با شما تا آزادی - 4



به نام حقوق بشر
با شما تا آزادی - 4

در روزهایی که گذشت چند موضوع داخلی و بین المللی تاثیر گذار بر سرنوشت ایرانیان اتفاق افتاد که دوست دارم نظرات خود را در این موارد با شما هم میهنانم در میان بگذارم :


1 -  مذاکرات هسته ای وین علارغم تاکید ها مبنی بر غیر قابل تمدید بودن زمان آن از سوی طرفهای مذاکره ، بار دیگر تمدید شد وهمانطور که قبلا خود ونیز شماری از کنشگران ،شعار دروغین صلح آمیز بودن فعالیتهای اتمی رژیم را روشن ساختیم (لینک  یکی از مطالب مستدل ) (  مقاله ای در مورد مشابهت های برنامه اتمی کره شمالی و جمهوری اسلامی )، مطمئنا درفرصت خريداري شده ، رژيم نهايت تلاش خود را براي دستيابي به سلاح اتمي  انجام خواهد داد و غرب در صورت ادامه روند حماقتهاي سياسي و عدم مسئوليت پذيري در برابر امنيت و صلح  جهاني ، با رژيمي ضد بشري و بر مبناي ايدئولوژي حذف مخالف كه مسلح به سلاح اتمي است ، مواجه خواهد شد .

آنچه مسلم است وبرای اینکه در نهایت منافع ملی کشور و آینده ایران یکپارچه و ایرانیان تامین شود ،نقش ویژه مردم ايران در همراهی با کنشگران و مبارزینی است که در راه رهایی میهن از زنجیر استبداد انیرانی آخوندی ؛ بی تفاوت نباشند و ازامروز و در كمتر از هفت ماه باقی مانده به مهلت نهایی پایان مذاکرات ؛ با نگاهی ژرف به اهداف رژیم و چرایی تقبل هزینه های میلیارد دلاری و نیزبا وجود فشارهای اقتصادی و نارضایتی های روز افزون داخلی از سوی مردم ، که هنوز بر ادامه برنامه ماجراجویانه هسته ای خود ادامه می دهد و نیز با مروری بر تجربه مشابه در مورد کشور کره شمالی و سرنوشت اسفناک امروز مردمان آن ،  بايد تصميم بگيرند كه مي خواهند در كشورى آزاد و خوشنام با معيارهاي انساني زندگي كنند و يا اينكه به كره شمالي خاورميانه تبديل شوند .  
هم میهنانی که بعلت ساده اندیشی و سطحی نگری به مسائل می نگرند و فریب شعارهای عوام پسندانه رژیم را می خورند و شعارجکومت ساخته "انرژی هسته ای حق مسلم ماست " را تکرا می کنند ؛ باید متوجه باشند، جکومتی كه به ماجراجويى اتمى خود ، صفت صلح آميز بودن مى دهد و براى توجيه آن ، قسمتى از برنامه اتمی را براى معالجه بيماران صعب العلاج ضرورى بيان مى كند ؛ نباید بنزين سرطان زا و امواج پارازيت توليد كند،مگر اینکه به نظر این افراد ساده اندیش ، هدف این است که احيانا داروهاى ساخته شده در اين پروژه چندين ميليارد دلارى پزشکی هسته ای ، درانبارهای داروی دولتی ،خاک نخورند !


برماست که با آگاه نمودن مردمان کشورهای طرف مذاکره با رژیم ، آنان را آگاه به مسائل انسانی نادیده انگاشته شده از سوی دولتمردان خود نمائیم و مردمان و بخصوص سازمانهای غیر دولتی در این کشورها را مجاب نمائیم تا با ایجاد فشار بر دولتهای منتخب خود و نمایندگان مجالس و پارلمانها ، جلوی معاملات ضد بشری و ضد امنیت بر علیه جهانیان  را در آینده نه چندان دور بگیرند و از آنان بخواهند که به شعارهای حمایت از حقوق بشر و قوانین انسان دوستانه خود در زمان انتخابات ، وفادار بمانند و در عمل آن را نشان دهند و موضوع حقوق بشر و نقض فاحش آن را محور مذاکرات خود با رژیم حاکم بر ایران قرار دهند  .


2 موضوع سونامی سرطان و افزایش آماری غیر قابل وصف این بیماری صعب العلاج در این روزها و با مرگ چندین تن از هنرمندان و ورزشکاران مشهور میهنمان ،بار دیگر به موضوع مورد بحث در محافل مختلف بدل گردید .

جمهوری اسلامی در 36 سال گذشته ،ثابت کرده است که موضوع سلامت و امنیت و رفاه مردم ایران اولویت اول حاکمان نظام نیست و ادامه سوء مدیریتها و عدم پاسخگویی و احساس مسئولیت در قبال تمام شرایط روز کشور از لحاظ امنیت بهداشتی و سلامتی ،نشان ازتعریف متفاوت مسئولین رژیم از مبحث مدیریت و خدمت در جایگاه یک مسئول کشوری است و شرایط امروز سرزمین تحت سیطره این نظام مدیریتی ،از خشکی دریاچه ها گرفته تا ارسال پارازیتها و تولید بنزین و فراورده های سرطانزا توسط ارگانهای زیر نظر حکومت ؛ همه و همه نشان از این مهم دارد که انتظار بهبود و تغییر رویه در این نظام فاسد و بی مسئولیت ،انتظار عبثی است و تا این نظام و قوانین آن در جامعه پابرجا و جاری است ؛ این فجایع ادامه خواهد داشت .
در این میان آنچه که کمتر بدان پرداخته شده است ،نقش و مسولیت انسانی و وجدانی تک تک شهروندان ایرانی است که در چرخه زیست محیطی و امنیت و سلامت تغذیه ای جامعه دارای نقشهای بزرگ و کوچک هستند .
درست نخواهد بود اگر همه مسئولیت ها را در این عرصه از صاحبان جکومت و دولت طلب کنیم ! فراموش نکنیم که تک تک انسانهای حاضر در چرخه های تولید دولتی و غیر دولتی ،شهروند جدا از جامعه ایرانیان نیستند و هر کدام به اندازه میزان مسئولیت خود ،تاثیر بسزایی در امر سلامت و امنیت بهداشتی و غذایی جامعه دارد که در نهایت آمار مربوط به بیماریها و بخصوص سرطان را مدیریت می نماید .
فراموش نکنیم که تولید و عرضه مواد غذایی غیر بهداشتی ، افزایش میزان مصرف فراورده های آلوده کننده هوا ، افزایش اتلاف منابع آبی ، استفاده بی رویه از سموم و کودهای کشاورزی و ... همگی در رویکرد افراد غیر حکومتی وجمعیت عادی جای می گیرد و ادامه این روند می تواند نشان از سقوط اخلاقی و گسترش بی وجدانی در جامعه ای آخوند زده باشد .
پس وظیفه تک تک کنشگران عرصه های علوم اجتماعی است تا اخلاق مداری و حس مسئولیت را در میان مردمان میهنمان گسترش دهند تا بلکه این مهم بتواند روزنه هایی را نیز به ارکان حکومتی باز کند و ایرانمان را از شرایط خطرناک امروزی ،هر چه زودتر نجات بخشد .در این میان بی مناسبت نخواهد بود که از نقش آموزگاران و اساتید در تربیت اخلاقی جامعه جوان و آینده سازمیهن نام ببریم و بر آن تاکید نمائیم .

3 ظاهرا روند ادامه قتلهای جکومتی ( بخوانید احکام اعدام ) همچنان علارغم واکنشهای داخلی و خارجی ،ادامه دارد و در روزهای گذشته ،شاهد اجرای اعدام و نیز صدور حکم اعدام برای هم میهنانی بودیم که نه به خاطر جرم کیفری ،بلکه به خاطر دگر اندیشی و آنچه که متفاوت بودن از تفکر آیت اله ها و حاکمان نام دارد، به این حکم متحجرانه گرفتارشده اند .
صدور احکامی اینچنینی نه تنها در گذشته وجود داشته و امروز نیز وجود دارد ؛ بلکه با ادامه حیات رژیمی که تدوین گر قوانین ضد بشری در جامعه ایران است ،همچنان ادامه خواهد داشت و ایرانیان مطمئن باشند که در هر زمان ، شاهد صدور احکام مشابه خواهند بود و به ناچار زمانی را ناراحت شده ،عصبی گشته و چند جمله و چند سطری اظهار نظر خواهند نمود و در نهایت اعدام امروز نیز همانند اعدام دیروز به فراموشی سپرده خواهد شد و تا صدور و اجرای اعدام بعدی سکوتی مشمئز کننده را شاهد خواهیم بود !
و اما چه باید کرد ؟ آیا با وجود رژیمی چون رژیم ولایی جمهوری اسلامی و قانون اساسی موجود و قوانین متحجرانه تدوین شده در کتاب ضد بشری" قانون مجازات اسلامی" می توان امیدوار بود که هفته ای بدون اعدام و خبر صدور اعدام را در میهنمان پشت سر بگذاریم ؟
به نظر می رسد تنها راه چاره و رهایی از وضعیت موجود و تمام هزینه هایی که جامعه ایران این روزها و در طول بیش از سه دهه گذشته ،متحمل شده است،تنها یک چیز است و آن : سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی و جایگزینی حکومتی دمکرات و سکولار با قانون اساسی مبتنی بر منشور حقوق بشر

هم میهن زمان انتخاب فرا رسیده است و سی و اندی سال برای تصمیم گیری و عملگرایی ، زمان کمی نیست !
نسلی سوخت تا آتش آن روشنگر راه آینده باشد ؛ اگر چشمهایمان را باز کنیم و ببینیم !

همایون نادری فر
عضوی از نسل سوخته
26 نوامبر 2014
یک جای دور از میهنی در مسیر تند باد تاریخ

لزوم تغییر روند مذاکرات ژنو به نفع ملّت ایران



فرصت سوزی نکنیم
 !

هم میهنان ، کنشگران ، سازمانها و نهادهای مردمی و فعال در امر دفاع از حقوق بشر


کمتر از یک هفته به پایان مذاکرات قدرتمداران غرب و شرق با رژیم اسلامی ایران باقی مانده و در طول 10 سال گذشته و از آغاز این مذاکرات ، همواره فریاد زده ایم که هرگونه توافق با رژیم بدون در نظر گرفتن موضوع حقوق بشر در ایران ، ننگی ابدی برای کشورهای طرف مذاکره خواهد داشت و مردم ایران خواستار اولویت دهی به موضوع حقوق بشر در کنار ماجراجویی های اتمی رژیم هستند .
تنها چند روز فرصت داریم تا با تجمعات گسترده در سراسر جهان ، ارسال نامه و پیام به پارلمانها و مجالس کشورهای مدعی حمایت از حقوق بشر ، ارسال درخواست و طومار به رسانه های بزرگ و مطبوعات پر تیراژ دنیا ، تحصن و اعتصاب در مقابل سازمان ملل و نیز در مقابل محل مذاکرات در شهر ژنو ، از دولتها و ملتها بخواهیم ، درد واقعی مردم ایران را درک کنند و شعار حمایت از منشور حقوق بشر را عملی سازند .

همّت کنیم هم میهنان
فراموش نکنیم که گاهی وقتها ،خیلی زود دیر می شود .



همایون نادری فر
 20نوامبر 2014

یک جای دور از میهن

سوخت ... با صدای سوختگی !


می گویند ایرانی است ... یا بهتر بگویم ایرانی بود !

24 سال سن داشت ،ولی از شانس بدش ،نه هنرپیشه بود و نه خواننده و نه مشهور...
می گویند بی کار شده بود و شرمنده زن و فرزندانش ...
می گویند کسی پاسخگوی مشکلاتش نبود ...
می گویند خسته بود از بی تفاوتی ها و درک نکردن ها ...
فریادش را با شعله های آتش همراه کرد تا داغتر باشد ...
تا شاید خواب سرد این جماعت مسخ شده را بهم بزند ...
دریغ که فراموش کرده بود اینجا ایران است و نه تونس !
سوخت و حتی بوی تن سوخته اش هم به خواب رفتگان این شهر را بیدار نکرد ...
و چه بسیاری بودند که دماغ خود گرفتند و از کنار او گذشتند تا خود را به تشیع جنازه هنرمند مورد علاقه شان برسانند و حماسه ای از ازدحام بیافرینند ...

بیدار شو هم میهن ...شاید فردا نوبت سوختن تو باشد و یا یکی از عزیزانت !

همایون نادری فر
 26 
آبان 1393

یک جای دور از میهن آخوند زده !

با شما تا آزادی - 3



بنام حقوق بشر 

با شما تا آزادی - 3



در هفته ای که گذشت شاهدچندین موضوع مهم و تاثیر گذار بودیم که به برخی از آنان  کمتر پرداخته شد و سعی میکنم در این مقوله از زاویه ای دیگر و عمیق تر به آنها بپردازم :


1 محول کردن وظیفه امر به معروف و نهی از منکر از سوی مجلس رژیم اسلامی به سازمان بسیج که می توان از آن بعنوان استفاده مردم علیه مردم  نام برد .
تجربه سالهای حیات این حکومت نشان داده است که موضوع امر به معروف و نهی از منکر ،تنها در مورد مسئله حجاب و پوشش بانوان عینیت  پیدا می کند و مواردی چون فسادهای مالی باندهای وابسته به رژیم و همچنین رانت خواری ها ، پایمال کردن حقوق شهروندان ایرانی و ... مشمول شعار امر به معروف و نهی از منکر حاکمان نمی باشد .
رژیم جمهوری اسلامی با زیرکی تمام ،سالهاست که در عرصه های مختلف ، از مردم بر علیه  خودشان استفاده کرده و با استفاده از این تنش ها و دلمشغولی های جامعه ، به حیات ضحاکانه خود ادامه می دهد ؛ موضوع نیاز به عفو وارثان مقتول برای چشم پوشی از اعدام قاتل نیز نمونه بارزی از این سوء استفاده و تقابل اعضای یک جامعه می باشد .

2 عقب نشینی رژیم آخوندی ایران در برابر خواسته های غرب در مورد ماجراجویی های اتمی و آنهم در ادامه تحریمهای کمر شکن بر علیه حاکمیت ؛ نشانگر این واقعیت است که جمهوری اسلامی ،در برابر فشارهایی که باعث اضمحلال قدرت داخلی و منطقه ای آن می شود ،سر تسلیم فرو آورده و خواسته های بین المللی را علارغم میل نظام ،قبول می کند .
حال سئوال اینجاست که جامعه بین الملل و بویژه غرب و در راس آن آمریکا ، در مورد موضع نقض فاحش حقوق بشر در ایران ،که به درستی ، اولویت  اول توجه جهانِ مدعی حمایت از حقوق بشر را می طلبد ؛چرا همانند موضوع هسته ای رژیم عمل نمی کنند ؟!
اعدامهای اوایل شورش 57 و در ادامه آن زندان و کشتارها در دهه شصت و نیز سرکوب اعتراضات دانشجویی و مردمی در دهه هفتاد و هشتاد که تا به امروز با ادامه زندان ،شکنجه و قتل دولتی ( اعدام ) دیده شده و گزارشات متعدد گزارشگران مختلف حقوق بشر سازمان ملل را بهمراه داشته است ؛ بهانه ای را برای چشم پوشی و تعامل مشمئزکننده جامعه جهانی با رژیم حاکم بر ایران ،باقی نمی گذارد .
وظیفه کنشگران و میهن دوستان ایرانی است تا با فشار بر سازمانهای غیر دولتی و حقوق بشری در جهان ؛ آنها را مجاب به درخواست رفتار مناسب و بازدارانده از سوی دولتها با رژیم اسلامی ایران نمایند .

3 در فضای مجازی بحثی در مورد چرایی میانجیگری حاکم عمان در مورد رژیم جمهوری اسلامی و غرب پیش آمد و متاسفانه از سوی برخی و بخصوص برخی برنامه سازان رسانه های تلویزیونی ،تلاش شد تا علت آنرا کمک پادشاه فقید ایران به ادامه حیات حکومت عمان در دهه پنجاه معرفی کنند و این میانجیگری را به نوعی به ایران دوستی شخص حاکم عمان نسبت دهند !
جای تاسف است که هنوز برخی به ظاهر فعالین عرصه های سیاسی و رسانه ای ، نتوانسته اند رژیم جمهوری اسلامی را از نام ایران تفکیک دهند و منافع این دو را از هم جدا سازند !
سیاستمداران و نیز کسانی که سالهاست سیر حیات فاسد رژیم جمهوری اسلامی را رصد می کنند ؛ به خوبی می دانند که منافع مردم ایران و رژیم حاکم بر ایران ،دو مقوله کاملا جدا و در بیشتر موارد کاملا متضاد یکدیگر است و بسیار ساده انگارانه خواهد بود که اگر رفتار حاکم یک کشور را در این مقوله ،ناشی از ضعف آگاهی وی از این موضوع  و یا اشتباه مشاوران وی بدانیم ،بلکه باید به منافع مشترک عمان و رژیم اسلامی در منطقه استراتژیک خلیج فارس و دریای عمان پرداخت و به سلطان قابوس مرام و وفاداری در دوستی رئیس جمهور فقید مصر عالیجناب انور سادات را یاد آوری کرد !

4 کاهش قیمت نفت ،در شرایطی که دو کشور مهم صادر کننده نفت (عراق و لیبی ) در شرایط بی ثباتی قرار دارند ، نشان از عزم قدرتمداران جهان در جهت خنثی کردن سلاح نفت ، در معاملات آینده سیاسی کشورهای صادر کننده این ماده استراتژیک و سرنوشت سازِنیم قرن گذشته ، می باشد . 
بارها از سوی سران سپاه و نیز حاکمان رژیم اسلامی ،شاهد تهدید جهان به استفاده از این سلاح استراتژیک بوده ایم که بستن تنگه هرمز و جلوگیری از صادرات نفت حوزه خلیج فارس بعنوان تامین کننده نزدیک به 40 درصد نفت جهان ،از مهمترین موارد آن بوده است .
حال با رویکرد جدید سیاست نفتی بخصوص از سوی آمریکا بعنوان بزرگترین وارد کننده نفت که می رود در زمانی کوتاه ،خود به یک صادر کننده قوی تبدیل گردد ؛ عملا این سلاح از دست حاکمان رژیم بر زمین افتاده و کاهش قیمت نفت با وجود تنهشای زیاد منطقه خاورمیانه و نیز روند کند مذاکرات هسته ای 5 +1 ،در روزهای اخیر نیز نشان از موفقیت دکترین جدید غرب در قبال موضوع نفت و فرآورده های آن دارد .
آنچه که باید مورد توجه ویژه اپوزیسیون قرار گیرد ،این است که روز به روز هزینه حمله نظامی به ایران برای غرب کمتر شده و جمهوری اسلامی با ادامه ماجراجویی های خود  بویژه در موضوع اتمی و کمک به تروریست جهانی ، شرایط را برای این مسئله فراهم می سازد .
 پس زمان برای نجات میهن از ویرانی یک جنگ خانمان سوز دیگر بسیار اندک است و این مهم تنها با سرنگونی رژیم و اطمینان جهانیان به برپایی حکومتی دمکرات و پایبند به تعهدات بین المللی ،امکان پذیر است .

5 موضوع مهم دیگر تلاش هفته های اخیر حکومت اسلامی ایران برای اتمام پروژه "اینترنت ملی " و قطع ارتباط شبکه رایانه ای ایرانیان داخل با خارج از کشور است . پروژه ای که می تواند ایران را به کره شمالی دیگری تبدیل سازد و در سایه سانسورها و فیلترینگ گسترده ،رژیم به جنایات گسترده و حذف بیش از پیش فعالان عرضه های سیاسی و حقوق بشر در داخل بپردازد .
جا دارد با آگاهی رسانی بین المللی از برنامه پیش روی رژیم ، در تسریع نهایی شدن و عملی شدن پروژه هایی چون اینترنت آزاد و چمدانهای اینترنت در کشورهایی چون ایران که در تلاش برای گذر به جامعه ای بر مبنای دمکراسی و مردم سالاری هستند ؛کوشا باشیم .

6 شروع به کار تلویزیون افق با مدیریت شخص شاهزاده رضا پهلوی ،خبر مسرت بخشی بود که پس از سالها انتظار از سوی آزادیخواهان و باورمندان به اندیشه های دمکراتیک ایشان ، شنیده شد و جانی تازه بر کالبد خسته مبارزین دمید .
معرفی این تلویزیون بعنوان رسانه تلویزیونی دفتر سیاسی شاهزاده رضا پهلوی ، نوید بخش اراده ای محکم در عملگرایی و برنامه ریزی های عملی برای رهایی میهن است که سالهاست در زیر سایه شعارها و مقاله ها و سخنرانیها ، نادیده گرفته شده بود !
امید که این رسانه با بهره گیری از چهره های موجه و مورد وثوق مردم و نیز کارشناسان با تجربه و متخصص ،بتواند انتظارات به حق آزادیخواهان واقعی را از شخص شاهزاده رضا پهلوی ،برآورده سازد و گام محکم و موثری باشد در آگاهی سریع مردم به آنچه اتفاق می افتد و سرنوشتی که از سوی رژیم برای آنان در حال رقم خوردن است .
تلویزیون افق در صورت عملکردی موجه و بی اشتباه ؛ مطمئنا نقش مهمی را در شروع مبارزات عملی و نافرمانی مدنی و جلب مشارکت مردم در سرنوشت خود و کشور ایفا خواهد کرد . به امید موفقیت این رسانه در سیاستگزاری و برنامه سازی درست و حرفه ای .


همایون نادری فر 
26 آبان ماه 1393

تانگوی سیاسی جمهوری اسلامی و غرب


جایگاه حقوق بشر در این تعاملات کجاست ؟
در نامه ها و سخنان رد و بدل شده ، واژه "حقوق بشر" جایی دارد ؟
شما که ظاهرا می توانید با فشار های مختلف ، رژیم را مجبور به عقب نشینی و خوردن جام زهر در مورد مسائل اتمی کنید ؛ چرا این توانایی خود را در جهت حلوگیری از نقض فاحش حقوق بشر و جلوگیری از اعدامها ،شکنجه ها و زندانی کردن بسیاری از فعالان سیاسی ،مدنی و حقوق بشر ،استفاده نمی کنید ؟!

در این تعاملات و بده بستانهایتان ،جان و مال و منزلت ایرانیان در کجا قرار دارد ؟!

فراموش نخواهیم کرد فشردن دست خائنان به مردم ایران را ؛ دیروز قره باغی ها و فردوست ها و امروز ظریف ها و روحانی ها
فراموش نخواهیم کرد لبخند به صورت دشمنان ایران و ایرانی را
فراموش نخواهیم کرد نامه پراکنی هایتان به ضحاک زمان

همایون نادری فر 
10 نوامبر 2014

یک جای دور از میهن

با شما تا آزادی - 2


بنام حقوق بشر

پیروزی جمهوری خواهان و بدست گرفتن اکثریت سنای آمریکا و نیز مجلس نمایندگان که از سال 2006 همواره تحت سیطره دمکراتها بود ؛ رویداد مهمی است که می تواند بر روند مبارزات آزادیخواهانه اپوزیسیون واقعی ایران نیز تاثیر گذار باشد
.

 1 - تجربه تاریخ سیاسی نشان داده است که موضع جمهوری خواهان نسبت به رژیم جمهوری اسلامی ایران ،همواره سختگیرانه بوده و کمتر از دمکراتها ،شاهد مماشات آنان با جنایت های رژیم در داخل و ماجراجویی های آن در خارج از کشور بوده ایم .
به نظر می رسد شرایط کنونی سنای آمریکا ، فرصت را به اپوزیسیون ایرانی بدهد تا با لابی گری و آگاهی رسانی درست به نمایندگان مجلس و سنای آمریکا ، از مصوبات و تصمیمات دولت اوباما در جهت مدارا و مماشات با رژیم اسلامی ایران ،جلوگیری بعمل آورده و موضوع نقض حقوق بشر را اولویت اول مذاکرات غرب و بخصوص آمریکا با این رژیم قرار دهند .

2 – از سوی دیگر لابی جمهوری اسلامی و بخصوص باند تریتا پارسی که همواره رفیق چای عصرانه نمایندگان حزب دمکرات آمریکا بوده اند،با این اتفاق در موضع ضعف قرار گرفته و فرصت مناسبی پیش خواهد آمد تا بیش از پیش از توطئه های صد منافع ملی آنان پرده برداشته شود که این مهم حتما از سوی دوستان فرهیخته ای چون جناب داعی مد نظر قرار خواهد گرفت .

3 – اد رویس بعنوان رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در مخالفت با روند مماشات دولت آمریکا در مورد توافقات هسته ای با رژیم اسلامی ایران  4 نوامبر2014 در مصاحبه اختصاصی با صدای فارسی آمریکا ،اذعان کرد که آمریکا نباید اشتباه 20 سال قبل خود  را که در مورد کره شمالی انجام داد ،این بار در مورد رژیم اسلامی ایران  تکرار کند .
در نوامبر 2013 یعنی حدود یک سال قبل نوشته ای تحت عنوان "تحولات هسته ای کره شمالی، اتفاقی که ظاهرا جهان نمی‌خواهد از آن درس بگیرد " به قلم و تحقیق خودم منتشر شد و در مورد این مهم و بررسی مشابهت های برنامه اتمی کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران آگاهی رسانی گردید ،ولی متاسفانه در برنامه آگاهی رسانی هیچ سازمان و گروهی از اپوزیسیون قرار نگرفت و تنها در چند سایت از جمله در سایت کیهان لندن منتشر شد که آن هم بعدها به علت نامعلوم حذف گردید !

آنچه مسلم است ،جمهوری اسلامی با هزینه کردن میلیاردها دلار تنها به دنبال تامین سوخت اندک برای تنها نیروگاه اتمی خود در این برهه از زمان نیست وهدف بزرگتری را دنبال می کند که همانا بیمه کردن حیات و بقای رژیم و بالا بردن توان دکترین تهاجمی و تدافعی رژیم است و در ادامه آن ،با الگو گرفتن از نظام مدیریتی از نوع استالینی ، جامعه ای چون جامعه کره شمالی و شرایط آن کشور را برای ایران و ایرانیان متصور شده است .و با اتکا بر قدرت سلاح اتمی ، برگ برنده خود را در معادلات جهانی به رخ جامعه بین الملل خواهد کشید .
تلاش اپوزیسیون خارج از کشور در آگاه نمودن جامعه جهانی در عدم اعتماد به رژیم مذهبی جمهوری اسلامی که موضوع "تقیه " از باورهای ایدئولوژیک آن است ؛ می تواند سرنوشت ایران را از تبدیل شدن به کره شمالی دوم نجات دهد .
((  تقیه چیست ؟ ))
با توجه به تکرار چندین باره موضوع فتوای ایت اله خامنه ای بعنوان رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر حرام بودن ساخت سلاح اتمی ،که از سوی باراک اوباما و وزیر خارجه اش ،بارها در سخنرانی ها مطرح شده است ،باید این ساده اندیشان را با مثالی ساده آگاه ساخت که زمانی در ایران و با فتوای آیت اله خمینی ،بازی شطرنج حرام بود که بعدها بنا به ملاحظاتی آزاد گردید !
و یا باید این مهم را فراموش نکنند که در فقه شیعه ،فتوای هر شخصی تا زمانی که زنده است ،نافذ بوده و پس از آن مجتهد بعدی و در این مسئله ،رهبر بعدی می تواند فتوای دیگری را صادر کند ؛که با توجه به بیماری رهبر فعلی رژیم ،احتمالا این موضوع ،یکی از سناریوهای مورد نظر اتاق فکر رژیم در برجسته کردن موضوع فتوای آیت اله خامنه ای است .

پاینده ایران

همایون نادری فر

 14آبان ماه 1393

پی نوشت : 

 پاسخ کیهان لندن به چرایی حذف مقالات از سایت 
6 نوامبر 2014 :

((آقای نادری فر گرامی
اگر مطالب شما تا ماه مارس 2014 در سایت کیهان لندن، کیهان آنلاین، منتشر شده، باید به اطلاعتان برسانیم که متأسفانه به دلایلی که خارج از اختیار ما بوده، مطالبی که تا آن تاریخ منتشر شده اند، از دسترس ما و هم چنین آرشیو مجازی کیهان خارج شده و ما در حال حاضر قادر به بازآفرینی آنها نیستیم.
از این بابت بسیار متأسفیم چرا که خود کیهان نیز از اینکه آن مطالب را نمی توان در آرشیو مجازی یافت، بسیار ناخشنود است.

کیهانِ شما، کیهان آنلاین، لندن))



با شما تا آزادی - 1



به نام حقوق بشر

در روزهایی که گذشت به دو مسئله مهم در دو مبحث مختلف کمتر توجه شد و شخصا متن یا نوشته ای را در این باب ندیدم !
1 در مصاحبه شهبانو فرح پهلوی با برنامه پولتیک کامبیز حسینی ، شهبانو به نکته بسیار مهمی اشاره نمودند که به راستی و با قاطعیت می توان آن را دلیلی بزرگ برای نا آگاهی مردم از خدمات رژیم سابق در مقابل بزرگ نمایی اشتباهات حکومت که از طریق رسانه های جهت داری همچون بی بی سی انجام می گرفت ؛دانست و نقش آن را در شورش 57 و مشارکت نا اگاهانه بسیارانی در این حرکت ویران کننده ،بسیار پر رنگ دید !
این مسئله به نقل مضمون درسخنان شهبانو ، عدم وجود روابط عمومی قوی ارگانها و سازمانهای متعدد دولتی و غیر دولتی بود که نتوانستند و یا دانسته و ندانسته ، موفق نشدند تا برنامه ها و روند پیشرفت کشور را در مقایسه با سایر کشورها ، به آگاهی عموم برسانند و افق  روشن و شفافی از آینده ایران و رفاه و پیشرفت در همه عرصه ها را به نمایش عموم بگذارند .
در نبود این استراتژی مهم که لازمه بقای هر حکومتی است تا با شناساندن بهتر خود ،پشتوانه مردمی از خود را روز به روز محکمتر و قوی تر سازد ؛قدرتهای جهانی آن روز با احساس خطر از تمدن دیر پا و پیشرفت کشوری بنام ایران ، از خلاء موجود نهایت استفاده را کرده و با اتکا به اتاقهای فکر خود ، شروع به خبر سازی و شایعه سازی بر علیه حکومت پهلوی نموده و مردم عادی و نیز روشنفکر نمایان سرخ و سیاه آن روز را تهییج کردند ،تا جایی که شخصی مذهبی با دیدگاههای تاریک و مبهمی چون خمینی هندی را بر شاه ایران که فردی میهن دوست ، با سواد و متخصص در امر کشورداری بود ترجیح دادند و در نهایت سرنوشت سیاه ایران را در جزیره کوچک گوادلوپ به دست حسادت ورزان شرق و غرب رقم زدند .
2 پس از اعدام یا بعبارت بهتر قتل حکومتی ریحانه جباری ، برخی از فعالین عرصه مجازی و گاه هنرمندان و نیز اصلاحطلبان فرصت طلب ؛ با نادیده گرفتن اصل ماجرا و قوانین ضد بشری موجود در ایران ، با سطحی نگری به این واقعه ؛ علت آن را رسانه ای کردن موضوع از سوی فعالین سیاسی اجتماعی و نیز کنشگران حقوق بشر ،بخصوص در خارج از کشور معرفی کردند ! و در تلاشی مضاعف ،سعی نمودند تا کنشگران و رسانه ها را به سکوت در پرونده های مشابه ترغیب نمایند !
آنچه مسلم است و تجربه نشان داده است ،هیچ اراده ای نمی تواند رژیم را از تصمیماتی که می گیرد و آن را در جهت بقای خود و منافع نظام می داند ؛باز دارد . در مثالی واضح به موردی مشابه ،می توان به قتل حکومتی و اعدام  محسن امیر اصلانی اشاره کرد که بعلت فشار ارگانهای امنیتی و قضایی به خانواده وی در جهت مسکوت نگه داشتن موضوع پرونده و محکومیت وی ، علارغم تمکین خانواده  و سکوت چندین ساله آنان ،در نهایت این فرد دگر اندیش با اراده رژیم به جوخه دار سپرده شد .
نتیجه می گیریم که این افراد که به انحاء مختلف سعی در انداختن گناه این قتل حکومتی بر گردن کنشگران و ژورنالیستها دارند،در خوش بینانه ترین حالت ،یا از مسائل روز اجتماع و کشور آگاهی ندارند و یا اینکه در جهت سیاستهای رژیم و آگاهانه و تنها در جهت پائین آوردن آمار منتشره به جامعه بین الملل از جنایتهای رژیم اسلامی و جلوگیری از اتحاد جهانی بر علیه نقض حقوق بشر در ایران ،گام بر می دارند .
تمامی این تلاشها که با نوعی عصبیت که نشانگر استیصال رژیم از انتقادهای جهانی دارد ،در جهت خفه کردن و جلوگیری از رسانه ای شدن جنایاتی است که هر روز از سوی رژیم در این جامعه آخوند زده اجرا می گردد و تعدادی از به ظاهر افراد شناخته شده در جامعه و از میان قشر هنرمندان ، فرصت طلبان (اصلاح طلبان خارج از کشور ) و ... این نقش را با مزد و یا بی مزد انجام می دهند .
--------------------
1 در مورد نخست ، اهمیت آگاهی رسانی و تبلیغات درست ، از مهمترین وظایف هر سیستمی است تا بتواند حمایت مردمی را همواره داشته باشد و نیز تبلیغات منفی و شایعه سازی را خنثی نماید .
2 آگاهی رسانی از جنایات و نقض متعدد حقوق بشر در ایران ،از مواردی است که می توان از آن بعنوان پاشنه آشیل نظام یاد کرد ؛چرا که دول خارجی بعلت سیتمهای دمکراتیک و نیمه دمکراتیک کشور خود و نیاز به آرای مردم  جهت بقا در عرضه قدرت ، ملزم به توجه به امر مهم رعایت حقوق بشر در کشورهای مورد تعامل و خبرساز چون ایران هستند و فشار افکار عمومی و سازمانهای غیر دولتی فعال در امر حقوق بشر ،در امر سیاستگذاری دولت و پارلمان این کشورها ،بسیار تاثیر گزار و قابل توجه است .
لذا وظیفه تک تک ایرانیان خارج از کشور است تا با انتشار موارد متعدد نقض حقوق بشر توسط حکومت اسلامی ایران ، جامعه جهانی را با این موارد آشنا و بصورت غیر مستقیم در امر سیاستگذاری جهانی در مورد رژیم ایران ،تاثیر گذار باشند .

همایون نادری فر
13 آبان ماه 1393
4 نوامبر 2014

با شما تا آزادی


به نام حقوق بشر

تصمیم دارم تا بصورت ادواری و ترجیحا هفتگی ، به تفسیر و تحلیل وقایع ، گفتارها و کنشهای اجتماعی و سیاسی معاصر تحت عنوان سلسله مباحث (( با شما تا آزادی )) پرداخته و بعنوان کنشگرسیاسی و حقوق بشر ؛ به آسیب شناسی و چرایی عدم موفقیتها در این دو مقوله با تکیه بر تجربیات 15 ساله فعالیت خود در عرصه مستقل سیاسی و اجتماعی ، پرداخته و نیز پیشنهاد هایی را جهت حصول نتایج مورد نظر در جهت اهداف آزادیخواهانه و رهایی میهن از شرایط موجود ( حداقل از دیدگاه شخصی و زاویه نگاه خود به مسائل مورد بحث ) ارائه دهم .
امیدوارم هم میهنان ؛ این کوچکترین را از نظرات و پیشنهادات سازنده خود آگاه سازند و نیز منتقدین دیدگاههای ارائه شده ، با دیالوگی منصفانه و دور از بداخلاقی و با ارائه مستندات و دلایل کافی ؛ راه را برای آگاهی اینجانب و سایر هم میهنان مشتاق آگاهی ،هموار نمایند .
پیشاپیش سپاس از همراهیتان .
پاینده ایران

همایون نادری فر
 4 نوامبر 2013
13 آبان ماه 1393
یک جای دور از میهن !



لزوم تغییر روش مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی




رژیم در هیاهوی اعتراض به قوانین ضد زن و نیز اسید پاشی های متحجّرین اسلامی بر صورت دختران زیبای سرزمینمان ،ضمن عدم توجه به خواسته افکار عمومی و در یک دهن کجی آشکار به ملّت بیش از حد صبورایران !؛  دخترایرانی دیگری را که از شرفش در مقابل یکی ازمزدوران رژیم دفاع کرده بود ، اعدام کرد. !

سالهاست که در روند مبارزات آزادیخواهانه ، معتقد به مبارزه غیر خشونت آمیز و نافرمانی مدنی هستیم و همواره امید داشتیم که بشود این نظام را با کنشهای مدنی ، تغییر داد وحکومتی دمکراتیک و سکولار را جایگزین آن کرد .
چند صباحی است با مرور گذشته و نیز مشاهده عملکرد روزانه رژیم در واکنش به کنشهای مدنی غیر خشونت آمیز ، متوجه بی فایده بودن این رویکرد شده ام ونا امید از نتیجه بخش بودن این روند مبارزاتی .

حتما می دانید زمانی که سگی ولگرد به شما حمله می کند ،اگر از مقابلش فرار کنید ، شما را دنبال کرده و در نهایت به شما آسیب خواهد رساند ؛ ولی اگر نترسید و در مقابلش بیاستید و حتی خم شوید و نشان دهید که در حال برداشتن چیزی جهت ضربه زدن به او هستید ، سگ ولگرد ،عقب ایستاده و گاه فرار را برقرار خواهد کرد .
با احترام به همه کسانی که هنوز باور به مبارزات مدنی  دارند و مثالهایی چون نلسون ماندلا و گاندی را مطرح می کنند ؛ باید اذعان کرد که رژیم های حاکم بر کشورهای مطروحه ، رفتارهای خشونت آمیز و وقیحانه ای در حد  و اندازه عملکرد رژیم جمهوری اسلامی نداشتند و امکان مبارزه مدنی به انحاء مختلف و کم و بیش در آن زمان و مکان ، وجود داشت و فضای سرکوب و برخورد همانند اوضاع امروز میهنمان ایران ،نمود نداشت .
 جمهوری اسلامی در 36 سال عمر خود و بخصوص در چند سال گذشته ،نشان داده است که مشت آهنین خود را در مقابل هر گونه کنش مدنی رو کرده  و هر روز نیز پا را فراتر گذاشته و برای ایجاد جو ارعاب و تهدید مردم ،سناریوهای مختلفی را به اجرا می گذارد .
همواره این موضوع به ذهنم خطور می کرد که در نهایت این رژیم ها و حکومتها هستند که نوع مبارزه اپوزیسیون را تعیین می کنند و عملکرد 36 ساله جمهوری اسلامی ،نشان داد که رژیم هیچ شانسی را برای مبارزه مدنی و غیر خشونت آمیز باقی نگذاشته است و ساده لوحانه و خوش باوری محض خواهد بود اگر اپوزیسیون واقعی به این روند مبارزاتی فعلی ادامه دهد و هر روز شاهد زندان ،شکنجه ،و اعدام جوانان و روشنفکران این مرز و بوم باشد و دور باطل مبارزه مدنی را تنها برنامه مبارزاتی مشروع بنامد ! .
رژیم نشان داد که  حتی کوچکترین انعطافی در برابرخواسته های حداقلی مردم ندارد و و سناریوی اصلاح طلبی را تنها برای فریب و بیمه رژیم ،وارد زندگی سیاسی و اجتماعی مردم کرده و تعدادی نیز دانسته و ندانسته ، وارد این بازی بی شرمانه رژیم شدند .
در نهایت رژیم با ادامه روند موجود ،امکان ادامه حرکتهای آزادیخواهانه و مبارزه غیر خشونت آمیز را گرفته و متاسفانه هزینه مبارزات آزادیخواهانه را برای مردم  و بخصوص کنشگران عرصه های مختلف ،حتی غیر سیاسی ،بالا برده است .
معتقدم ،اعدام یا شکنجه وزندان یک شهروند ایرانی ، تفاوتی با اعدام و شکنجه و زندان هزاران شهروند ، ندارد و هر ایرانی باید این مهم را متصور باشد که ممکن است جاه طلبی ها و خشونتهای رژیم ،روزی دامان وی ، خانواده و یا نزدیکانش را بگیرد؛ پس باید برای اتمام این روند غیر انسانی و ضد بشری رژیم ، اقدامی کارساز و عملی تعبیه کرد .
در نهایت و پس از صحبتهایی که در چند روز اخیر با تنی چند از مبارزین صادق و میهن پرست  در داخل کشورداشتیم ،به این نتیجه رسیدیم که نوع برخورد با رژیم شیعه مسلک وسفاک جمهوری اسلامی ، باید همانند برخورد و مبارزه با داعش سنی مسلک سوریه و عراق باشد و در این میان شاید جان و زندگی خود را تقدیم نهال آزادی میهنی کنیم که سالهاست سایه شوم این رژیم بر آن سنگینی می کند و در همه این سالهای به ظاهر مبارزه ؛ شاهد مرگ عزیزانی چون نداها و سهرابها ، ستارها و ریحانه ها شده ایم و نیزبرخوردهای تحقیر آمیز حاکمان را با مردم و بخصوص زنان میهنمان دیده ایم و تنها به نوشتن مقاله و سخن ورزی پرداخته ایم و امروز نتیجه همه این آزمونها و خطاهای 36 ساله را می بینیم و بر گذشته این مبارزات و جانها و زندگی های از دست رفته ،به خاطر همه این فرصت سوزی ها ، افسوس می خوریم .
ادامه روند و استراتژی مبارزاتی موجود بر پایه مبارزات مدنی ، به نظر ،خیانت به سرنوشت ملّت و کشوری است که روز به روز و ذره به ذره ، ارزش و جایگاه ملّی خود را به عنوان یک ملّت ،از دست می دهد و نیز بعنوان یک کشور دارای تمدن و تاریخ هزاران ساله ، تمامیت ،استقلال و یکپارچگی خود را در خطر روز افزون دسایس داخلی و خارجی ،می بیند .
باید طرحی نو در اندازیم و نگذاریم صفحات تاریخ میهنمان در دوران حیات ما ،چرکین و عاری از احساس وظیفه و عرق ملّی باشد !
برای ما واژه آشتی ملی ، قابل احترام وقابل بررسی است ،ولیکن معتقدیم ، آشتی ملی ،زمانی معنا پیدا خواهد کرد که رقیب هم به آشتی و هم به واژه ملّی ،معتقد باشد و تا هنگامی که قوانین بازی را در میدان مبارزه ، مراعات نکرده و من و شما را هم میهن نداند و عقاید خود را به زور تفنگ و اسید ! بر ما تحمیل کند ، چاره کار تنها مقابله به مثل است؛ حتی اگر محکوم به عملکرد خشن و نامتعارف گردیم که البته تاریخ به درستی در مورد کنشها و رفتارها قضاوت خواهد کرد.

 فراموش نکنیم که انقلاب مشروطیت با توپ و تفنگ به نتیجه رسید ونیز دلاوران این سرزمین در همه سالهای جنگ با رژیم متجاوز عراق ،جدای از بهانه های مختلف و رژیم ساخته ، بیشتردر دفاع از خاک و ناموس این میهن ،دست به اسلحه بردند و با چنگ و دندان از آنها دفاع کردند .

امروز نیز بر ماست که با هر آنچه در توان داریم ،در مقابل این اهریمن هار و وحشی که شهوت ظلم و جنایتش روز به روز سیری ناپذیرتر می شود ؛ با هر وسیله و روش ممکن بایستیم و برای ریشه کنی آن در زمانی کوتاه ، تلاش کنیم .


چرایی تاکید بررهایی میهن در زمانی کوتاه به این جهت است که هر روز که می گذرد ، باید در مقابل وجدان خود به خاطر همه کشتارها ،اعدامها ،زندانها ،شکنجه ها و همه آسیبهای مستقیم و غیر مستفیم روحی و جسمی روزانه وارد به هم میهنانمان ، پاسخگو باشیم .


به سازماندهی گروههای عملگرا و میهن پرست بپردازیم و عزم ملّی و غیرت ایرانی را بر ضحاکان زمان ،نشان دهیم .
همانطور که زندگی را برای مردم نا امن کرده اند ، میهن را برای ادامه حیات و تاخت و تازشان نا امن کنیم .

رژیم و حاکمان وقت نیز بدانند که مسئولیت کنشها و واکنشهایی که در نهایت با هزینه های جانی و مالی خواسته و ناخواسته همراه خواهد شد ، نتیجه رویکردی است که خود انتخاب کرده اند و بر ادامه آن تا به امروز پافشاری می کنند .

ما زن ومرد جنگیم 
بجنـگ تـــا بجنگیم

پاینده ایران
پاینده مبارزین جان بر کف و آزادیخواه میهن
گرامی باد ،یاد و نام  تک تک جاویدنامان راه آزادی از دیروز تاریخ تا فردای تاریخ میهن

همایون نادری فر
3 آبان ماه 1393

چـــه مـــردمانی هستـــيم ما !

تعويق اعدام خوشحالمان مي كند  ، ولي يادمان مي رود ، بي گناه را بايد آزاد كنند ، نه بارها و بارها شكنجه روحي ...
آزادي با وثيقة خوشحالمان مي كند ، ولي فراموش مي كنيم ، بي گناه بايد بي قيد و شرط آزاد شود ، نه اينكه ماهها در استرس چگونگي حكم دادگاه ، انتظار بكشد ...
حكم تعليقي خوشحالمان مي كند ، ولي يادمان مي رود أين حكم ، همچون شمشير داموكلس ، بالآي سر محكوم است و ...
چرا اينهمه سطحي نگر شده ايم و حقير ؟!
كاري كنيم كارستان
ما مي توانيم
اگر بخواهيم
همايون نادري فر
٨ مهر ١٣٩٣

يك جاي دور از ميهن پر درد