انتقاد دوستانه‌ای از مردم ایران !



 مقاله ای که  روزنامه‌نگار ایتالیایی «اناکاندا» هم‌زمان با سفر حسن روحانی رئیس جمهور اسلامی ایران به ایتالیا در روزنامه پرتیراژ، کوریه د لإسرا، منتشر کرد. 

نیتن آناکاندا می‌نویسد:

ایرانیان نمونه بارز داشتن الگوهای ذهنی مخرب هستند. آن‌ها در درازنای تاریخ ویژگی جالبی از خود نشان داده‌اند.
زمانی که کشورشان در مسیر رشد و ثروت قرار می‌گیرد گویا نمی‌توانند بپذیرند که این پیشرفت از آن آن‌هاست. به هر شکلی دست به تخریب ناخودآگاه آن می‌زنند.

تقریباً بسیاری از دودمان‌های پادشاهی ایران به همین شکل ازمیان‌رفته‌اند. ایرانیان یا خود شورش کرده‌اند و یا در برابر دشمن بیگانه به مبارزه جانانه دست نزده‌اند. حتی پس از رشد اجتماعی و اطلاعاتی معاصر بازهم این ویژگی حفظ‌شده است.
در سال ۱۹۷۹ ایرانیان در حالی شورش کردند که کشورشان در مسیر رشدی بسیار سریع از هر نظر قرار داشت. رفاه جامعه ایرانی بسیار بالا رفته بود، رشد اقتصادی ایران رکورد جهانی را شکسته بود، رشد هنر و فرهنگ و ورزش ایران در مسابقات جهانی نمایان شده بود، ایران محلی برای گردهمایی توریست‌ها شده بود و این کشور همیشه در صدر اخبار جهان به‌عنوان یک کشور کهن اما متمدن بود. به‌طوری‌که رسانه‌های مهم جهان هرروز مصاحبه‌هایی با مقامات ایرانی پخش می‌کردند.
متخصصین این کشور در سازمان‌های جهانی دارای پست‌های مهمی بودند و سازمان‌هایی نیز به دست ایران راه‌اندازی شده بود ازجمله گات (تجارت جهانی امروزی)، اوپک و یا سازمان حمایت از گردشگری که مقر همه این سازمان‌ها قرار بود در ایران باشد که به دلیل انقلاب اتفاق نیفتاد.
طرح‌های اقتصادی ایران آن‌چنان بود که اکنون پس از نزدیک چهل سال هنوز از آن‌ها استفاده می‌شود. برای نمونه متروی تهران و یا برج مخابراتی میلاد تاور و خیلی از طرح‌های دیگر برجای‌مانده از دوران پیش از ۱۹۷۹ می‌باشد.
استادیوم ورزشی صدهزارنفری که قرار بود میزبان المپیک ۱۹۸۴ باشد به دلیل تجملی دانستن این بازی‌ها از سوی روحانیون، برای همیشه از برگزاری المپیک محروم شد.
تقریباً می‌توان گفت رشد چشمگیر در همه زمینه‌ها وجود داشت. درزمینهٔ سیاست نیز شاه ایران از سال ۱۹۷۷ فضای سیاسی ایران را با آزادی همراه کرد که به شورش مذهبیان انجامید.  آنچه از این اتفاقات برمی‌آید نشانگر خودکشی دسته‌جمعی ملتی است که نمی‌تواند رفاه خود را ببیند. ایرانیان در میان خودشان معتقدند که انگلستان می‌گوید برای تسلط بر اعراب آن‌ها را سیر نگهدار و برای تسلط بر ایرانیان آن‌ها را گرسنه.
اگر این درست باشد ایرانیان باید بدانند که حکومت فعلی هیچ‌گاه برای آنان رفاهی فراهم نخواهد کرد. چراکه ادامه حاکمیتش به ادامه روند فعلی بستگی دارد

بررسی شرایط ایران در ۳۷ سال گذشته نیز نشان می‌دهد حکومت هیچ تلاشی برای افزایش سطح رفاه مردم نکرده است. ممکن است فرازهایی در این دوره وجود داشته باشد اما به‌طورکلی هیچ‌گاه مردم ایران از مشکلات اقتصادی‌‌‌‌ رها نخواهند شد. اما آنان هنوز امیدوارند با برداشتن تحریم‌های اخیر کشورشان متحول شود. چیزی که آنان درک نمی‌کنند این است که حاکمیت نمی‌خواهد مردمش روی رفاه و خوشبختی را ببینند.


هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد، روحانی و رئیس‌جمهورهای پیشین هم همگی در همین راستا پیش رفته‌اند. خاتمی اگر ده درصد اوضاع را درست کرد احمدی‌نژاد ۴۰ درصد منفی خراب کرد. این سیاست حکومتی ست که کشورش را هرروز به شرایط صدر اسلام نزدیک‌تر کند.
 فساد در ایران به حدی در حال فوران است که به نظر می‌رسد واقعاً هیچ‌یک از مسئولان نمی‌خواهند جلوی آن را بگیرند. اگر در اروپای ما چنین اتفاقاتی می‌افتاد حکومت به‌طور دسته‌جمعی استعفا می‌داد و به‌گونه‌ای گم می‌شد که اثری از هیچ‌یک از آن‌ها پیدا نباشد اما مردم ایران برای فسادهای مسئولان کشورشان جوک می‌سازند و می‌خندند. به نظر می‌رسد مردم ایران پس از چهار دهه هنوز به روحانیون امید دارند. و این امید در نفراتی که در رأی‌گیری انتخابات شرکت می‌کنند قابل‌لمس است.

 با این اوصاف به نظر نمی‌رسد تا دو نسل آینده شرایط جامعه ایرانی به‌ویژه ازنظر اقتصادی تغییری کند. باید دید نسل کنونی برای آیندگان چه پاسخی در قبال انفعال خود خواهند داشت.

بهانه های انتخاباتی !




هم میهنان کنشگری این روزها به بهانه های مختلف درصدد همراهی با رژیم در برگزاری نمایش " انت خواب ات " اسفندماه جاری هستند
.
در این میان عده ای ارائه لیست به جامعه بین الملل را دلیل کار خود معرفی کرده و تاکتیک خود را در قبال آمار ساختگی مشارکت مردمی در تمامی انت خواب ات گذشته ؛ کارا معرفی می کنند !

بسی جای تاسف است که این فعالان عرصه سیاسی و اجتماعی ؛ جامعه بین الملل و اتاقهای فکر آنان را بسیار دست کم گرفته اند و فراموش کرده اند که قدرتمداران دنیا از چگونگی خیمه شب بازی انت خواب ات در رژیم کاملا آگاه می باشند و تنها موردی که می تواند آنان را در محاسبات سیاسی خود به اشتباه بیاندازد ؛ همانا حضور و مشارکت مردم ناراضی به دعوت فعالان سطحی بینی است که با اشتباه بزرگی در تاکتیک خود ساخته و پرسر و صدا ؛ عملا مردم عادی را در مسیر اشتباهی بزرگتر قرار داده و روند مبارزات آزادیخواهانه را با اشتباهی دیگر به انحراف می کشانند .

این فعالان کم مطالعه و سطحی نگر و شاید بی تجربه ، بارها و بارهاست که فراموش می کنند، عدم مشارکت در انتخابات غیر آزاد ، کم هزینه ترین نوع مبارزه ای است که می تواند مشروعیت داخلی و خارجی رژیم را بصورت مستند به چالش بکشد .

ایرانی بداند ؛ هرگونه مشارکت در نمایش " انت خواب ات " رژیم ؛ شراکت در همه جنایات فاشیست اسلامی در داخل و خارج کشور است .

ایرانی بداند ؛ اگر قواعد بازی با دیکتاتور را نداند ، و فریب چشم بندی ها و تردستی های آن را بخورد ؛ بازی را تا ابد باخته است !

همایون نادری فر
 11 ژانویه 2016

یک جای دور از میهن

خبر کوتاه بود ولی مشمئزکننده!


هرميداس باوند، حشمت الله طبرزدی، كوروش زعيم، عيسي خان حاتمی، اسماعيل مفتی زاده، اعضای گروهی به نام شورای همبستگی در ايران برای انت خواب ات نمایشی مجلس رژیم ثبت نام کردند!

جدای از اعتقاد به دمکراسی و آزادی عمل برای هر انسانی ؛ شخصا این عملکرد اسلاف به ظاهر منورالفکر شورشیان 57 را خیانتی دوباره در حق مردم ایران می دانم و شگفتی خود را از تکرار خیانت و اشتباه محرز اعضای جبهه ناملی اعلام میکنم !

جای بسی تاسف و تالم است که با شعار انتخابات آزاد ، پای در میدانی می گذارند که نمایشی بودن انت خواب ات آن چند دهه است که بر کوچک و بزرگ ثابت شده می باشد .

جایی خواندم که این افراد دلیل شرکت خود را بیان شروط خود جهت انتخابات آزاد ذکر نموده اند !

نمی دانم آیا دانش سیاسی این افراد به اندازه هست که بدانند : " شرایط یک انتخابات را مجری آن تعیین می کند و نه شرکت کننده در آن " و اینکه " شرکت کننده مختار است تا این شرایط را بپذیرد و در یکی از مراحل آن بعنوان نامزد و یا رای دهنده ، شرکت کند و یا شرایط را نپذیرفته و در آن شرکت نکند و اگر حس مسئولیت ملی هم داشته باشد ، دیگران را نیز از شرکت در این نمایش منع کند "

بارها شاهد بودیم که رژیم پس از هر دوره انتخابات ، حتی اگر مسیر آن در جهت خواسته های تام نظام نباشد ؛ از تعداد آرا و میزان مشارکت ، در جهت مشروعیت بخشی داخلی و خارجی به نظام استفاده و یا بهتر بگوئیم ، سوءاستفاده نموده است .
با این حساب حضور هر شخصی با هر دیدگاه و جایگاه سیاسی و اجتماعی و در هر مرحله ای از نمایش انت خواب ات در چارچوب قوانین نظام جمهوری اسلامی ، بمنزله مشروعیت بخشیدن به رژیم بوده و در نهایت نوعی مشارکت غیر مستقیم در تمامی جنایات داخلی و خارجی رژیم اسلامی تلقی می شود .

تاسف بیشتر نگارنده از شخص آقای طبرزدی است که مدتها بود فکر می کردیم تغییرات بنیادین در افکار ایشان بوجود آمده و با توجه به رنج حبس و مشکلاتی که از نزدیک لمس نموده اند ، نیاز به تغییر اساسی را درک نموده باشند ؛ که ظاهرا تصورمان با این رفتار اشتباه و غیر سیاسی ایشان و مشارکت در یک سیرک انت خواباتی ، کاملا اشتباه بوده است.

تکرار اشتباه از سوی اعضا و منتسبین به جبهه ناملی امری است که کم کم به آن عادت کرده ایم و شخصا در مذاکرات و جلسات مربوط به تشکیل شورای ملی و دعوت به پیوستن آنان به این مجموعه ، از نزدیک شاهد رفتارهای احساسی ، خصومت های شخصی و در نهایت عملکرد غیر سیاسی و غیر حرفه ای رهبران آنان بخصوص در خارج از کشور بودم .
ولیکن از آنجایی که آقای طبرزدی با برخی رهبران اپوزیسیون ارتباط تنگاتنگ داشته و نقش مشاور را برای آنان ایفا می کند و بازتاب این تصمیم اخیر ایشان را نیز متاسفانه در سخنان برخی از آنان مشاهده می کنیم ؛ از اپوزیسیون واقعی و برانداز انتظار می رود با هوشیاری تمام ، عملکرد رهبران و نیز گروهها و سازمانها را بخصوص در مقطع زمانی کنونی ، زیر نظر داشته و در آگاهی مردم عوام که بارها فریب بازیهای رژیم و اشتباهات روشنفکرنمایان را خورده اند؛ بیش از پیش کوشا باشند و به مردم بگویند که :
" کم هزینه ترین راه برای خلع مشروعیت از یک نظام غیر مردمی ، عدم مشارکت مردم در برنامه ها و بخصوص عدم خرید بلیط نمایش انت خواب ات غیر آزاد آن است ".

همایون نادری فر
25 دسامبر 2015

یک جای دور از میهن

وحشت بزرگ رژیم : حل معمای شاه


37 سال بعد ازشورش 57 و تغییر حکومت در ایران ، هنوز هم وحشت رژیم از خاطرات ایام حکومت پدر و پسر پهلوی دیده می شود و این روزها با ساخت سریالهای رنگارنگ تلویزیونی که ظاهرا هر کدام دریافت مجوزپخش خود را مدیون تحریف تاریخ و بدگویی از پادشاهان پهلوی هستند ؛ این ترس و وحشت نمود بیشتری پیدا کرده است .

و اما در میان این سریالهای سیمای جمهوری اسلامی ؛ سریال "معمای شاه " مستقیما وظیفه تکرار تحریف تاریخ و پروپاگاندای مکتب دروغ و دغل خمینیسم را بر عهده گرفته و تابلوی تمام قدی از ترس و وحشت رژیم آخوندی از محبوبیت روز افزون خاندان پهلوی در جامعه ایران را به نمایش گذاشته است .

آری ؛ شاه یک معما بود برای آنانکه به دنبال نابودی ایران و اعتبار نام ایران در جهان بودند .

محمد رضا شاه پهلوی بعلت برخورد با خائنین میهن و عروسک های دست آموز مکتب لنین و خمینی ، دیکتاتور نامیده شد و به معمای قرن تبدیل شد!
آریامهر میهن پرست ، مخالفین سیاسی خود را در مسئولیت های بالای حکومتی قرار داد تا تعریف دیکتاتور در لغتنامه های دم دست مردم به معمایی لاینحل نبدیل شود !

شاهنشاه ایران ، جاسوسان و فتنه گران انیرانی سرخ و سیاه را نه داروی نظافت خوراند و نه اعدام کرد ؛بلکه تنها آنان را از آب و خاکی که به آن خیانت می کردند بیرون نمود تا لقب دیکتاتوریش به یک معمای مشکل برای مخالفین کور و کچلش تبدیل شود !


او یک معما بود...

آری او یک معما بود ،برای مردمی که دیری نبود از خاکستر فقرو طاعون و تیفوس قاجاری رها گشته بودند و خود را در رده 10 ملت مرفه دنیا می دیدند .

( به آمار مراجعه کنید ...
فهرست رفاه در سال 2015 :
ایران: 106 در جهان، 11 در منطقه
یک سال قبل از شورش 57 : فهرست رفاه در 1978:
ایران 7 در جهان،اول در منطقه ... )


ولی راستی شاه ایران معما بود یا آن تعداد مردم و منورالفکرهایی که مجری تصمیمات نشست گوادلوپ و نشستهای مخفی کارتلهای نفتی دنیا شدند و از شاه ایران خائن ساختند و از خمینی هندی قهرمان وطن !


آری مردم ایران معمای واقعی بودند و به نظر می رسد هنوز هم معما مانده اند !
ولی نام شاه و واژه پهلوی عجب سایه سنگینی دارد بر رژیمی که خود را قدرت جهانی می داند و به کمتر از انرژی اتمی و موشک بالستیک رضایت نمی دهد !


آری او یک معما بود...

معمایی که رژیم پس از 37 سال تلاش بی وقفه برای تحریف تاریخ و بدگویی ها و دروغ سازی ها ؛ هنوز نتوانسته است شاه خود ساخته وتاریخ تحریفی آن را انطور که دوست دارد به خورد جماعت عوام بدهد .
شاه ایران معما بود و معما خواهد ماند و نامش هر روز بیشتر از قبل در محفلهای خانوادگی و عمومی شنیده می شود و قبرش به زبان هم که شده هزاران بار روزانه نور باران می گردد .


شاه ایران ، محمدرضا شاه پهلوی ، با وجود پاره ای ضعفها در برخی تصمیمات که در هر حکومت پویایی در قالب زمانی خود قابل توجیه و چشم بستن می باشد ؛ به حق یکی از میهن پرست ترین و مهربان ترین شاهان ایرانی بود که تاریخ این مرز و بوم به خود دیده و وجود تاثیر گذارش را با تمام وجود حس کرده بود .
نام و یادت گرامی و همچون تویی را برای ایرانمان آرزومندم .


همایون نادری فر
9 نوامبر 2015

یک جای دور از میهن

و توصیه ای به هم میهنانم :
اگر ایرانی هستید و خود را ایرانی می دانید ؛ کتاب پاسخ به تاریخ محمد رضا شاه پهلوی را بخوانید .


تـزار جدید روس و آینده ایـران !



اتاق فكر غرب در برابر قدرت گرفتن تزار جديد روسها چه خواهد كرد ؟
!

آيا جنگ نيابتى جمهورى اسلامى با عربستان ، با زيركى بازهاى پير در سايه ، به جنگ تاريخى و عقب افتاده سلطان شيعه و سلطان سنى تبديل خواهد شد ؟

تزار نو پاى روس گفته بود كه اگر پا به ميدان بگذارد ، نقشه خاورميانه را تغيير خواهد داد !
و چه بهانه اى بهتر از كمك به شركاى سياسى و قديمى خود ؛ رفيق آيت اله و رفيق اسد !
آيا غرب توانايى استفاده از اين فرصت استثنايى را خواهد داشت تا با كمترين هزينه ممكن براى ماليات دهندگان خود ، متحد بزرگ وهابى عربى خود را به جنگ با رژيم ملايان رافضى ترغيب كند ؟
!
روسها با زيركى و با ورود به بازى اوكراين در نزديكى دروازه اروپا ، توانستند تا امروز به باج خواهى و حل معادلات به نفع خود اقدام كنند ؛ ولى با ورود غير منتظره متحد سنتى غرب و كليد دار خانه خداى مسلمانان به اين بازى پيچيده ، شايد خوابهاى تزار قد كوتاه روس به كابوسى تلخ بدل شود !

آنچه مسلم است اين كه جهان و بخصوص منطقه بلاخيز خاورميانه در زمانى كوتاه از ديدگاه تحولات ژئوپلتيكى ، شاهد تغييرات شگرفى خواهد شد و بايد منتظر بود و ديد كه سهم ايرانيان از اين ماوقع چه خواهد بود ؟

شخصا معتقدم ايرانيان تنها دو راه پيش رو دارند :
١ - سرنگونى رژيم ماجراجوى ديكتاتور اسلامى به دست خود مردم و مديريت تحولات آينده در منطقه با درايت و بر اساس منافع دو جانبه از سوى حكومتى دمكراتيك و با پشتوانه مردمى و تضمين امنيت و يكپارچگى ايران

٢ - در انتظار تحولات و اجراى نقشه هاى كشيده شده توسط غرب و شرق بمانند و منتظر نتيجه زور آزمايى اين دو و مشاركت رژيم ماجراجوى فعلى حاكم بر ايران در اين بازى خطرناك باشند تا در نهايت شاهد برآورده شدن آرزوى سالهاى دور و نزديك بدخواهان ايران يعنى تجزيه ايران و تبديل آن به چند كشور ضعيف و تقسيم شده ميان بلوكهاى قدرت جهان باشند !
هم ميهن ، گاهى وقتها خيلى زود دير مى شود ...

همايون نادرى فر
١ اكتبر ٢٠١٦

يك جاى دور از ميهن

پیشنهاد برگزاری " کمپین صلح برای ایران و جهان با تغییر رژیم ایران "



پیشنهاد برگزاری " کمپین صلح برای ایران و جهان با تغییر رژیم ایران "
------------------------------------------------

پس از عملکرد موفق و پیروزمندانه آزادیخواهان و مبارزین سرنگون طلب در برافراشتن پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران در آکسیونهای اعتراضی به رژیم و بخصوص در میادین ورزشی بین المللی که بازتابی جهانی داشت؛ رژیم فاسد جمهوری اسلامی در برنامه اخیر کمپین حکومتی "صلح برای ایران و حمایت از توافقنامه هسته ای " تلاش مذبوحانه ای را برای به نمایش گذاشتن پرچم رژیم در اقصی نقاط جهان و توسط مشتی مزدور و بخصوص اصلاح طلبان صادراتی به خارج به اجرا گذاشت .
سالها بود که رژیم و ایادی آن جرات اجرای تجمع به نفع رژیم و با پرچم منحوس جمهوری اسلامی را نداشتند و توافق هسته ای و تانگوی سیاسی غرب با رژیم باعث گردید تا این جسارت را به دست آورند و ایادی پنهان و آشکار خود را به میدان بیاورند که البته باید خوشحال بود که توانستیم تعداد بیشتری از این نفرات را بدر کنار برگزاری این کمپین حکومتی شناسایی نمائیم .

از سوی دیگر وظیفه اپوزیسیون سرنگون طلب است که با توجه به تمرکز خبری خبرگزاریهای وابسته و نیز برخی خبرگزاریهای خارجی بر این تجمعات رژیم ساخته و گاه اشتباه انان در تفسیر این عملکرد بعنوان خواست مردم ایران ، هر چه زودتر نسبت به برنامه ریزی و سازماندهی تجمعاتی تحت نام " کمپین صلح برای ایران و جهان با تغییر رژیم ایران " در روز 21 سپتامبر و به مناسبت روز جهانی صلح در اقصی نقاط حهان و همراه داشتن پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان بعنوان نماد اتحاد مبارزین سرنگونی طلب ، پیام واقعی اکثریت مردم ایران را به گوش جهانیان برسانیم و به آنان بفهمانیم که اگر به دنبال امنیت و صلح جهانی هستند باید به مردم ایران در جهت سرنگونی این رژیم که سرمنشاء تمام آشوبها و خونریزی ها در منطقه خاورمیانه و حتی در دیگر نقاط جهان است؛ یاری رسانند .

این پیشنهاد به تک تک افراد مبارز و آزادیخواهی که در عملکردشان صداقت و وطن دوستی را حس کرده و مشاهده نموده ام ارسال می گردد و امید که هرچه سریعتر هماهنگی های لازم برای آغاز این کمپین مردمی آغاز گردد .

پاینده ایران
برافراشته باد پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران

همایون نادری فر
 19 آگوست 2015

یک جای دور از میهن

لینک مطلب در فیس بوک جهت انتشار ( کلیک کنید )

راه کار عملی برای سرنگونی رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی ایران

video


وظیفه هر ایرانی آزادیخواهی است که این «ویدیو» را در شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای ارتباطی با داخل کشور به «اشتراک» بگذارد .

شک نکنید این «فیلم» می تواند «سرنوشت ایران »را تغییر دهد!

«فردیناند مارکوس،اسلوبودان میلاسویچ،،آگوستو پینوشه،پی دبلیو بوتا »
مردانی قدرتمند که در یک چیز اشتراک داشتند همه ی آنها با «مقاومت مدنی بی‌خشونت» از قدرت کنار گذاشته شدند.

۱-چگونه اتفاق افتاد؟
۲-چگونه آغاز می شود؟
۳-بسیار خوب، چگونه اعتراضات را سازمان دهیم؟
۴-اگر تظاهرات انبوه نکنیم پس چه کنیم؟
۵-ما رهبر کاریز ماتیک نداریم؟
۶-این روش در کشور من کار نمی کند!
۷-اگر رژیم دست به خشونت بزند چه باید کرد؟
۸-اگر نتوانیم رژیم را برای ترغیب به عقب نشینی نکنیم چه باید کرد؟
۹-ممکن است طول بکشد. ما نمی توانیم منتظر باشیم!
۱۰-چگونه پیروز می شویم؟

پاسخ این سئوالات را در این ویدئوی کوتاه ببینید .

با سپاس از مبارزانی که این ویدئو را ساختند و اکنون نویت تک تک ایرانیانی است که به ایران می اندیشند و دوست دارند سهمی در آزادی ایران عزیزمان داشته باشند .

ما می توانیم ، اگر بخواهیم .

پاینده ایران

مسئولیت اخلاقی در قبال جامعه از سوی هنرمندان. دیروز و امروز !



به بهانه سالگرد قتل هنرمند آزاده فریدون فرخزاد ، مروری داشتم بر عملکرد هنرمندان حال حاضر در ایران و چه حس بدی بود وقتی همراهی های اکثریتی از آنان را با رژیم ریشه در خون ، نتیجه این پویش چند ساعته یافتم !

جایگاه هنرمندان بخصوص در میان جوانان یک جامعه در هر کشوری بر کسی پوشیده نیست و می توان نشانه های آنرا از نصب عکس هنرمند تا تقلید از پوشش و رفتار و ... را در این میان مشاهده کرد .

آنچه که مد نظر من در این نوشتار است ، جایگاه احساس مسئولیت اخلاقی یک هنرمند واقعی در قبال این علاقه ها و تقلیدها و حتی پشتیبانیها ست .

بعنوان مقدمه اشاره ای می کنم به ماجرای دو سال قبل پارک گزی استانبول که شاهد حضور هنرمندان نامی و مشهور ترکیه در صف اول تظاهراتها و سپر کردن خود در برابر خشونت عریان پلیس بودیم .

هنرمندی چون فریدون فرخزاد و روشنگری های موثر و پر سر و صدای وی در سالهای اولیه پس از شورش 57 ، به اندازه ای برای رژیم تازه تاسیس جمهوری اسلامی درد آور بود که حاضر شد رسوایی بین المللی دیگری را به جان بخرد و اقدام به حذف فیزیکی این آزاد مرد مشرقی نماید .

این روزها اخبار مربوط به هنرمندان ایرانی ،کم و بیش مورد توجه افکار عمومی و بخصوص جوانان ایرانی است و در این میان هستند هنرمندانی چون استاد شجریان که همراهی خود را با خواسته های مردمی عملا ثابت نموده اند و از گفته ها و عملکرد خود قدمی پس نگذاشته اند .

موضوع و خبری که باعث حساسیت بیشتر شخص من به عملکردهای هنرمندان معاصر ایرانی گردید ؛ همانا رفتار مشمئزکننده بهرام رادان بعنوان یکی از هنرمندان عوام پسند و مورد علاقه جوانان سینما دوست بود که اوج سقوط حس مسئولیت اخلاقی را در یک جامعه از سوی یک فرد مشهور ، به نمایش گذاشت .

جدای از درستی و یا اشتباه بودن  پیام کوتاه وی در مورد اعطای برخی امتیازات مضاعف به دگرباشان آمریکا ؛ عذرخواهی نفرت انگیز وی از شخص حسین بازجو (شریعتی) بود که در پی تهدید نماینده ولی فقیه در این رسانه صورت گرفت و شخص رادان بدون در نظر گرفتن اینکه عذر خواهی از یک قدرت فاسد می تواند تاثیر بد و نا امید کننده ای میان جوانان آن سرزمین آفت زده بگذارد ؛ به خاطر مشتی اسکناس و اطمینان از ادامه قراردادهای میلیونی تبلیغاتی و ادامه حضور در بیلبوردهای پایتخت ؛ مسئولیت اخلاقی که یک هنرمند باید داشته باشد را زیر پا گذاشت و بصورت عمومی و با وقاحت و خواری تمام ازیکی از نمایندگان فساد و جنایت در جامعه عذرخواهی کرد !

عکس العملهای مختلفی نسبت به این رفتار در فضای مجازی داشتیم که در نهایت عکس العمل اصلاح طلبان منفعت طلب و نان به نرخ روز خور در حمایت از رفتار ذلیلانه بهرام رادان ،دیدنی تر از دیگر عکس العملها بود .
چند روزی پس از این ماجرا و با اتمام مذاکرات اتمی ایران و خارجی ها و قبول ذلت مضاعف از سوی رژیم برای بقای خود ، دوباره شاهد رفتاری نفرت انگیز و مضحک از سوی تعدادی از به ظاهر هنرمندان شدیم و آن هم تشکیل و حمایت از کمپینی بود که درخواست اعطای جایزه صلح نوبل به جواد ظریف را داشتند !

چرا کسی به این آقایان و خانمهای خود باخته و جدای از درد ملت نمی گوید که اگر همراه مردم نیستید حداقل در مقابل آنها و آرمانهای آزادیخواهانه آنان قرار نگیرید؟

چرا فکر می کنید که تاریخ شما و رفتارهایتان را فراموش خواهد کرد ؟

آیا فکر کرده اید که به پدر ومادر کشته شدگان دهه 60 ، نداها ، سهرابها و ستارها چه پاسخی دارید اگر از شما بپرسند برای محکوم کردن اینهمه ظلم و جنایت چه کرده اید؟ برای نجات زندانیان سیاسی در بند چه کرده اید؟ برای درد ایرانیان دور از وطن و در تبعید اجباری چه کرده اید ؟ و امروز از نماینده رژیمی حمایت می کنید و وی را لایق جایزه صلح نوبل معرفی می کنید در حالیکه صلح و دوستی میان جامعه و حکومت در ایران جوکی بیش نیست و خود این را بهتر می دانید ! ولی اینهمه رذالت و خواری برای چه ؟!

فراموش نکنید که خیانت شما به جنبش آزادیخواهی در ایران قابل بخشش نیست و اگر به خاطر معذوریت های مالی ، کاری ،خانوادگی و غیره ،توان همراهی با مردم را ندارید حداقل بر علیه آنان و در مقابل آنان نیاستید .

چرا حس مسئولیت و بخصوص مسئولیت اخلاقی ، اینچنین در میهنم افول کرده و به مرز سقوط رسیده است ؟
به فرزندانتان ونسلهای آینده چه پاسخی دارید ؟

در عجبم از اینهمه سطحی نگری و منفعت طلبی شخصی ...
در عجبم 
در عجب ...

همایون نادری فر
9 آگوست 2015
یک جای دور از میهن 

ماجراجویی های اتمی رژیم همچنان قربانی می گیرد


علت اصلی کشته شدن پزشک سرطان شناس اردبیلی


وی مدتها بود در مورد آلوده بودن آب بخش هایی از سبلان به رادیو اکتیو به مقامات کشوری و استانی هشدار داده که پیگیری های وی برای جلوگیری از این فاجعه انسانی که شاید تا صد ها سال دیگر اثرات آن باقی بماند به قیمت جانش تمام شد.

****
" براساس گزارش دریافتی : نیمی از مردم اطراف سبلان سرطان دارند و انتشار هرگونه خبر مربوط به آلودگی آبهای منطقه به مواد رادیوآکتیو و افزایش میزان مبتلایان به سرطان در میان مردم منطقه شدیداً از سوی نهادهای انتظامی- امنیتی در داخل کشور،کنترل و سانسور شده و می شود.

فاجعه ای هم اندازه چرنوبیل در اردبیل و اطراف سبلان با آلوده شدن آب های منطقه به رادیو اکتیو بر اثر استخراج اورانیوم توسط سپاه با مشارکت شرکت های روسی

مرحوم دکتر اصغر پیرزاده تنها فوق تخصص خون و سرطان در اردبیل طرح تحقیقاتی را در باره چرایی آلوده بودن مردم اطراف سبلان به سرطان و داشتن رتبه نخست در خاورمیانه را تهیه نموده و نتایج آن نیز برای وی روشن شده بود.

وی مدتها بود در مورد آلوده بودن آب های بخش های از سبلان به رادیو اکتیو به مقامات کشوری و استانی هشدار داده که پیگیری های وی برای جلوگیری از این فاجعه انسانی که شاید تا صد سال دیگر اثرات آن باقی بماند به قیمت جان شان تمام شد.

سالهاست مردم صداهای مهیب انفجار همراه با لرزش زمین در اطراف سبلان بویژه شهرستان نیر را می شنوند، بطوریکه این صداهای مهیب که در روستاهای اطراف شهرستان نیر و حتی گردنه صائین و نزدیکی های سراب نیز شنیده شده است باعث ایجاد شایعاتی مانند وقوع زمین لرزه یا سقوط هواپیما در بین سطح مردم بوده است و هنگام شنیده شدن این صدا هواپیمای نظامی نیز در حال عبور از روی شهر نیر بوده است و اما منشاء دقیق این صداها معلوم نیست.

سازمان انرژی های نوین ایران موسوم به‌ سانا که یکی از شرکتهای وابسته‌ به‌ سازمان انرژی اتمی ایران معرفی شده‌ است، همچنان در کوه سبلان با حفاریهای خود ،به‌ ظاهر تحت پوشش استفاده‌ از گرمای اعماق زمین ،اما در واقع جهت دستیابی به‌ اورانیوم است.

مطابق گزارش بهداشت جهانی ،سرطان دستگاه گوارش و خون در اردبیل و مشگین شهر رتبه‌ اول را در خاورمیانه‌ دارد و هزاران نفر از مردم اطراف کوه سبلان مبتلأ شده‌ یا در حال ابتلأ هستند این بیماران در مراکز درمانی بیمارستان قاضی تبریز و امام تهران مورد شیمی درمانی و پرتو درمانی قرار گرفته‌اند.

لازم به‌ توضیح است که‌ با وجود آتشفشانی بودن کوه سبلان ، تکنسین ها و مهندسین روسی و چینی در حال استخراج اورانیوم از اعماق زمین میباشند که‌ در عمق پایین و با حرارت بسیار بالای آن قسمت از زمین اورانیوم بصورت رادیو ایزوتوپ اورانیوم در می آید که‌ بلافاصله‌ پس از رسیدن به‌ سطح زمین تشعشعات رادیو اکتیو از خود بروز می دهد در واقع اعماق پایین کوه سبلان به‌ صورت یک راکتور هسته‌ای طبیعی عمل می نماید و این حفاریها کاملأ غیر منطقی و غیر اصولی بوده‌ و اثرات سوء زیست محیطی در پی داشته‌ و دارد.

مرحوم دکتر اصغر پیرزاده فوق تخصص خون و سرطان معتقد بود که بزودی فاجعه انسانی در اطراف اردبیل رخ خواهد داد و بیشتر نوزادان با معلولیت های جسمی و عقب ماندگی ذهنی متولد خواهند شد.

در شهرهای بزرگ استان مانند اردبیل و مشکین شهر اداره آب با افزودن مواد کم کننده رادیواکتیو سعی در کنترل از گسترش این بیماری دارد،و راه چاره دیگری نیست.

دکتر اصغر پیرزاده معتقد بود، شرکت های کاوشگر اروانیوم بعد از کشف کوهپایه ها و رسیدن به اورانیوم با مقدار درجه پایین، بدون اینکه کشاف های عمیق را بپوشانند آنها را رها کرده اند و با بارش های زمستانی به مرور مواد اورانیوم با غلظت پایین به آب ها منطقه نفوذ کرده و آب آلوده است. در تحقیقات دکتر پیرزاده به نمونه عملی زیادی از جمله آب های چرنوبیل و ناکازاکی اشاره کرده است.

از سوی دیگر اشاره ناجوانمردانه و توهین آمیز علت به قتل رسیدن دکتر پیرزاده از سوی دادستان است!

دادستان بصورت تلویحی گفته است که فرد ضارب که زیر سن قانونی است ارتباط صمیمانه ای با مقتول داشته و وی را به منزل خود دعوت کرده بوده است، کذب محض و برای بی اعتبار کردن چهره مرحوم پیرزاده را داشته و برای کاستن از خشم عمومی جامعه است.

طبق شنیده ها از زبان نزدیکان دکتر پیرزاده، ایشان دو بار برای گزارش این فاجعه و جلوگیری از گسترش آن و بستن گودال های کنده شده که در حال حاضر همگی مناطق نظامی و حفاظت شده اعلام هستند به تهران رفته بوده است.
طبق این تحقیقات اکثر آب های رودخانه ها و چشمه اطراف مشکین شهر، نیر، سراب، سرعین و خود اردبیل آلوده است."


 گزارش کمپین سفارت سبز به مردم