرار از فشارهای درونی و نیز انحراف افکار عمومی به سمت آن و ایجاد فضای خفقان مطلق به بهانه شرایط جنگی و حتی احتمال کشتار مخالفین و حتی منتقدین در داخل کشور همچون دهه شصت ، بدان نیاز دارد .
از سوی دیگر حاکمان بی تدبیر و کند ذهن عربستان نیز بدون آگاهی از چرایی اصرار رژیم ایران بر ادامه تنشهای روز افزون تا سر حد جنگ مستقیم در یمن ، آلت دست سناریو نویسان خاورمیانه جدید شده اند که با زیرکی خاص و با تحمیل تمام هزینه های یک جنگ احتمالی و امکانا بلند مدت بر دوش آل سعود ، به دنبال ثبت رکوردی جدید در اجرای سیاستهای خویش با کمترین هزینه برای مالیات دهندگان کشورهای خود، می باشند .
تقابل آل سعود بعنوان پدر معنوی مسلمانان سنی مذهب از یک سو و رژیم ولایی اشغالگر ایران بعنوان پدر معنوی مسلمانان شیعه مذهب ، در نهایت جنگی خونین و فاجعه بار خواهد بود که آثار آن حتی بصورت جنگهای داخلی و آشوبهای وحشیانه در داخل کشورهای اسلامی منطقه و حاوی اقلیت ها و اکثریتهای شیعه و سنی ، نمود خواهد یافت .
جنگی که شاید مرزهای جغرافیایی بسیاری را تغییر دهد ، تعداد جمعیت منطقه را تغییر دهد و حتی نامهای جدیدی را در سرزمینهای خاکی و آبی خاورمیانه شاهد باشیم .
مطمئنا ایران تکه تکه شده و نیز عربستان ویران شده و ثبت چاههای نفتی آن بعنوان چاههای نفت بین المللی ! خواسته آشکار و نهان بسیاری از سیاست ورزان قدرتمدار جهان است که بازی شطرنج جهانی را به نفع منافع اقتصادی خود و شرکای کوچک و بزرگ خود اداره می کنند .
و اینجاست که باز باید تاکید کرد ، تنها راه نجات ایران و ایرانیان از شرایط پیش رو و شرایط احتمالی آینده ، تلاش همه جانبه برای سقوط رژیم ماجراجو و ضد منافع ملی فعلی ایران و تشکیل حکومتی سکولار و دمکراتیک در ایران است تا با احترام به منافع ملی و نیز احترام به جامعه بین الملل و دوری از تنشهای بیهوده ، راه را بر هر برنامه ضد ملی و تهدید تمامیت ارضی ایران ببندد و این مهم باید هر چه سریعتر و با هر روش و راه ممکن و قبل از آنکه دیر شود ،به انجام برسد ، وگرنه ایران ، ایرانستان خواهد شد و قبرستانها آباد !
همایون نادری فر 
۸ سپتامبر ۲۰۱۶
یک جای دور از میهن

جایگاه رضا پهلوی را درک کنیم !



شاهد هستیم که این روزها بیانیه هایی مستقیما و یا غیر مستقیم خظاب به فرزند ارشد محمد رضا شاه پهلوی ، پادشاه فقید ایران نوشته شده و از عملکرد و رفتارهای ایشان انتقاداتی گاه به تندی بعمل آمده است .
عزیزانی از تهیه کنندگان این بیانیه ها که البته در میهن پرستی و ایران دوستی آنان شکی نیست، با حسن اعتمادی که به بنده دارند این بیانیه را برای اینجانب نیز فرستادند . ولیکن علارغم موافق بودن با روح و لزوم انتقاد ، با بندهای متعددی از ان و نیز در معرض دشمنان ایران قرار دادن آن موافق نبوده و آن را امضاء نکردم !
معتقدم که در ابتدا بایستی به آسیب شناسی چرایی قرار گرفتن در این موقعیت پرداخت و پس از ان در مورد شخص آقای پهلوی نظر داد . ( علارغم میل باطنی ام ایشان را دیگر شاهزاده خطاب نخواهم کرد، چون اخیرا به من ثابت شد کسانی که ایشان را با اسم خالی و بدون عنوان تاریخی صدا می زنند ، در نزد ایشان محبوبتر و قابل اعتماد ترند ! )
به جد و بدون تعارف معتقدم در گام نخست باید به دنبال آزاد سازی ایشان از بند و گروگانگیری افراد و مافیایی بود که باعث شده اند خیل عظیمی از وفاداران به سامانه پادشاهی به این میزان دلسرد شوند و در کمال عصبیت بیانیه تند و بیشتر احساسی و کمتر سیاسی را خطاب به ایشان مرقوم نمایند . 
باید عوامل این وضعیت غیر قابل باور برای جناب پهلوی و عوامل شاد کننده اتاق های فکر رژیم و بدخواهان ایران را به هر نحو ممکن از اطراف ایشان دور کرد .
توصیه ای دوستانه به میهن دوستان واقعی که صد البته هر میهن دوست واقعی خود از معترفین به قابل احترام بودن خاندان پهلوی با همه کاستی ها و اشتباهات ممکنه است :
رضا پهلوی ، یک شخص نیست !...او چه بخواهد و چه نخواهد ، وارث نظام پادشاهی ۲۵۰۰ ساله ای است که در پهنه تاریخ شاهد حضور شاهانی میهن دوست و با اراده و قوی سیرت و نیز شاهانی سست عنصر و میهن فروش نیز بوده است .
رضای پهلوی از سلاله شاهانی است که ایران را از عقب افتادگی های قاجاری به تمدن و فرهنگ به روز زمان پهلوی پرت کردند و در این مرحله پرتاب ! شاهد خراشهایی نیز بر پیکر کم جان جامعه ایران بودیم که ظاهرا در ظرف زمانی آن تاریخ و به باور کارشناسان بسیاری ، هرچند به دید امروزی اشتباه ولی قابل اجتناب نبود .
رضا پهلوی و جایگاه تاریخی او ، به اعتراف دوست و دشمن ، تنها تیر مردم ایران برای گذر از این نظام فاشیستی اسلامی و رسیدن به یک حاکمیت سکولار و دمکرات در ایران است که باید به هدف بخورد و این تیر برای پرتاب شدن نیاز به کمان سترگ و پرقدرتی دارد که میهن دوستان واقعی و ایران یاران خوش فکر باید بدنه اصلی آن را بسازند .
متاسفانه این تیر و کمان ما مورد تهاجم موریانه های بسیاری قرار گرفته . از سویی افرادی که اعتماد ایشان را به هر ترفندی به دست آورده اند ، خواسته و ناخواسته در سالهای اخیر در تضعیف جایگاه ایشان در روند آزادیخواهی چیزی کم نگذاشته اند و به نظرم اگر این افراد را دارای حسن نیت و ایران دوست می دیدیم ، با اتقاقات و نتایج حاصل از عملکردهایشان ، تا امروز باید از مناصب کسب کرده از اعتبار رضا پهلوی ، کناره گیری کرده و از نتایج عملکردهایشان و انحرافات و دافعه های پیش آمده ، پوزش می خواستند .

از سوی دیگر ما با پدیده ای روبرو هستیم که شخص رضا پهلوی را بعلت شخصیت انسانی و فروتنی که دارد ، از طرفداران دو آتشه و درباری مسلک و بیشتر پر سن و سال سلطنت خاندان پهلوی ، به نوعی فراری داده و بهانه ای به دست افرادی داده است که با وجود همه بی انصافی ها و حتی توهین های گفتاری و نوشتاری بر علیه شخص ایشان و پدرانشان ، در کنار ایشان و در دایره نزدیکان ایشان قرار گیرند و همواره در گوش ایشان از رفتارهای به ظاهر غیر دمکراتیک شاه دوستان ، بد گویی کنند .
این افراد همانهایی هستند که با زیرکی تمام از عواطف و روحیه احساسی وی سوء استفاده کرده و رضا پهلوی را در موقعیت امروزی خود قرار داده اند که برخی از وفاداران به خاندان پهلوی و نیز جمهوری خواهان ملی گرا اینگونه تند و از روی عصبیت ایشان را در بیانیه اخیر خود، مخاطب قرار دهند .

پرواضح است که رضا پهلوی بارها در سخنان و نوشتارهایش ثابت کرده است که نه تنها یکپارچگی ارضی ایران برایش خط قرمز محسوب می شود ، بلکه یکپارچگی ملی نیز که میراث تاریخی تمدن چندین هزار ساله ایران است نیز همواره مورد تاکید و توجه ایشان بوده است .
هم میهنانم !
بیایید هر کاری که میکنیم ابتدا به ایران بیاندیشیم و بسنجیم که این کار ما به چه اندازه می تواند برای نجات میهن و رسیدن به آزادی تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد .

بیایید یاد بگیریم که حتی اگر بزرگان دیروز و شخصیتهای برجسته امروز میهنمان در مقطعی از زمان دچار ضعف گفتاری و یا تاکتیک ناقص سیاست ورزی البته از نظر ما بعنوان بینندگان و شنوندگان ظاهر قضیه ، در مقابل شیطنتهای بدخواهان ایران شدند ، با توجه به شناختی که از واقعیت امر و ایمان آنان به اصل موضوع داریم ، در استتار آن و پرده کشیدن بر روی آن ضعف در مقابل چشمان نامحرمان به ایران تلاش کنیم و داشته هایمان را قدر نهیم ... و باز به ایران بیاندیشیم !
همایون نادری فر 
اول شهریور ۱۳۹۵( زادروزم )
یک جای دور از میهن

یاشار پارسا یا مهدی خسروی ؟

مدتهاست که نمی نویسم ... کمتر می خوانم و ...

نه اینکه نخواهم ! ...نمی توانم !


دیشب با خبر دستگیری فردی که نقش پررنگی در شرایط اسفناک حال حاضر شورا و پراکندگی و به حاشیه راندن بسیارانی چون من از مجموعه ای که زندگی مان را وقف آن کردیم و امید زیادی به پیروزی آن با حضور فرزند پادشاه فقید داشتیم ؛ تمام رویدادهای ۳ سال گذشته همچون پرده سینما از روبروی دیدگانم گذشت !
نمی دانستم به عنوان یک انسان جایز الخطا از این اتفاق روی داده با آن حجم خبری معیوب و سانسور شده ابتدایی در مورد اصل ماوقع و در مورد شخصی که عضو محفلی است که تلاش زیادی برای سوزاندن مهره های میهن پرست و باورمندان رضای پهلوی و به حاشیه راندن آنها کردند و می کنند و بخصوص در مورد بی اخلاقی ها و بی مهری هایی که در حق شخص خودم انجام دادند ؛ از این رویداد خوشحال شوم یا ناراحت !
در ابتدای امر خبرهای منتشره از سوی اعضای شورای ملی حاکی از موضوعی بود که در نگاه اول نه تنها باور پذیر نبود بلکه احساس می شد که به شعور مخاطب نیز توهین می شود!
اینکه جمهوری اسلامی درخواست استرداد این فرد به ظاهر فعال سیاسی و آنتی اسلام (صاحب و نویسنده وبلاگ گمنامیان) را از دولت ایتالیا به دلایل سیاسی داشته باشد و به این دلیل نیروهای امنیتی ایتالیا وی را دستگیر و بازداشت نموده اند بیشتر به یک جوک و ایجاد هیجان کاذب و فرار رو به جلو شبیه بود !
کما اینکه اگرقرار بود رژیم با این ترفند بتواند اهداف معارض خود را به چنگ آورد ؛هزاران ایرانی مبارز که قابلیتهای بسیار بالاتری نسبت به این فرد در عرصه مبارزه با رژیم دارند ؛ می توانستند هدف های اولاتری باشند .از سوی دیگر جمهودی اسلامی ماههاست که تلاش می کند فردی مانند خاوری را که اختلاس وی در سیستم بانکی ایران بعنوان عضو رسمی سازمانهای حقوقی و بین الملی ثابت شده است را به کشور بازگرداند ولیکن موفق نمی شود ؛ حال چگونه از مخاطبین هوشیار و البته نه مسخ شده و ذوب شده انتظار می رود تا دخالت جمهوری اسلامی را در قضیه بازداشت این فرد باور کنند ؟!

ladies and gentlemen !
I wasn't born yesterday ...

خبرهای بعدی ولی حکایت از پیچیده بودن ماجرا و ارتباطات مالی این فرد با کمپانی بزرگی دارد (شرکت دخانیات برادران العقیلی در دوبی) که پیشتر و بر اساس اطلاعات منتشر شده ارتباط آن با باند قاچاق سیگار و مافیای دخانیات ایران از جمله محسن رضایی و تنی چند از سرداران سپاه؛ برملا گشته است !
ظاهرا مهدی خسروی که ما تا دیروز ایشان را با نام یاشار پارسا می شناختیم در یک پرونده قضایی که لینک آن در اینجا می آید درگیر ماجرایی می شود که در آن از مبالغ بالا و میلیون دلاری ادعای خسارت و رشوه به مقامات دولتی ایران و ارتباطات با سپاه و ... سخن به میان می آید !

در اینکه هر شخصی در زندگی خصوصی خود مختار است که راه امرار معاش خود را برگزیند و تمام اتفاقات و مشکلات احتمالی را به جان بخرد ؛حرفی نیست ولیکن حضور یاشار پارسا با عناوین اهدایی آنچنانی از سوی آن مقامات عالی و عالیه در شورای ملی ! و بعنوان دبیر اجرایی آن مجموعه و اعتماد اینچنین به شخصی که چنین کارنامه کریهی در ارتباط با یکی از تجارتهای کثیف یعنی دخانیات ؛ در خوشبینانه ترین حالت و با در نظر گرفتن اصل برائت در مورد مسائل دیگر احتمالی دارد ؛ نهایت عملکرد غیر حرفه ای و بی تدبیری سازمانی و فردی است . 
تاسف بارتر اینکه قبل از روشن شدن وضعیت پرونده قضائی این فرد و مشخص شدن چرایی و چیستی ماجرا ؛امضای شخصی را پای بیانیه ها و نامه پراکنی ها می گذارند که به اعتراف دوست و دشمن تنها امید ۸۰ میلیون ایرانی آگاه و ناآگاه برای آینده ایران محسوب می شود و از این فلاکت بارتر اینکه موضوع را اینگونه علنی کرده و میدان دیگری را برای تضعیف هرچه بیشتر شخصیت تاریخی رضا پهلوی مهیا می سازند !
بعنوان یک کنشگر سیاسی که بدبینی چاشنی همیشگی افکار و تجزیه و تحلیل هایش باید باشد ؛معتقدم اگر هم رد پای جمهوری اسلامی همانطور که از برخی رسانه های ایتالیایی و همچنین بیانیه ها و مصاحبه های تلویزیونی به سمع و نظر رسید ؛درست باشد باید احتمال تسویه حسابهای داخلی را نیز در سیستم حذفی رژیم و بخصوص در ماههای اخیر فراموش نکرد !

نباید فراموش کنیم که نه دولت ایتالیا به آن اندازه احمق است که خود را اسیر بازی های کودکانه این کوتوله های به ظاهر سیاسی نماید و نه جمهوری اسلامی وقت و امتیازات پشت پرده خود را هزینه مهره های دست هشتم !به ظاهر مخالف می کند .
امیدوارم که تمام حدثیات و گمانها و نیز اخبار و احکام در مورد این شخص درست نباشد و اگر فردی که به نام مهدی خسروی یا یاشارپارسا و یا هر نام دیگری معرفی می شود ؛از نظر قوانین حقوقی دمکراتیک و قوانین نانوشته انسانی بی گناه باشد ؛ به آغوش خانواده خود بازگردد .
در انتها به قول شاهزاده رضا پهلوی : هوشیاری رمز پیروزی در مبارزه است .
البته اگر از خود آغاز کنیم !

همایون نادری فر 
۹ آگوست ۲۰۱۶
یک جای دور از میهن
پانوشت : 
( نفرین بر کسانی که با عملکرد خود هر روز بر زمان این دوری از میهن می افزایند )

توضیح : عکس آقای مهدی خسروی بعلت رعایت مسائل امنیتی شطرنجی شد !!!
برای شناخت این فرد و آگاهی از روحیات وی و سیاه نوشتارهای وی در مورد خاندان ایران ساز پهلوی و توهین های متعدد ؛ به وبلاگ وی و لینک های مربوطه مراجعه کنید :
https://gomnamian.blogspot.com.au/.../03/blog-post_4585.html

جمهوری اسلامی با تروریسم زنده است



به نظر می رسد که حاکمان سیاسی غرب پس از حملات تروریستی افراطیون اسلامی در قلب اروپا ، به نوعی در شوک و سر در گمی به سر می برند .
تحولات منطقه بخصوص در هلال شیعی که تحت سیطره رژیم ماجراجوی شیعی جمهوری اسلامی ایران است ، با جنگهای نیابتی و نقشه های زیرکانه این رژیم ، می رود تا در نبود سیاستمداران هوشیار و شجاع در غرب ، دنیا را به سوی نا امنی و هرج و مرج سوق دهد .

- در گام نخست ، جمهوری اسلامی در جبهه ترکیه با یک تیر دو نشان زد!
ابتدا با فریب کردها و نیروهای کرد مخالف مرکز ، تجهیز و ترغیب آنان به حملات تروریستی ، توانست آنها را وارد بازی تروریستی خود کند و ضمن جلوگیری از اتحاد کردهای سه کشور عراق ،ترکیه و سوریه و نیز حمایت بین الملی از آنان بواسطه آلوده شدن در دام انفجارهای تروریستی در ترکیه و شناخته شدن با نام تروریست ،عملا خطر امکان همراهی کردهای ایران را با آنان در مبارزه با حکومت فاشیستی کشورهای خود ، از بین بردند و از سویی دیگر راهکار تضعیف حکومت ترکیه که اخیرا با رویکرد استراتژیک بسوی عربستان، به منتقد بالفعل رژیم ایران بدل شده است را به زیرکی عملی ساختند .

- در گام زیرکانه دیگر ، جمهوری اسلامی توانست داعش را نیز با سیاستهای خود همراه سازد !
از منابع موثق خبر می رسد که نیروهایی از کردستان و سیستان و بلوچستان به داعش پیوسته اند که رژیم اسلامی ایران توانسته است با تحت فشار قرار دادن خانواده های آنان و نیز تطمیع آنان با دلارهای نفتی ، برنامه های تروریستی خود را بر آنان دیکته کند . با این شگرد که این گروه از داعشیان تحت حمایت پنهان جمهوری اسلامی ، ضمن گسترش حملات تروریستی در کشورهای غربی ، آنان را ترغیب به همکاری با جمهوری اسلامی برای به ظاهر مبارزه با تروریست نمایند ، غافل از اینکه سر مار در تهران است و رژیم اسلامی ایران با زیرکی و بصورت مستقیم و غیر مستقیم ،عملیاتهای تروریستی در جای جای زمین جهان را هدایت می کند .

برای اثبات این مهم از خود سئوال کنید که اگر بنابر آنچه که به ظاهر اعلام می گردد و جمهوری اسلامی مدعی آن است که مستقیما با داعش در سوریه می جنگد و با روسیه در این امر همراه است ، چرا مشابه عملیات های تروریستی را در تهران و مسکو شاهد نیستیم ؟!

البته رژیم ضد مردمی ایران می تواند با بمبگذاری های ساختگی و ایجاد فضای نا امنی در کشور با نام داعش ، این مهم را نیز مدیریت کند ، ولیکن رژیم بخوبی می داند که فوران نارضایتی های مردمی که فعلا با شعار حفظ امنیت کشور، آتش زیر خاکستری را می مانند، به جرقه کوچکی بسته است و اگر رژیم به این ریسک بزرگ دست بزند ، چه بسا توان کنترل رویدادهای پس از آن را نخواهد داشت .

- و بازهمین منبع درون حاکمیت می گوید که بزودی شاهد گسترش حملات تروریستی از اروپا به کشورهای خاور دور و حتی استرالیا نیز خواهیم بود ، چرا که رژیم جمهوری اسلامی ایران ، بقا و حیات خود را در ایجاد بحران می داند و برای انحراف اذهان بین المللی از وقایع منطقه هلال شیعی ، در حال برنامه ریزی برای گسترش تروریست دردیگر نقاط امن دنیاست .

همایون نادری فر
۲۷ مارس ۲۰۱۶


یک جای دور از وطن 

چرایی تولد پدیده زشتی بنام قاضی پور در شهر فرهنگ و ادب رضائیه



از زمانی که به یاد دارم ،همیشه و همه جا وقتی سخن از مردمان شهررضائیه (اورمیه فعلی) به میان می آمد ، صفاتی چون محجوب بودن ، با فرهنگ بودن و به روز بودن نیز این مهم را همراهی می کرد .
انتشار سخنرانی سراسر زشت و بی ادبانه یک نفرازدایره حکومتیان دربرنامه انتخاباتی وی و متعاقب آن کم لطفی برخی هم میهنان پس از پخش گسترده سخنان نفرت انگیز نادر قاضی پور بعنوان فرد مقبول سیستم حاکمیت ؛نسبت به مردم زادگاهم رضائیه و مقصر دانستن آنان در بوجود آمدن پدیده لمپنی چون قاضی پور ، من را بر آن داشت تا مطلب کوتاهی را در این باب بنویسم :

باید اذعان داشت که کمبودها و نادیده گرفتن حقوق اقوام مختلف در جای جای ایران توسط رژیم نالایق جمهوری اسلامی باعث گردیده است که موضوع به ظاهرحقوق شهروندی اقوام و در اصل سوءاستفاده از آن ،سالهاست که دستمایه فریب و تبلیغات اتاق فکر جمهوری اسلامی در رقابتی و پر شور کردن نمایش انتخابات های شورای شهر و مجلس اسلامی شده است و در این میان نفراتی که به دروغ هم که شده بیشتر بر ساز دفاع از حقوق قوم مربوطه می زنند ، بیشتر مورد توجه دهکهایی از جامعه سنتی و قومیتی هستند که همواره شرکت کردن در انتخابات یا هر برنامه اعلامی از سوی حاکمیت را وظیفه شرعی و دینی خود می دانند .
نادر قاضی پور نیز همچون بسیارانی از مقبولین سیستم فاشیست اسلامی در نقاط مختلف کشور ، از آذربایجان تا کردستان و از لرستان تا خوزستان ؛ بی بهره از این نقشه و رویکرد زیرکانه نظام نبوده و توانسته است با جمعیت عوام و امت همیشه در صحنه شهر اورمیه که شاید کمتر از ۲۰ درصد جمعیت کل ملت فرهیخته و با فرهنگ رضائیه را تشکیل می دهند ؛ پیوند گفتاری عوامانه و رو حوضی برقرار کرده و آرای آنان را به نفع خود قبضه کند .
پر واضح است حضور چهره های در سایه وکمتر شناخته شده مقبول سیستم و منتخب شورای نگهبان از جناحهای مختلف حکومتی در کنار این فرد برای کسب آرای عوام مورد بحث در دور دوم ، خود نشانگر میزان انحطاط اخلاقی درون سیستم نظام جمهوری اسلامی و صحه گذاشتن بر این اندیشه ماکیاولیستی است که ً هدف ، وسیله را توجیه می کند ًو این را می توان در حضور هادی بهادری از لیست اصلاح طلبان و روح اله حضرت پور از لیست اصولگرایان در کنار این فرد بی شخصیت جهت مقابله با رای آوردن دو نامزد کرد تبار در دور دوم این سیرک انتخاباتی ،مشاهده کرد .
انتظار می رود نهادهای مردمی و انجمنهای مردمی اورمیه (رضائیه) که در خفقان موجود ، توان نفس کشیدن را از روزنه های کوچک دارند؛ بتوانند در حد توان از جایگاه تاریخی مردمان این شهر در شهره بودن به حجب و تمدن و فرهنگ دفاع کنند و با رویکردی مناسب از نادر قاضی پورها تبری جویند و با دفاع از ارزشهای انسانی و بخصوص زنان و مادران و نیز با توجه به تخطی وی از قوانین موجود کشور و عطف به سوابق انحطاط اخلاقی و اعمال جنایتکارانه در جنگ و ... حاکمیت را مجاب نمایند تا از این مهره خود چشم بپوشد و وی را در جایگاه مناسب خود و عقیده خود در هر ناکجا آبادی قرار دهد .
از سوی دیگر باید ببینیم در روزهای آینده ، مدعیان اخلاق در دو جناح حاکم و بخصوص جناح اصلاحطلبان ، که قرار است در مجلس آینده حاضر شوند ؛ حضور وی در مجلس و تکیه بر صندلی های کنار دست خود را چگونه پذیرا خواهند بود و آیا به حداقلهای انتظارات رای دهندگان اخلاق مدار غیرسیاسی، در رد اعتبارنامه وی پاسخ خواهند داد یا خیر !

همایون نادری فر
۱۳ اسفند ماه ۲۵۷۴
یک جای دور از زادگاهم رضائیه (اورمیه)

انتقاد دوستانه‌ای از مردم ایران !



 مقاله ای که  روزنامه‌نگار ایتالیایی «اناکاندا» هم‌زمان با سفر حسن روحانی رئیس جمهور اسلامی ایران به ایتالیا در روزنامه پرتیراژ، کوریه د لإسرا، منتشر کرد. 

نیتن آناکاندا می‌نویسد:

ایرانیان نمونه بارز داشتن الگوهای ذهنی مخرب هستند. آن‌ها در درازنای تاریخ ویژگی جالبی از خود نشان داده‌اند.
زمانی که کشورشان در مسیر رشد و ثروت قرار می‌گیرد گویا نمی‌توانند بپذیرند که این پیشرفت از آن آن‌هاست. به هر شکلی دست به تخریب ناخودآگاه آن می‌زنند.

تقریباً بسیاری از دودمان‌های پادشاهی ایران به همین شکل ازمیان‌رفته‌اند. ایرانیان یا خود شورش کرده‌اند و یا در برابر دشمن بیگانه به مبارزه جانانه دست نزده‌اند. حتی پس از رشد اجتماعی و اطلاعاتی معاصر بازهم این ویژگی حفظ‌شده است.
در سال ۱۹۷۹ ایرانیان در حالی شورش کردند که کشورشان در مسیر رشدی بسیار سریع از هر نظر قرار داشت. رفاه جامعه ایرانی بسیار بالا رفته بود، رشد اقتصادی ایران رکورد جهانی را شکسته بود، رشد هنر و فرهنگ و ورزش ایران در مسابقات جهانی نمایان شده بود، ایران محلی برای گردهمایی توریست‌ها شده بود و این کشور همیشه در صدر اخبار جهان به‌عنوان یک کشور کهن اما متمدن بود. به‌طوری‌که رسانه‌های مهم جهان هرروز مصاحبه‌هایی با مقامات ایرانی پخش می‌کردند.
متخصصین این کشور در سازمان‌های جهانی دارای پست‌های مهمی بودند و سازمان‌هایی نیز به دست ایران راه‌اندازی شده بود ازجمله گات (تجارت جهانی امروزی)، اوپک و یا سازمان حمایت از گردشگری که مقر همه این سازمان‌ها قرار بود در ایران باشد که به دلیل انقلاب اتفاق نیفتاد.
طرح‌های اقتصادی ایران آن‌چنان بود که اکنون پس از نزدیک چهل سال هنوز از آن‌ها استفاده می‌شود. برای نمونه متروی تهران و یا برج مخابراتی میلاد تاور و خیلی از طرح‌های دیگر برجای‌مانده از دوران پیش از ۱۹۷۹ می‌باشد.
استادیوم ورزشی صدهزارنفری که قرار بود میزبان المپیک ۱۹۸۴ باشد به دلیل تجملی دانستن این بازی‌ها از سوی روحانیون، برای همیشه از برگزاری المپیک محروم شد.
تقریباً می‌توان گفت رشد چشمگیر در همه زمینه‌ها وجود داشت. درزمینهٔ سیاست نیز شاه ایران از سال ۱۹۷۷ فضای سیاسی ایران را با آزادی همراه کرد که به شورش مذهبیان انجامید.  آنچه از این اتفاقات برمی‌آید نشانگر خودکشی دسته‌جمعی ملتی است که نمی‌تواند رفاه خود را ببیند. ایرانیان در میان خودشان معتقدند که انگلستان می‌گوید برای تسلط بر اعراب آن‌ها را سیر نگهدار و برای تسلط بر ایرانیان آن‌ها را گرسنه.
اگر این درست باشد ایرانیان باید بدانند که حکومت فعلی هیچ‌گاه برای آنان رفاهی فراهم نخواهد کرد. چراکه ادامه حاکمیتش به ادامه روند فعلی بستگی دارد

بررسی شرایط ایران در ۳۷ سال گذشته نیز نشان می‌دهد حکومت هیچ تلاشی برای افزایش سطح رفاه مردم نکرده است. ممکن است فرازهایی در این دوره وجود داشته باشد اما به‌طورکلی هیچ‌گاه مردم ایران از مشکلات اقتصادی‌‌‌‌ رها نخواهند شد. اما آنان هنوز امیدوارند با برداشتن تحریم‌های اخیر کشورشان متحول شود. چیزی که آنان درک نمی‌کنند این است که حاکمیت نمی‌خواهد مردمش روی رفاه و خوشبختی را ببینند.


هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد، روحانی و رئیس‌جمهورهای پیشین هم همگی در همین راستا پیش رفته‌اند. خاتمی اگر ده درصد اوضاع را درست کرد احمدی‌نژاد ۴۰ درصد منفی خراب کرد. این سیاست حکومتی ست که کشورش را هرروز به شرایط صدر اسلام نزدیک‌تر کند.
 فساد در ایران به حدی در حال فوران است که به نظر می‌رسد واقعاً هیچ‌یک از مسئولان نمی‌خواهند جلوی آن را بگیرند. اگر در اروپای ما چنین اتفاقاتی می‌افتاد حکومت به‌طور دسته‌جمعی استعفا می‌داد و به‌گونه‌ای گم می‌شد که اثری از هیچ‌یک از آن‌ها پیدا نباشد اما مردم ایران برای فسادهای مسئولان کشورشان جوک می‌سازند و می‌خندند. به نظر می‌رسد مردم ایران پس از چهار دهه هنوز به روحانیون امید دارند. و این امید در نفراتی که در رأی‌گیری انتخابات شرکت می‌کنند قابل‌لمس است.

 با این اوصاف به نظر نمی‌رسد تا دو نسل آینده شرایط جامعه ایرانی به‌ویژه ازنظر اقتصادی تغییری کند. باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.

بهانه های انتخاباتی !




هم میهنان کنشگری این روزها به بهانه های مختلف درصدد همراهی با رژیم در برگزاری نمایش " انت خواب ات " اسفندماه جاری هستند
.
در این میان عده ای ارائه لیست به جامعه بین الملل را دلیل کار خود معرفی کرده و تاکتیک خود را در قبال آمار ساختگی مشارکت مردمی در تمامی انت خواب ات گذشته ؛ کارا معرفی می کنند !

بسی جای تاسف است که این فعالان عرصه سیاسی و اجتماعی ؛ جامعه بین الملل و اتاقهای فکر آنان را بسیار دست کم گرفته اند و فراموش کرده اند که قدرتمداران دنیا از چگونگی خیمه شب بازی انت خواب ات در رژیم کاملا آگاه می باشند و تنها موردی که می تواند آنان را در محاسبات سیاسی خود به اشتباه بیاندازد ؛ همانا حضور و مشارکت مردم ناراضی به دعوت فعالان سطحی بینی است که با اشتباه بزرگی در تاکتیک خود ساخته و پرسر و صدا ؛ عملا مردم عادی را در مسیر اشتباهی بزرگتر قرار داده و روند مبارزات آزادیخواهانه را با اشتباهی دیگر به انحراف می کشانند .

این فعالان کم مطالعه و سطحی نگر و شاید بی تجربه ، بارها و بارهاست که فراموش می کنند، عدم مشارکت در انتخابات غیر آزاد ، کم هزینه ترین نوع مبارزه ای است که می تواند مشروعیت داخلی و خارجی رژیم را بصورت مستند به چالش بکشد .

ایرانی بداند ؛ هرگونه مشارکت در نمایش " انت خواب ات " رژیم ؛ شراکت در همه جنایات فاشیست اسلامی در داخل و خارج کشور است .

ایرانی بداند ؛ اگر قواعد بازی با دیکتاتور را نداند ، و فریب چشم بندی ها و تردستی های آن را بخورد ؛ بازی را تا ابد باخته است !

همایون نادری فر
 11 ژانویه 2016

یک جای دور از میهن

خبر کوتاه بود ولی مشمئزکننده!


هرميداس باوند، حشمت الله طبرزدی، كوروش زعيم، عيسي خان حاتمی، اسماعيل مفتی زاده، اعضای گروهی به نام شورای همبستگی در ايران برای انت خواب ات نمایشی مجلس رژیم ثبت نام کردند!

جدای از اعتقاد به دمکراسی و آزادی عمل برای هر انسانی ؛ شخصا این عملکرد اسلاف به ظاهر منورالفکر شورشیان 57 را خیانتی دوباره در حق مردم ایران می دانم و شگفتی خود را از تکرار خیانت و اشتباه محرز اعضای جبهه ناملی اعلام میکنم !

جای بسی تاسف و تالم است که با شعار انتخابات آزاد ، پای در میدانی می گذارند که نمایشی بودن انت خواب ات آن چند دهه است که بر کوچک و بزرگ ثابت شده می باشد .

جایی خواندم که این افراد دلیل شرکت خود را بیان شروط خود جهت انتخابات آزاد ذکر نموده اند !

نمی دانم آیا دانش سیاسی این افراد به اندازه هست که بدانند : " شرایط یک انتخابات را مجری آن تعیین می کند و نه شرکت کننده در آن " و اینکه " شرکت کننده مختار است تا این شرایط را بپذیرد و در یکی از مراحل آن بعنوان نامزد و یا رای دهنده ، شرکت کند و یا شرایط را نپذیرفته و در آن شرکت نکند و اگر حس مسئولیت ملی هم داشته باشد ، دیگران را نیز از شرکت در این نمایش منع کند "

بارها شاهد بودیم که رژیم پس از هر دوره انتخابات ، حتی اگر مسیر آن در جهت خواسته های تام نظام نباشد ؛ از تعداد آرا و میزان مشارکت ، در جهت مشروعیت بخشی داخلی و خارجی به نظام استفاده و یا بهتر بگوئیم ، سوءاستفاده نموده است .
با این حساب حضور هر شخصی با هر دیدگاه و جایگاه سیاسی و اجتماعی و در هر مرحله ای از نمایش انت خواب ات در چارچوب قوانین نظام جمهوری اسلامی ، بمنزله مشروعیت بخشیدن به رژیم بوده و در نهایت نوعی مشارکت غیر مستقیم در تمامی جنایات داخلی و خارجی رژیم اسلامی تلقی می شود .

تاسف بیشتر نگارنده از شخص آقای طبرزدی است که مدتها بود فکر می کردیم تغییرات بنیادین در افکار ایشان بوجود آمده و با توجه به رنج حبس و مشکلاتی که از نزدیک لمس نموده اند ، نیاز به تغییر اساسی را درک نموده باشند ؛ که ظاهرا تصورمان با این رفتار اشتباه و غیر سیاسی ایشان و مشارکت در یک سیرک انت خواباتی ، کاملا اشتباه بوده است.

تکرار اشتباه از سوی اعضا و منتسبین به جبهه ناملی امری است که کم کم به آن عادت کرده ایم و شخصا در مذاکرات و جلسات مربوط به تشکیل شورای ملی و دعوت به پیوستن آنان به این مجموعه ، از نزدیک شاهد رفتارهای احساسی ، خصومت های شخصی و در نهایت عملکرد غیر سیاسی و غیر حرفه ای رهبران آنان بخصوص در خارج از کشور بودم .
ولیکن از آنجایی که آقای طبرزدی با برخی رهبران اپوزیسیون ارتباط تنگاتنگ داشته و نقش مشاور را برای آنان ایفا می کند و بازتاب این تصمیم اخیر ایشان را نیز متاسفانه در سخنان برخی از آنان مشاهده می کنیم ؛ از اپوزیسیون واقعی و برانداز انتظار می رود با هوشیاری تمام ، عملکرد رهبران و نیز گروهها و سازمانها را بخصوص در مقطع زمانی کنونی ، زیر نظر داشته و در آگاهی مردم عوام که بارها فریب بازیهای رژیم و اشتباهات روشنفکرنمایان را خورده اند؛ بیش از پیش کوشا باشند و به مردم بگویند که :
" کم هزینه ترین راه برای خلع مشروعیت از یک نظام غیر مردمی ، عدم مشارکت مردم در برنامه ها و بخصوص عدم خرید بلیط نمایش انت خواب ات غیر آزاد آن است ".

همایون نادری فر
25 دسامبر 2015

یک جای دور از میهن

وحشت بزرگ رژیم : حل معمای شاه


37 سال بعد ازشورش 57 و تغییر حکومت در ایران ، هنوز هم وحشت رژیم از خاطرات ایام حکومت پدر و پسر پهلوی دیده می شود و این روزها با ساخت سریالهای رنگارنگ تلویزیونی که ظاهرا هر کدام دریافت مجوزپخش خود را مدیون تحریف تاریخ و بدگویی از پادشاهان پهلوی هستند ؛ این ترس و وحشت نمود بیشتری پیدا کرده است .

و اما در میان این سریالهای سیمای جمهوری اسلامی ؛ سریال "معمای شاه " مستقیما وظیفه تکرار تحریف تاریخ و پروپاگاندای مکتب دروغ و دغل خمینیسم را بر عهده گرفته و تابلوی تمام قدی از ترس و وحشت رژیم آخوندی از محبوبیت روز افزون خاندان پهلوی در جامعه ایران را به نمایش گذاشته است .

آری ؛ شاه یک معما بود برای آنانکه به دنبال نابودی ایران و اعتبار نام ایران در جهان بودند .

محمد رضا شاه پهلوی بعلت برخورد با خائنین میهن و عروسک های دست آموز مکتب لنین و خمینی ، دیکتاتور نامیده شد و به معمای قرن تبدیل شد!
آریامهر میهن پرست ، مخالفین سیاسی خود را در مسئولیت های بالای حکومتی قرار داد تا تعریف دیکتاتور در لغتنامه های دم دست مردم به معمایی لاینحل نبدیل شود !

شاهنشاه ایران ، جاسوسان و فتنه گران انیرانی سرخ و سیاه را نه داروی نظافت خوراند و نه اعدام کرد ؛بلکه تنها آنان را از آب و خاکی که به آن خیانت می کردند بیرون نمود تا لقب دیکتاتوریش به یک معمای مشکل برای مخالفین کور و کچلش تبدیل شود !


او یک معما بود...

آری او یک معما بود ،برای مردمی که دیری نبود از خاکستر فقرو طاعون و تیفوس قاجاری رها گشته بودند و خود را در رده 10 ملت مرفه دنیا می دیدند .

( به آمار مراجعه کنید ...
فهرست رفاه در سال 2015 :
ایران: 106 در جهان، 11 در منطقه
یک سال قبل از شورش 57 : فهرست رفاه در 1978:
ایران 7 در جهان،اول در منطقه ... )


ولی راستی شاه ایران معما بود یا آن تعداد مردم و منورالفکرهایی که مجری تصمیمات نشست گوادلوپ و نشستهای مخفی کارتلهای نفتی دنیا شدند و از شاه ایران خائن ساختند و از خمینی هندی قهرمان وطن !


آری مردم ایران معمای واقعی بودند و به نظر می رسد هنوز هم معما مانده اند !
ولی نام شاه و واژه پهلوی عجب سایه سنگینی دارد بر رژیمی که خود را قدرت جهانی می داند و به کمتر از انرژی اتمی و موشک بالستیک رضایت نمی دهد !


آری او یک معما بود...

معمایی که رژیم پس از 37 سال تلاش بی وقفه برای تحریف تاریخ و بدگویی ها و دروغ سازی ها ؛ هنوز نتوانسته است شاه خود ساخته وتاریخ تحریفی آن را انطور که دوست دارد به خورد جماعت عوام بدهد .
شاه ایران معما بود و معما خواهد ماند و نامش هر روز بیشتر از قبل در محفلهای خانوادگی و عمومی شنیده می شود و قبرش به زبان هم که شده هزاران بار روزانه نور باران می گردد .


شاه ایران ، محمدرضا شاه پهلوی ، با وجود پاره ای ضعفها در برخی تصمیمات که در هر حکومت پویایی در قالب زمانی خود قابل توجیه و چشم بستن می باشد ؛ به حق یکی از میهن پرست ترین و مهربان ترین شاهان ایرانی بود که تاریخ این مرز و بوم به خود دیده و وجود تاثیر گذارش را با تمام وجود حس کرده بود .
نام و یادت گرامی و همچون تویی را برای ایرانمان آرزومندم .


همایون نادری فر
9 نوامبر 2015

یک جای دور از میهن

و توصیه ای به هم میهنانم :
اگر ایرانی هستید و خود را ایرانی می دانید ؛ کتاب پاسخ به تاریخ محمد رضا شاه پهلوی را بخوانید .