لزوم تغییر روش مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی




رژیم در هیاهوی اعتراض به قوانین ضد زن و نیز اسید پاشی های متحجّرین اسلامی بر صورت دختران زیبای سرزمینمان ،ضمن عدم توجه به خواسته افکار عمومی و در یک دهن کجی آشکار به ملّت بیش از حد صبورایران !؛  دخترایرانی دیگری را که از شرفش در مقابل یکی ازمزدوران رژیم دفاع کرده بود ، اعدام کرد. !

سالهاست که در روند مبارزات آزادیخواهانه ، معتقد به مبارزه غیر خشونت آمیز و نافرمانی مدنی هستیم و همواره امید داشتیم که بشود این نظام را با کنشهای مدنی ، تغییر داد وحکومتی دمکراتیک و سکولار را جایگزین آن کرد .
چند صباحی است با مرور گذشته و نیز مشاهده عملکرد روزانه رژیم در واکنش به کنشهای مدنی غیر خشونت آمیز ، متوجه بی فایده بودن این رویکرد شده ام ونا امید از نتیجه بخش بودن این روند مبارزاتی .

حتما می دانید زمانی که سگی ولگرد به شما حمله می کند ،اگر از مقابلش فرار کنید ، شما را دنبال کرده و در نهایت به شما آسیب خواهد رساند ؛ ولی اگر نترسید و در مقابلش بیاستید و حتی خم شوید و نشان دهید که در حال برداشتن چیزی جهت ضربه زدن به او هستید ، سگ ولگرد ،عقب ایستاده و گاه فرار را برقرار خواهد کرد .
با احترام به همه کسانی که هنوز باور به مبارزات مدنی  دارند و مثالهایی چون نلسون ماندلا و گاندی را مطرح می کنند ؛ باید اذعان کرد که رژیم های حاکم بر کشورهای مطروحه ، رفتارهای خشونت آمیز و وقیحانه ای در حد  و اندازه عملکرد رژیم جمهوری اسلامی نداشتند و امکان مبارزه مدنی به انحاء مختلف و کم و بیش در آن زمان و مکان ، وجود داشت و فضای سرکوب و برخورد همانند اوضاع امروز میهنمان ایران ،نمود نداشت .
 جمهوری اسلامی در 36 سال عمر خود و بخصوص در چند سال گذشته ،نشان داده است که مشت آهنین خود را در مقابل هر گونه کنش مدنی رو کرده  و هر روز نیز پا را فراتر گذاشته و برای ایجاد جو ارعاب و تهدید مردم ،سناریوهای مختلفی را به اجرا می گذارد .
همواره این موضوع به ذهنم خطور می کرد که در نهایت این رژیم ها و حکومتها هستند که نوع مبارزه اپوزیسیون را تعیین می کنند و عملکرد 36 ساله جمهوری اسلامی ،نشان داد که رژیم هیچ شانسی را برای مبارزه مدنی و غیر خشونت آمیز باقی نگذاشته است و ساده لوحانه و خوش باوری محض خواهد بود اگر اپوزیسیون واقعی به این روند مبارزاتی فعلی ادامه دهد و هر روز شاهد زندان ،شکنجه ،و اعدام جوانان و روشنفکران این مرز و بوم باشد و دور باطل مبارزه مدنی را تنها برنامه مبارزاتی مشروع بنامد ! .
رژیم نشان داد که  حتی کوچکترین انعطافی در برابرخواسته های حداقلی مردم ندارد و و سناریوی اصلاح طلبی را تنها برای فریب و بیمه رژیم ،وارد زندگی سیاسی و اجتماعی مردم کرده و تعدادی نیز دانسته و ندانسته ، وارد این بازی بی شرمانه رژیم شدند .
در نهایت رژیم با ادامه روند موجود ،امکان ادامه حرکتهای آزادیخواهانه و مبارزه غیر خشونت آمیز را گرفته و متاسفانه هزینه مبارزات آزادیخواهانه را برای مردم  و بخصوص کنشگران عرصه های مختلف ،حتی غیر سیاسی ،بالا برده است .
معتقدم ،اعدام یا شکنجه وزندان یک شهروند ایرانی ، تفاوتی با اعدام و شکنجه و زندان هزاران شهروند ، ندارد و هر ایرانی باید این مهم را متصور باشد که ممکن است جاه طلبی ها و خشونتهای رژیم ،روزی دامان وی ، خانواده و یا نزدیکانش را بگیرد؛ پس باید برای اتمام این روند غیر انسانی و ضد بشری رژیم ، اقدامی کارساز و عملی تعبیه کرد .
در نهایت و پس از صحبتهایی که در چند روز اخیر با تنی چند از مبارزین صادق و میهن پرست  در داخل کشورداشتیم ،به این نتیجه رسیدیم که نوع برخورد با رژیم شیعه مسلک وسفاک جمهوری اسلامی ، باید همانند برخورد و مبارزه با داعش سنی مسلک سوریه و عراق باشد و در این میان شاید جان و زندگی خود را تقدیم نهال آزادی میهنی کنیم که سالهاست سایه شوم این رژیم بر آن سنگینی می کند و در همه این سالهای به ظاهر مبارزه ؛ شاهد مرگ عزیزانی چون نداها و سهرابها ، ستارها و ریحانه ها شده ایم و نیزبرخوردهای تحقیر آمیز حاکمان را با مردم و بخصوص زنان میهنمان دیده ایم و تنها به نوشتن مقاله و سخن ورزی پرداخته ایم و امروز نتیجه همه این آزمونها و خطاهای 36 ساله را می بینیم و بر گذشته این مبارزات و جانها و زندگی های از دست رفته ،به خاطر همه این فرصت سوزی ها ، افسوس می خوریم .
ادامه روند و استراتژی مبارزاتی موجود بر پایه مبارزات مدنی ، به نظر ،خیانت به سرنوشت ملّت و کشوری است که روز به روز و ذره به ذره ، ارزش و جایگاه ملّی خود را به عنوان یک ملّت ،از دست می دهد و نیز بعنوان یک کشور دارای تمدن و تاریخ هزاران ساله ، تمامیت ،استقلال و یکپارچگی خود را در خطر روز افزون دسایس داخلی و خارجی ،می بیند .
باید طرحی نو در اندازیم و نگذاریم صفحات تاریخ میهنمان در دوران حیات ما ،چرکین و عاری از احساس وظیفه و عرق ملّی باشد !
برای ما واژه آشتی ملی ، قابل احترام وقابل بررسی است ،ولیکن معتقدیم ، آشتی ملی ،زمانی معنا پیدا خواهد کرد که رقیب هم به آشتی و هم به واژه ملّی ،معتقد باشد و تا هنگامی که قوانین بازی را در میدان مبارزه ، مراعات نکرده و من و شما را هم میهن نداند و عقاید خود را به زور تفنگ و اسید ! بر ما تحمیل کند ، چاره کار تنها مقابله به مثل است؛ حتی اگر محکوم به عملکرد خشن و نامتعارف گردیم که البته تاریخ به درستی در مورد کنشها و رفتارها قضاوت خواهد کرد.

 فراموش نکنیم که انقلاب مشروطیت با توپ و تفنگ به نتیجه رسید ونیز دلاوران این سرزمین در همه سالهای جنگ با رژیم متجاوز عراق ،جدای از بهانه های مختلف و رژیم ساخته ، بیشتردر دفاع از خاک و ناموس این میهن ،دست به اسلحه بردند و با چنگ و دندان از آنها دفاع کردند .

امروز نیز بر ماست که با هر آنچه در توان داریم ،در مقابل این اهریمن هار و وحشی که شهوت ظلم و جنایتش روز به روز سیری ناپذیرتر می شود ؛ با هر وسیله و روش ممکن بایستیم و برای ریشه کنی آن در زمانی کوتاه ، تلاش کنیم .


چرایی تاکید بررهایی میهن در زمانی کوتاه به این جهت است که هر روز که می گذرد ، باید در مقابل وجدان خود به خاطر همه کشتارها ،اعدامها ،زندانها ،شکنجه ها و همه آسیبهای مستقیم و غیر مستفیم روحی و جسمی روزانه وارد به هم میهنانمان ، پاسخگو باشیم .


به سازماندهی گروههای عملگرا و میهن پرست بپردازیم و عزم ملّی و غیرت ایرانی را بر ضحاکان زمان ،نشان دهیم .
همانطور که زندگی را برای مردم نا امن کرده اند ، میهن را برای ادامه حیات و تاخت و تازشان نا امن کنیم .

رژیم و حاکمان وقت نیز بدانند که مسئولیت کنشها و واکنشهایی که در نهایت با هزینه های جانی و مالی خواسته و ناخواسته همراه خواهد شد ، نتیجه رویکردی است که خود انتخاب کرده اند و بر ادامه آن تا به امروز پافشاری می کنند .

ما زن ومرد جنگیم 
بجنـگ تـــا بجنگیم

پاینده ایران
پاینده مبارزین جان بر کف و آزادیخواه میهن
گرامی باد ،یاد و نام  تک تک جاویدنامان راه آزادی از دیروز تاریخ تا فردای تاریخ میهن

همایون نادری فر
3 آبان ماه 1393

چـــه مـــردمانی هستـــيم ما !

تعويق اعدام خوشحالمان مي كند  ، ولي يادمان مي رود ، بي گناه را بايد آزاد كنند ، نه بارها و بارها شكنجه روحي ...
آزادي با وثيقة خوشحالمان مي كند ، ولي فراموش مي كنيم ، بي گناه بايد بي قيد و شرط آزاد شود ، نه اينكه ماهها در استرس چگونگي حكم دادگاه ، انتظار بكشد ...
حكم تعليقي خوشحالمان مي كند ، ولي يادمان مي رود أين حكم ، همچون شمشير داموكلس ، بالآي سر محكوم است و ...
چرا اينهمه سطحي نگر شده ايم و حقير ؟!
كاري كنيم كارستان
ما مي توانيم
اگر بخواهيم
همايون نادري فر
٨ مهر ١٣٩٣

يك جاي دور از ميهن پر درد

این نوشـــته را نخـــوانـــید !




این نوشته را نخوان هم میهن
!

اصلا به من و شما چه که آتنا ، آرش ، گلرخ و ... مهمان دیوارهای سرد اوین هستند !

به من و شما چه که بهایی ها اجازه ادامه تحصیل ندارند !

به من و شما چه که دراویش در زندان اعتصاب غذا کرده اند !

به من و شما چه که خانواده زندانیان سیاسی و عقیدتی ،چگونه روزگار می گذرانند !

به من و شما چه که دیروز ندا و سهراب در خیابان کشته شدند و ستارها و زهراها در زندان !

به من و شما چه که هر روز خبر از اعدام می رسد و واژه "ایران " در میان مردمان جهان با کلمه "تروریست " همراه گشته است !
به من و شما چه که آن پناهجو ،خانواده اش را در کشتی شکسته از دست می دهد و این پناهنده ،بیگاری کارفرمای ترک و سریلانکایی را می کند !

به من و شما چه که کودک 10 ساله ،فردا به جای مدرسه ،باید زیر باران پائیزی در چهارراه سر خیابانتان ،آدامس بفروشد تا پول داروی صرع پدر بیمارش را تامین کند!
به من و شما چه که بر مادر ستارها و نداها چه می گذرد !

به من و شما چه که مادر سعید هنوز چشم به در دوخته است !

به من و شما چه که همسر آن زندانی سیاسی ، پای تماس تلفنی بازجوی کثیف ،احساس شرم و حقارت می کند !

به من و شما چه که دختر آن کارگر از کار بی کار شده به خاطر از بین رفتن ریه هایش پای کوره مواد سمی ،برای پر کردن کپسول اکسیژن پدر ،تن به خواسته شرم آور آن آقازاده صاحب سهام کارخانه داد!

راستی ؛ به من و شما چه که جامعه ،رنگ بی اخلاقی به خود گرفته است و اقتصاد کشور رو به ورشکستگی است !

به من و شما چه که آینده چه می شود و کودکانمان در چه محیطی بزرگ می شوند و تربیت می شوند !

به من و شما چه که داخل شیر و ماست مان و داخل شیرینی کودکمان ، چربی صنعتی است !

به من و شما چه که دریاها را با بی مبالاتی خشک میکنند و رودخانه ها را بی آب !

به من و شما چه که پارازیت بر روی امواج ماهواره مضر است و کودک همسایه عقب افتاده بدنیا آمده است !

به من و شما چه که کودک شین آبادی بخاطر بخاری نفتی غیر استاندارد کلاس درس می سوزد و سنگرهای حزب اله لبنان مزین به هیتر و کولرهای اهدایی دولت ایران است !

به من و شما چه 18 میلیارد دلار طلا از این کشور خارج شد و برایش صاحبی پیدا نشد و دولت ترکیه را از رکود اقتصادی نجات داد !

به من و شما چه که از ده ها اختلاس و غارت بیت المال این کشور ،یک فقره 3000 میلیاردی لو رفت و خرده پاهایش محاکمه صوری شدند !

به من و شما چه که ماشینهای ایران خودرو و سایپا استاندارد نیستند و میزان کشته شدگان سالانه حوادث رانندگی در ایران، بیشتر از بسیاری از جنگهای رخ داده در تاریخ است !

راستی ، به من و شما چه ...

همین یک لقمه نان را بچسب هم میهن ... شکر که لقمه ای هست و لیوانی آب برای قورت دادن آن !

شان انسانی متعلق به کتابهاست و بلاد کفر ، ما را چه به این تجدد و خروج از سنت !

راستی چای قند پهلویت سرد نشود !

" خانم به بچه ها بگو سر و صدا نکنند ! دارم اخبار صدای آمریکا گوش می کنم ... "

"حاج آقا ، زری خانم می گفت توی مسجد محله ، تور اقساطی به مشهد و سوریه ثبت نام می کنند ..."

"خانم ،من دارم میرم صف بنزین ، میگن از فردا بنزین گرون میشه ..."

"حاجی ،این شناسنامه ها رو کجا گذاشتی ، فردا بریم رای بدیم .میگن اگه رای ندیم ،دیگه بهمون یارانه نمیدن ..."

"ای خانم ، اون پس انداز جهیزیه دخترمون رو بیار بفروشیم بدیم سکه و دلار ، دیدی یک شبه میلیادر شدیم ها... از من گفتن..."

راستی ... اصلا به من چه ؟!

همایون نادری فر
29شهریور ماه 1393

یک جای دور ازخوشی های وطن

هوشیار باشیم .خطری که نادیده گرفته می شود!



هم میهنانم
موضوع مهمی ،مدتی است که ذهن مرا درگیر خود کرده است !
در روزهای اخیر خبرهای مربوط به کمکهای تسلیحاتی به گروههای کرد و شبهه نظامیان درگیر با نیروهای تندرو و وحشی دولت اسلامی شام و عراق از سوی آمریکا و کشورهای اروپایی را می شنویم و از اخبار پیروزی های آنها خوشحالیم .
ولیکن آنچه که به آن پرداخته نمی شود ،خطر بالقوه ای است که از عدم مدیریت و توانایی جمع آوری این سلاحها از سوی دولت عراق و پس از اتمام جنگ ،بوجود خواهد آمد؛ کاری که عملا غیر قابل کنترل و ناممکن به نظر می رسد !
بر کسی پنهان نیست که تعدادی از سازمانها و گروههای تجزیه طلب کرد ایرانی در دفاع از هم تباران و کردهای منطقه خود مختار کردستان عراق در برابر داعشیان ،وارد این جنگ شده اند و طبعا از کمکهای تسلیحاتی نیز در پی تصمیم کمک غیر مستقیم دول غربی ،بی بهره نیستند و این مهم در آینده می تواند تمامیت ارضی ابران را به خطر انداخته و حتی باعث به هم خوردن توازن قدرت میان اقوام کرد و ترک منطقه که همواره دارای اختلافات ارضی بوده اند ،شده و در نهایت به نا امنی و آشوب ،بخصوص در مناطق کرد و ترک نشین ایران در محاورت کردستان عراق بیانجامد .
پر واضح است که دست زدن به چنین اقدامی از سوی سیاستمداران آمریکایی و برخی کشورهای اروپایی و عرب منطقه ،در حالی که می توانستند مستقیما و در مدتی خیلی کوتاه ،با نیروهای بین المللی ،داعشیان را با شکست مواجه سازند ؛ مبنی بر کمکهای تسلیحاتی به گروههایی که متعهد به قوانین بین المللی نیستند و رویکرد و سیاست احترام به مرزهای سیاسی کشورها را ندارند ،در خوشبینانه ترین حالت ،نشان از حماقت آنان و در بدترین حالت نشان از توطئه و نقشه شومی است که می تواند در ادامه تلاشهای نیم قرن گذشته ،برای تجزیه و تضعیف ایران باشد .
ادامه حیات جمهوری اسلامی و سو مدیریت و عدم رویکرد سیاسی و اجتماعی آن در حهت منافع ملی کشور ،باعث گردیده است که بیشتر از هر زمان دیگر ،اوضاع برای شیطنت فرزندان نامشروع برنارد لوئیس انگلیسی ،فراهم گردد .
ایرانی هوشیار باش و فراموش نکن که :
گاهی وقتها خیلی زود ،دیر می شود !

همایون نادری فر
9 آگوست 2014

سقوط جمهوری جعلی به دست آقازاده ها



آیا آقازاده ها ! ، در نهایت باعث سقوط جمهوری جعلی ساخته شده توسط پدران خود خواهند شد ؟

فایل صوتی سخنان مهدی هاشمی ، فرزند هاشمی رفسنجانی منتشر شد .



نکات ریز و قابل تاملی در این گفتمان و چرایی آن وجود دارد و کدهای مهم و پیامهایی را می توان از آن گرفت !
انتشار این مصاحبه که متن نوشتاری آن در روزهای قبل از سوی بیژن فرهودی و در کیهان لندن ،انجام گرفت با جریان دادگاهی مهدی هاشمی همزمان بود و به نظر می رسد ؛هدف خاص و بزرگ سیاسی با توجه به وجود نوعی دوگانگی و سردرگمی در داخل نظام , از این انتشار وجود دارد!



موضوع این دادگاه و نیز حکم احتمالی صادره و نیز پیامدهای پس از آن ، شوک موثری را بر بدنه رژیم وارد خواهد نمود و در این میان ، استفاده بهینه از این پیش آمد در جهت گامی بزرگ برای رهایی ایران ،وظیفه تک تک مبارزین و آزادیخواهان ایرانی است و امید که این فرصت نیز همانند فرصتهای بسیار دیگر که قبلا رخ داده بود ؛ از دست نرود !

همایون نادری فر

اول سپتامبر 2014

چالش آب و یخ برای بیداری مردم ایران!





حرکتی بین المللی آغاز شده برای کمک به بیماران اِی اِل اِس که مربوط به تحلیل سیستم عصبی و در نهایت فلج عمومی و مرگ این بیماران است .

شخصا معتقدم که در حال حاضر بیماری به نام "کشور ایران " نیاز فوری به کمک و درمان دارد و به نظرم هر ایرانی در هر کجای جهان باید به هر نحو ممکن برای نجات آن تلاش کند .
ریختن آب یخ بر روی سر ، نمادی است برای بیدار شدن از خواب سنگینی که جامعه ایران متاسفانه بدان مبتلا گشته است .
همایون نادری فر
19 آگوست 2014 

یک جای خیلی دور از ایران ! 
#‎icebucketchallenge‬



چهـــل ســـال گذشـــت ...




چهل سال گذشت ...
شاید زمان بعثت ام باشد !
و یا آغازی جدید ...
هر چه که بود و هست ...
می دانم که آسان نبوده و نخواهد بود ...
سپاس از همراهانم .
چه دور و چه نزدیک .
مهرتان افزون ، یادتان پر بار .
با شمایم تا بودنم در کالبد تن .
اول شهریور ماه 1393
چهل سال بعد از اول شهریور 1353
یک جای خیلی دور از زادگاه ام
همایون


سخنی با جامعه معلمان و آموزگاران ایران


سخنی با جامعه معلمان و آموزگاران

سالهاست که شاهد سکوتی سنگین و البته پر هزینه در میان یکی از قشرهای مهم و مؤثر جامعه ، یعنی معلمان و آموزگاران هستیم !

اعتصابات و بست نشینی آموزگاران و کارکنان آموزش و پرورش در کشاکش شورش ۵۷ ، یکی از حرکتهای جمعی و پر حاشیه این قشر بود که البته در مورد چرایی آن و نیز میزان تاثیر آن در موفقیت خمینی و شورشیان ، باید کنکاش کرد و قضاوت نمود !
اعتصابات دهه هفتاد معلمان در برخی از شهرهای ایران که خود شاهد آن از نزدیک بودم و در اعتراض به میزان حقوق دریافتی پائین انجام گرفت و روزها نیز ادامه داشت ؛ نشان داد که جامعه معلمان ، ابزارهایی برای اعتراض و تحت فشار قرار دادن حاکمان ،دارند و می شود به این توانایی در مواقع ضروری و مورد نیاز ، امیدوار بود !

با گذشت بیش از ۲۰ سال از این اعتراضات در قالب اعتصابات و عدم حضور در کلاسهای درس ؛ متاسفانه شاهد سکوتی پر هزینه و نوعی بی مسئولیتی از سوی جامعه معلمان ، مشهور به صنف فرهنگیان ایران هستیم !

امروزی که هر روز آن ، این معلمان شاهد ظلم و ستم بر همکاران خود همچون مومنی ها ها و نیز اعدام مرادی ها و آهنگرها هستند و دم بر نمی آورند !
امروزی که هر روز آن ، به اعتراف خود این عزیزان ، شاهد چهره های تکیده و بی روح دانش آموزانی در سر کلاس هستند که صبحانه ای برای خوردن نداشتند تا در سر کلاس درس ، با آمادگی و حضور ذهن ، حاضر شوند !
امروزی که شاهد رفتارهای پرخاشگرانه و بی اخلاقیهای مشهود ، حاصل مدیریتهای غلط حاکمان سیستم آموزشی و فرهنگی ،در میان دانش آموزان کم سن و سال و نیز بالغ در مدارس هستند و عقب گرد اخلاقی را از نزدیک حس می کنند و متاسفانه دریغ از یک اعتراض جمعی !

سیستم آموزش و پرورش هر کشوری ، آئینه ای از میزان توانایی های بالقوه و بالفعل آن کشور است و دبیران ، معلمان و آموزگاران آن ، نقشی ویژه و اساسی در راهبرد درست و یا اشتباه آن دارند .

بیائید از این بی تفاوتی های خانه خراب کن ! رها شویم و هر کس در هر جایگاهی که هست ، نقش و مسئولیت خود را در قبال میهن و جامعه ، ایفا کند .

آقای معلم ، خانم آموزگار ؛ فراموش نکنید که گاهی وقتها ممکن است دیگر برخی از کاستی ها و آسیبهای بوجود آمده در اثر کم کاری شما ، بخصوص در حیطه آموزشی و فرهنگی ، قابل جبران نباشد !

پاینده ایران
همایون نادری فر
۱۸ جولای ۲۰۱۳
یک جای خیلی دور از میهن

هوشیار باشیم وعلت تجزیه طلبی و استقلال خواهی را بیابیم !



این روزها می بینیم که تعدادی از سردمداران نظام ،دلواپس کردستان و استقلال آن هستند و عده ای از به ظاهر ملی گرایان نیز با آن همراهی می کنند !
ابتدا باید از خود پرسید علت همه استقلال طلبی ها و جدایی خواهی ها در طول تاریخ و امروز در کردستان و یا بخشهای دیگری از جهان برای چیست ؟
چرا سایه شوم تجزیه ،بیشتر از هر زمان دیگر ،بر میهنمان ایران سایه افکنده است ؟
چرا به چرایی و علل این جدایی خواهی ها ،فارغ از برنامه های خارجی برای تضعیف کشورها از طریق تجزیه و تکه تکه کردن ، نمی پردازیم ؟
مگر جز این است که تفاوت قائل شدن ها و شهروند درجه 2 خطاب کردن برخی از اقوام و ظلم مضاعف بر آنان ، باعث بروز این پدیده در داخل گردیده است ؟!
آیا هر شخص میهن پرستی ،یک بار و فقط یک بار از خود پرسیده است که برای بوجود نیامدن تفکر استقلال خواهی که یکی از علل مهم آن ، ناشی از فرق گذاشتن ها و عدم توجه به حقوق یکسان شهروندی برای تمام شهروندان یک کشور است ، چه کنشی را انحام داده است ؟!
آری با شمایم !
از قدرتمداران حاکم بر میهنم ایران که داعیه ایران بزرگ اسلامی دارید تا ملی گرایانی که هر وجب از خاک ایران را ،ناموس خود می دانید !
به کردستان ایران نگاه کنید .....به آذربایجان نیز همچنین ... بلوچستان و خوزستانش هم که معرف حضور هست !
کسی منکر ظلم و ستم و عدم مدیریت درست در سراسر کشور عزیزمان ایران نیست ؛ ولی ظلم مضاعف را در کوچه پس کوچه های کردستان و بلوچستان و آذربایجان و خوزستان ،می توان با تمام وجود احساس کرد .
پس بیایید به جای شعار دادن و های و هوی کردن به خاطر سنگین تر شدن این سایه شوم بر میهنمان ؛ باعث و بانی اصلی آن را از میان برداریم .
رژیم جمهوری اسلامی در 35 سال گذشته ،نشان داد که با درجه بندی شهروندانش به یک ،دو و حتی سه ! آب را بر آسیاب سناریو نویسان دانشگاههای انگلیس می ریزد و تفرقه و جدا سری را در میان اقوام گوناگون ایرانی ،اشاعه می دهد .
برای رهایی میهن از تمامی این خطرات که روز به روز بر تعداد آن افزوده می شود ؛تنها چاره کار ،براندازی رژیم جمهوری اسلامی و برقراری حکومتی مردمی و سکولار است که وجب به وجب این کشور را ، پایتخت و تهران بداند و شهروندانش را از هر قوم و نژادی ، تنها و تنها ایرانی بداند و بس ؛ نه مسلمان و سنی و شیعه ، بهایی و زرتشتی و مسیحی ، کلیمی و بی دین و ...
بی تفاوت نباشیم
گاهی وقتها خیلی زود دیر می شود
همایون نادری فر
  11جولای 2014