حـــال و روز مـــا !




حال و روز این روزهای یک کنشگر سیاسی و کسی که نمی تواند به سرنوشت میهن اش بی تفاوت باشد !

رفتار و برخوردی که با کنشگران و فعالین عرصه آزادی خواهی می شود ، دقیقا نشانگر فضای نامطلوب و تفکر خام سیاسی حاکم بر جامعه و عدم بلوغ فکری و عملی در میان مدعیان فعالیت سیاسی و یا بهتر بگویم ، اظهار نظر کنندگان بی عمل در مورد مباحث سیاسی و آسیب های اجتماعی و اقتصادی حاصل از آن است .

چند روزی است به گذشته نه چندان دور می نگرم و به باید ها و نبایدها و شاید ها می اندیشم !
یادم می آید زمانی که در سال ۸۶ دستگیر شدم ، چون از اصلاح طلبی گذر کرده بودم و از دبیری حزب و سرپرستی روزنامه ، استعفا داده بودم ؛ هیچ خبری در مورد دستگیری من و چرایی آن در رسانه های وابسته به اصلاح طلبان ، منتشر نشد و این موضوع از سوی این طیف و در همراهی با عملکرد رسانه های اصولگراها ، خبر دستگیری و ماجراهای پس از آن بایکوت شد . حتی دوستان سابق در حزب و روزنامه ، جویای حال و خبری از من نبودند و به عبارتی در جو آن روز ، ما بوی نفت میدادیم ! و باید از ما دوری می شد ! ( البته جای دارد در این فرصت از پیگیری های یکی از نمایندگان بانوی رد صلاحیت شده مجلس ششم و دلجویی ها از خانواده ، یاد کرده و سپاس ویژه داشته باشم و پوزش بخواهم که به خاطر موقعیت خودشان ، نامی از ایشان نمی برم )
با شروع دستگیری وبلاگ نویسان و کشته شدن یکی از آنان در زندان ، در شرایط خاصی از کشور خارج شدم و تبعید اجباری را به جان خریدم تا حافظ سلامتی عزیزانی باشم که فشارهای روحی فراوانی را به واسطه حبس من تحمل کردند و دغدغه اول ذهنی من بودند .
این روزها با توجه به فعالیتهای برخی از دوستان و هم میهنان در داخل کشور که بدون ترس از رژیم و با شجاعت ، به مقابله با دیکتاتور رفته اند ،و متاسفانه از سوی برخی هم میهنان و بخصوص خارج نشینان ، به بهانه عدم برخورد حکومت با آنان ، حال به هر دلیلی ، صفت مزدور حکومت می گیرند ! و باز به نظرم اگر ایران می بودم و با وجود همه مسائل حاشیه ای ، به مبارزات آزادیخواهانه می پرداختم ، شاید امروز همانند محمد نوریزاد و یا ناصر اشجاری و ... متهم به مزدوری میشدم !
از سوی دیگر ، کم نیست روزهایی که از داخل کشور پیام می گیرم ، که شما خارج رفته ها به خوشگذرانی خود برسید و حق ندارید در مورد ایران و مسائل آن نظر دهید و بقولی نسخه پیچی کنید ! و گاه نیز پای را از این فراتر گذاشته و به مزدوری و حقوق بگیری سیا و اسرائیل و ... متهم می شویم !
از طرفی فضای این روزهای اپوزیسیون در خارج از کشور ، بیشتر به یک بالماسکه می ماند و پارتی یک روزه ، که حتی کسانی که با آنها ماهها دور یک میز نشسته و کار سیاسی کرده ای ، و به قول عوام ، نان و نمک خورده ای ؛ با شروع برخی مشکلات و تخریبها و نامردیها ، نه تنها به دلجویی و دفاع برنمی خیزند ، بلکه روزها و هفته ها و حتی ماهها نیز جویای حالت نمی شوند و انگار نه انگار که روزی چندین بار تماس می گرفتند و مشورت می خواستند و همراهی میطلبیدند !
رفتاری اینچنین زننده از سوی افرادی در اپوزیسیون خارج از کشور که سخنانی ادیبانه و پر محتوا بر زبان می آورند و از همبستگی و اتحاد برای نجات میهن سخن می گویند ؛انسان را به یاد اصلاح طلبان و رفتارهایشان با کسانی می اندازد که زیر سلطه آنان نرفتند و در نتیجه باید به فراموشی سپرده شوند ، همچون آرش صادقی ، مجید مقدم  ...
در هر صورت ،به قول یکی ازبزرگان عرصه سیاست ، فعال و کنشگر سیاسی ، باید از همه چیز خود بگذرد و پذیرای همه نوع رفتار و برخورد و نیز تهمت از سوی خواص و عوام باشد .
بسیار علاقمند بودم که از نحوه رفتارها و مراوده میان اپوزیسیونهای دیگر حکومت ها در خارج و داخل کشورشان ، آگاهی بیابم . ولی بعید می دانم نمونه ای مشابه أنچه که در میان این جماعت از نوع ایرانی آن می گذرد را پیدا کنم ، از دوستان اگر کسی اطلاعاتی در این زمینه داشت ، منت دار خواهم بود اگر من را در این آگاهی ، یاری رساند .
به هر صورت و بقول سردار ملی ستارخان ، مزدور هم باشیم ، مزدور مردم ایرانیم .
مزدور آن پدر و مادری هستیم که صدای حق طلبی شان را در گلو خفه کرده اند .
مزدور زندانیان سیاسی بی نام و سانسور شده مافیای اصلاح طلبانی هستیم که ذره ذره در سکوت خبری آب می شوند و خانواده هایشان محکوم به سکوت در برابر تهدید داعشیان تهران .
و بالاخره مزدور بی جیره و مواجب خاکی هستیم که شاید اگر آنجا بودیم ، متهم به مزدوری داعشیان ولی فقیه می شدیم و اینجا هم که هستیم متهم به نسخه نویسی و شعاردهی از نوع ، " لنگش کن "
و آنچه که تحمل این ناملایمتی ها را سخت تر می کند ، انحصار طلبی و بی عملی جمعی از اپوزیسیون هزار رنگ در خارج از کشور است که پس از ۳۴ سال ،در کنار ادعاهای تو خالی ، هنوز قواعد کار گروهی و چگونگی رفتار درست با یکدیگر و منتقدین آگاه را یاد نگرفته اند و به جای پرداختن به خواسته های اصلی مردم داخل و یافتن راههای ارتباط با آنان و ایجا جاذبه ای روز افزون ، متاسفانه دچار چنان دافعه ای در میان مردم داخل کشور شده اند ، که بعید به نظر می رسد که این شکاف ایجاد شده میان ایرانیان داخل و خارج از کشور که با ترفندهای رژیم و عملکرد اشتباه خارج نشینان ؛ بوجود آمده است ، به این زودی ها از میان برود
.
همایون نادری فر

۲ تیر ماه 1393 خورشیدی

رضا پهلوی ،فرصتی برای نجات ایران


این که شاهزاده رضا پهلوی تصمیم گرفته اند رهبری سازمانی از اپوزیسیون برانداز جمهوری اسلامی را برعهده بگیرند را باید به فال نیک گرفت و این عمل ،که خواسته بسیارانی از ایرانیان در داخل و خارج ایران بوده است را حمایت کرد و آن را آغاز فصل جدیدی از مبارزات آزادیخواهی گروه زیادی از طیف آزادیخواهان واقعی دانست
.
پر واضح است ،کمک به پروسه رسیدن به دمکراسی و سکولاریسم در ایران ، بر اساس منشور جهانی حقوق بشر ،موضوع مهمی است که هر کنشگر سیاسی و اجتماعی ،با هر عقیده و مرامی ،نمی تواند منکر مشروعیت این خواسته شود و در نهایت این مهم می تواند به نقطه اشتراک و همبستگی میان مخالفان رژیم جمهوری اسلامی مبدل گردد .
رضا پهلوی ،بعنوان یک شهروند ایرانی که دارای کاریزمای رهبریت و پیشبرد این هدف مهم است ،و با توجه به سخنان و رفتار دمکراتی که از او می بینیم ،می تواند محور و شخص مورد وثوق تمامی طیفهای اپوزیسیون باشد « البته اگر خصومتهای تاریخی و مسائل مورد بحث و جدل را که ایشان هیچگونه دخالتی به خاطر صغر سن و نداشتن مسئولیت در آن زمان ،نداشتند را کنار بگذارند »
از سوی دیگر و با توجه به پذیرفتن ریاست شورای ملّی ایران از سوی رضا پهلوی ،در حقیقت حجت برای مدعیان طرفداری و پشتیبانی از ایشان تمام می شود و دیگر بهانه ای برای سنگ اندازی و عدم دخالت و همراهی ایشان در شورای ملی ایران ،باقی نمی ماند .
ولی آنچه در مورد اعضای ارکان شورای ملی و بخصوص دفتر سیاسی و شورای عالی مطرح است،نبود تجربه و تخصص کافی در امر کار سیاسی در بیشتر این افراد است که امید می رود با مشارکت و حضور متخصصین این امر بعنوان مشاوران دفتر سیاسی ،این ضعف نیز برطرف شود .
متاسفانه کاستی های دیکته شده و اعمال برخی افراد ،آگاهانه و یا غیر آگاهانه، باعث گردید تعدادی از اعضای متخصص بخصوص دیپلماتهای کمپین سبز از ادامه همراهی این پروسه که روند انحصارطلبانه به خود گرفته بود ،اجتناب ورزند . ولیکن امید می رود با حضور شخص رضا پهلوی در راس مدیریت این سازمان و رفع ایرادات و کاستی ها ،دوباره شاهد مشارکت و همراهی افراد متخصص و میهن دوست در این پروسه باشیم که به خاطر حضور شخص شاهزاده رضا پهلوی ،دارای اعتبار و جایگاه در خور توجهی است .
شاهزاده رضا پهلوی نیز بایستی ضمن توجه به انتقادات و پیشنهادات سازنده از سوی اعضای سابق و نیز پشتیبانان این حرکت ؛ رویکرد درستی را در زمینه آسیب شناسی و موانع حرکت سریع به سوی هدف را شناسایی کرده و با مدیریتی شایسته ،بهانه را از دشمنان و نیز دوستان خسته از بیهوده کاری ها و عدم پیشرفت در رسیدن به اهداف جنبش آزادیخواهی ایران ،بگیرد .
شاهزاده باید بدانند که رفتار و منش و نوع مدیریت ایشان ؛ می تواند گویای راستی آزمایی گفتار و تفکراتی باشد که در مصاحبه ها و نوشته ها از ایشان دیده و خوانده ایم و همواره از سوی برخی در مورد اجرایی بودن آنها با نوعی بی اعتمادی روبرو بوده و هست .
از سوی دیگر عملکرد این سازمان مطمئنا در زیر ذره بین اتاقهای فکر دولتها و حکومتهای دنیا می باشد و سازمانهای امنیتی نیز گزارشات خود را از میزان تاثیر گذاری و محبوبیت آن ،به دولتهای متبوع ارائه می دهند . فلذا برای اینکه شورای ملی ایران بتواند ضمن بالا بردن مشروعیت داخلی خود ،نظر حمایتی دولتهای تاثیر گذار در روابط بین المللی را نیز دریافت نماید ،بایستی حرکت آینده خود را بصورت کاملا حرفه ای و سیاسی برنامه ریزی نماید .
جا دارد بار دیگر این مهم تکرار شود که در شرایط امروز ،رضا پهلوی ،تنها متعلق به خود و طرفداران سامانه پادشاهی نیست . بلکه او تنها شخص حاضر در میان سرشناسان اپوزیسیون است که می تواند با رویکردی مردمی ،نمایندگی همه اقشار جامعه و نحله های سیاسی را برعهده بگیرد و ایران را از این پرتگاه نابودی ،نجات بخشد .
شاهزاده رضا پهلوی ، آقای رضا پهلوی ، امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به یک تغییر درست و توسط افرادی درست و صادق ،نیاز دارد .به خاطر ایران و مردمان آسیب دیده اش در طول دهه های گذشته ، محکم ،استوار ،هوشیار و دقیق باشید و فرصت اشتباه را در این مسیر از همراهان و مدعیان آزادیخواهی بگیرید ،چرا که دیگر هیچ اشتباهی قابل بخشش نیست ! و هر اشتباهی بخصوص در این مقطع تاریخی ، خیانتی است به مردمی که هر روز شاهد خبرهای مرگ ،اعدام و دستگیری و آزار و شکنجه عزیزانشان هستند .
فراموش نکنیم تا فرصت هست و شرایط مهیاست ،برای نجات کشور اقدام کنیم ،چرا که بعضی وقتها خیلی زود ،دیر می شود ... شاید همین فردا !

همایون نادری فر
 15خرداد ماه 1393 خورشیدی

چرایی لزوم انحلال جمهوری اسلامی


برنامه افق روزسه شنبه 13 خرداد ماه 1393
یکی از بهترین مصاحبه های شاهزاده رضا پهلوی که بسیار خوب و با استدلال درست ،لزوم انحلال حکومت جمهوری اسلامی را بیان کردند
.
از آقای اولیایی فر هم بعنوان یک حقوقدان انتظار نداشتم مسائل را اینگونه سطحی نگاه کرده و بیان نمایند .  اگر جریان اصلاح طلبی که از 17 سال قبل با حضور خاتمی آغاز شد ، توانسته بود ،حداقل مواردی را که به قول ایشان در قانون اساسی خود رژیم آمده است ،پاسداری و به اجرا بگذارد ،امروز شاهد فضای بهتر و امید به بهبود وضعیت دمکراسی ماراتون گونه در ایران بودیم که متاسفانه نه تنها اینگونه نبوده ،بلکه شرایط برای ریشه دوانیدن دمکراسی پایه ای و نه سطحی و شعارگونه ،روز به روز بدتر شده است .

شخصا معتقدم ماراتن دمکراسی در ایران از انقلاب مشروطیت آغاز گردید و با تولد رژیم جمهوری اسلامی ، دچار ایست ناخواسته شد و روند دمکراسی در بیشتر جاها به عقب رانده شد .

پس از سی و پنج سال و با در نظر گرفتن شرایط حال حاضر دنیا ؛ نه تنها ادامه این ماراتن ،ایران را از وضعیت حاضر نجات نخواهد داد ،بلکه هر چه سریعتر به یک دوی سرعت 110 متر با وجود موانع پیش بینی شده و نشده ،برای نجات کشور و نام و موجودیت ایران ! نیاز داریم .
فراموش نکنیم که گاهی وقتها ،خیلی زود دیر می شود !

همایون نادری فر
 14خرداد 1393

شورای ملّی ایران ...


این نوشته را تقدیم می کنم به لاله هایی که از خون جوانان وطنمان ،دمیده اند

سخنی با  هم میهنان عضو شورای ملی ایران

با درود

همانطور که می دانید و  قبلا اعلام کرده بودم ؛ همکاری خود را  بعلت پاره ای مسائل و ادامه رفتارهای اشتباه و مغایر منافع ملی و میهنی برخی افراد درارکان شورای ملّی ،از زمان آغاز نشست تورنتو در روز 30 می 2014، ادامه نخواهم داد . دوستانی گله کردند که اسامی افراد خاطی باید گفته شود تا مسائل شفاف گردد و نیز در مورد سایر هموندان شورا اجحاف و سو تفاهمی پیش نیاید . لازم دیدم در این راستا و جهت آگاهی شما اعضای محترم و بخصوص اعضای مجمع پاریس ،مراتب ذیل را به اطلاع برسانم :

بارها از کمیته داوری درخواست نمودم تا به تخلفات افراد که مستندات آن ارسال شده است ،رسیدگی کنند متاسفانه ظاهرا اراده ای در کمیته داوری می باشد تا بر روی تخلفات برخی سرپوش بگذارد.( امیدوارم اعضای محترم کمیته داوری در مورد این ادعای من ،از خود دفاع کنند)

به استحضار اعضا و پشتیبانان شورای ملی ایران می رسانم ،علارغم اینکه  سه تن از این افراد قبلا و در تاریخ  8 آپریل 2014 از سوی اکثریت دفتر سیاسی به کمیته داوری معرفی شده بودند تا به تخلفاتشان رسیدگی شود ،ولی تا به این دقیقه و در حالی که چند روزی بیشتر به نشست تورنتو نمانده است ،نه تنها به تخلفات این افراد رسیدگی نشده است ،بلکه این روزها شاهد شو تبلیغاتی سه نفر از آنها در رسانه های تلویزیونی هستیم . 

پس ازعدم همکاری آقایان امیرحسین مهدی ایرایی و مازیارقویدل و نیز خانم رویا عراقی با اینجانب بعنوان مسئول هماهنگی که بعلت عدم اعتماد اکثریت دفتر سیاسی به رفیق پر حاشیه شان آقای گمنامیان!که فرد مورد نظر این گروه برای مسئولیت هماهنگی در نظر گرفته شده بود و واگذاری این مسئولیت به اینجانب از سوی دفتر سیاسی درتاریخ 10 مارس 2014 ؛ تخریبها و توهینها و بی اخلاقی ها از سوی این افراد شروع شد و با ماموریت دادن به فردی مشکوک بنام رضا رحیمی که ظاهرا عضو کمیسیون روابط عمومی تحت نظر گمنامیان می باشد ،و با در اختیار وی قرار دادن برخی اسناد داخلی و خصوصی ،از جمله تصویر گفتگوی خصوصی اینجانب با خانم عراقی که حاوی انتقاداتی از عملکرد شورا و شخص شاهزاده از سوی من بوده و البته نوشته های خانم عراقی حذف شده بود ؛ جهت انتشار برعلیه من ، بعنوان توهین اینجانب به شاهزاده و ...در فضای مجازی ، و انگ و افترا و توهین از سوی مخاطبانشان ، این بی اخلاقی ها ادامه یافت .


شایان ذکر است که چرایی عدم همکاری این افراد را با اینجانب ،می توانیداز محتوای متن نامه اول من به کمیسیونها پس از دریافت حکم مسئولیت هماهنگی از دفتر سیاسی ، به شرح ذیل مشاهده نمائید(( موارد داخل پارانتز جهت اطلاع بیشتر شما در اینجا اضافه شده است و در متن اصلی موجود نمی باشد )) : :

___________________________________

دبیرخانه محترم



با درود



پیرو موافقت رئیس محترم دفتر سیاسی، جناب زاهدی ،مبنی بر حضور اینجانب در جلسه



آتی دفتر جهت هماهنگی های لازم ،خواهشمند است مراتب ذیل را به اطلاع روسای



محترم کمیسیونها برسانید :



الف :تهیه و ارسال لیست افراد حاضرو فعال عضو در کمیسیونها و ایمیل ارتباط با



آنها

((بعنوان مسئول هماهنگی حق داشتم تا بدانم کمیسیونها واقعا دارای اعضای فعال هستند ،یا اینکه تنها با حضور افرادی کمتر از انگشتان یک دست ، تشکیل شده و از چرایی جلوگیری از حضور دیگر افراد متقاضی برای حضور در کمیسیونها که بارها از طریق اینجانب پیگیری شده بود ،آگاه گردم))

ب : تهیه و ارسال لیست پروژه های اتمامی در کمیسیونها و لیست پروژه های در دست



اقدام

((براساس شرح وظایف مسئول هماهنگی مصوبه دفتر سیاسی ، اینجانب باید پروژه ها را دسته بندی و بصورت بلند مدت و کوتاه مدت جهت اجرا در اختیار کمیسیونها قرار می دادم))

ج: تهیه و ارسال لیست پیشنهادات و درخواست ها از دفتر سیاسی که تا به امروز



ترتیب اثر داده نشده است ،بهمراه تاریخ ارسال درخواست و پیشنهاد

((بارها از سوی اعضای شورا این ایراد گرفته می شد که دفتر سیاسی پاسخگوی سئوالات و تماسها نیست و از آنجایی که مسئول هماهنگی ،بر اساس شرح وظایف بعنوان پل ارتباطی و مسئول پیگیری مصوبه ها و پیشنهادها در دفتر سیاسی بود ،بایستی از این موارد آگاه می بودم تا اقدام در خور انجام دهم))

شایان ذکر است جهت تدوین برنامه کوتاه مدت و بلند مدت ،نیاز به اولویت بندی



پروژه های پیشنهادی می باشد که امید است روسای کمیسیونها ضمن ارسال لیست پروژه



های در دست انجام ؛ آنها را اولویت بندی نموده و زمان مورد نیاز برای اتمام



آنها را نیز ذکر نمایند .







درخواست ویژه از کمیسون مالی :







با توجه به نزدیکی زمان نشست دوم شورای ملی ایران و نیاز به برنامه ریزی های



تدارکاتی برای این مهم ، خواهشمند است در اسرع وقت بیلان مالی شورای ملی ایران



را از روز نخست تشکیل تا به امروز،با ذکر جزئیات و برای آگاهی تک تک اعضای



شورای عالی و دفتر سیاسی ،در اختیار آنان قرار داده و راهکارهای مورد نظر خود



را برای تامین بودجه برگزاری نشست دوم ،جهت پیگیری اینجانب جهت بررسی و



موافقت دفتر سیاسی ،ارسال نمایند .

((موضوع مهمی که همیشه مورد سئوال بسیارانی بوده و به یکی از نقاط ضعف شورا تبدیل شده است ،عدم ارائه بیلان مالی شفاف و مستند از هزینه ها و چرخش مالی آن بوده است که بعنوان مسئول هماهنگی و اینکه بتوانیم شرایط را برای اعتماد مجدد افراد جهت کمک مالی مجدد به شورا ایجاد کنیم ؛درخواست ارائه اطلاعات در این زمینه نمودم که ظاهرا به مذاق برخی افراد خوش نیامد! ))

بدیهی است موضوع دریافت حق عضویت تاکیدی از سوی آقای پیرزاده در جلسه هماهنگی



،پس از مشخص شدن نام اعضای کمیسیونهای مختلف و راهکارهای مالی مناسب برای جذب



آن ،در اولویت اول پیگیری پروژه های مالی در کمیسیون مربوطه قرار خواهد گرفت .



همایون نادری فر



مسئول هماهنگی شورای ملی ایران

 13 مارس 2014


رونوشت به اعضای محترم دفتر سیاسی و سخنگوی محترم



مهم : لطفا از مسئولین کمیسیونها خواسته شود تا ظرف 24 ساعت آینده ،اطلاعات



درخواستی را در اختیار دبیرخانه قرار دهند تا دبیرخانه نیز به اینجانب ارسال



نماید

_______________________________

پس ازاین درخواست از کمیسیونها  وآغاز تخربیها و بی اخلاقی هایی که از سوی این افراد انجام گرفت و توسط  نفر دیگری خارج از ارکان ،شروع به تخریب و توهین نمودند  ،شفاها از اعضای دفتر سیاسی و کمیسیون درخواست نمودم تا متخلفان شناسایی و با آنها برخورد شود.

پس از گذشت نزدیک به یک ماه ، و در خواستهای مکرر برای رسیدگی به موضوع و اعاده حیثیت اینجانب ،در نهایت بار دیگر و کتبا درخواست رسیدگی به تخلفات 4  نفر از این افراد را نمودم  و مستندات را نیز در اختیار کمیسیون داوری قرار دادم :

نامه درخواست رسیدگی به تخلفات این افراد بدین شرح است :

____________________________________

با درود

....برایم بسیار جالب است که افراد خاطی و کسانی که جهت رسیدگی به خلافهایشان به کمیته داوری معرفی شده اند ،اینگونه در صدد تبری جویی از اشتباهات و رفتارهای غیر اخلاقی خود هستند...



 بخصوص پس از اینکه به عنوان مسئول هماهنگی معرفی شدم و از بازیها و مشکلات شماها در درون خودتان خبر نداشتم و شما همه عقده های خود را بر سر من خالی کردید . ولی باز تکرار می کنم تا معلوم نشدن شخص خاطی و منتشر کننده اسناد شورا و برخورد مناسب با ایشان و همکارانش در زمینه انتشار این موضوع ،ساکت نخواهم نشست و انتظار دارم این مسئله قبل از نشست کانادا حل شود وگرنه سکوت را خواهم شکست و از حیثیت و اعتبار خودم که همانا حق و حقوق رای دهندگان به بنده می باشد ، دفاع خواهم نمود .



ضمنا پیرو درخواست قبلی از کمیته داوری در مورد رسیدگی به تخلفات افراد به طور مشخص در مورد رفتارها با شخص خودم ،اسامی افراد را جهت رسیدگی موضوع قبل از نشست شورا در تورنتو اعلام میکنم و منتظر دعوت کمیته داوری به جلسه داوری هستم .



1 - بانو عراقی - به خاطر سو استفاده از مکاتبات خصوصی و گرفتن اسکرین شات و حذف نوشته های خودشان و ارسال آن به اعضا جهت تشویش اذهان نسبت به اینجانب



2 - آقای قویدل - بابت توهین ها و انگ هایی که در جلسه معارفه و با حضور برخی اعضای دفتر سیاسی و شورای عالی ،بدون ارائه سند انجام دادند .



 3 - آقای ایرایی - بابت مطرح کردن موضوع کذب توهین اینجانب به شاهزاده رضا پهلوی در فضای عمومی ،بدون ارائه سند و ایجاد سو تفاهم میان دوستان



4 - فرد مجهول الهویه ای که اسناد داخلی شورا و بخصوص سند خانم عراقی را در اختیار آقای رضا رحیمی از کمیسیون روابز(روابط) عمومی قرار داده است .



5 - رضا رحیمی ، فردی که اسکرین شات مکالمه خصوصی اینجانب با خانم عراقی را در فضای عمومی منتشر کرده است .



با سپاس



همایون نادری فر

 31اردیبهشت 1393

_________________________________



در نهایت مسائل فوق باعث گردید علارغم میل باطنی و تنها بعلت تعهدی که به رای دهندگان داشتم و نیز عهدی که با شما و بخصوص جوانان عضو تیمهای مبارزاتی در داخل کشور، در روز ابتدای ورود به این پروسه بسته بودم  ، تنها برای روشن شدن گوشه ای از رفتارهای غیر حرفه ای و کودکانه برخی افراد در پروسه ای که نام ملّی را با خود به یدک می کشد ؛ مجبور به توضیحاتی شوم که تلخی آن ، تنها با اصلاح امور شورا و ورود افراد صالح و متخصص و میهن دوست درادامه راه ،از بین خواهد رفت .



می دانم که این نوشته من مورد سوءاستفاده دشمنان ایران و آزادی آن نیز قرار خواهد گرفت ،ولیکن ،مصلحت اندیشی و سکوت بی حاصل را بزرگترین خیانت به مردم و میهنم می دانم و فریاد می زنم : هم میهنان ، حق گرفتنی است و نه دادنی! و نیز ممکن است همانطور که در اپوزیسیون هزار رنگ خارج از کشور مد شده است ، به مزدوری و ... متهم شوم . البته با افتخار اعلام میکنم که به قول قهرمان ملّی ایران ستارخان : اگر مزدور هم باشیم مزدور مردم ایران هستیم و آن هم از نوع بی جیره و مواجب ! و نیز می دانم که از سوی افراد ذکر شده ،محکوم به غیبت در جلسات خواهم شد که خودشان و اعضای محترم دفتر سیاسی خوب می دانند که علت غیبتهای من در دو ماه ابتدایی شروع به کار شورا ،چه بوده است !

همچنین به اطلاع تک تک دوستان و پشتیبانانی که بارها تماس گرفتند و از علت سکوت در برابر اشتباهات و کاستی ها پرسیدند ،می رسانم : هیچ گاه در برابر ناحق و رفتارهای غلط و اشتباهات فاحش و غیر قابل چشم پوشی ساکت نبودم و تمام مکاتباتم در این مورد در بایگانی موجود است و روزی در صورت نیاز و درخواست  به پیشگاه مردم عرضه خواهد شد . حال چه اراده ای در پس  این عدم توجه به اصلاح مسیر و اصرار بر ادامه روند پر اشتباه را داشت ،مطمئنا در آینده معلوم خواهد شد و مورد قضاوت ایرانیان آگاه قرار خواهد گرفت.

سه روز دیگر تا پایان مسئولیتم بعنوان عضو شورای عالی باقی مانده است  ،بار دیگر از این فرصت استفاده می کنم و با سربلندی اعلام میکنم ، تمام تلاشم ارج نهادن به اعتمادی بود که بر من روا داشته بودید .

حمایت قاطع خودم را از تفکرات ارائه شده و گفته های شاهزاده رضا پهلوی اعلام می دارم و امیدوارم ایشان با حس مسئولیت بیشتری که خواسته و ناخواسته ،تاریخ ایران بر دوششان گذاشته است ،گام های بلند تر و پر قدرتی را در جهت نجات میهن بردارند و در قبال ویرانی کشور توسط رژیم ولایت فقیه  و گذشت زمان ،بیشتر احساس مسئولیت نمایند .

توصیه ای دوستانه به شرکت کنندگان و پشتیبانان منشور شورای ملی ایران با توجه به تجربیات دو سال گذشته بعنوان عضو در کمیته موقت هماهنگی برای تشکیل شورای ملی ایران تا  منتخب اول شورای عالی در شورای ملی ایران دارم  :

الف : کسانی برای  انتخاب شدن در ارکان شورا نامزد شوند که وقت کافی برای مبارزه و حضور موثر در کارزار را داشته باشند و به این مسئولیت بعنوان اولویت اول کاری نگاه کنند نه بعنوان مکانی جهت شهرت طلبی و نام آوری !
ب : اشخاصی را انتخاب کنید که دارای تخصص و تجربه کافی در مورد کار تشکیلاتی از نوع سیاسی آن باشند . تجربه نشان داد که عدم آشنایی بیشتر هموندان با کار تشکیلاتی ،باعث بسیاری از نا کارآمدی ها و اشتباهات فاحش گردید .
ج : از کسانی در شورای عالی و دفتر سیاسی، که در طول یک سال گذشته ،دافعه شان ،بیش از جاذبه بوده است  ،عاجزانه تقاضا می کنم ،اگر به ایران و مردم ایران می اندیشند و هدف های ذکر شده در منشور برایشان مهم است  ،از حضور در ارکان شورا خود داری کنند و برای نشان دادن حس میهن پرستی خود ، به همکاری نزدیک و موثر با شورا ،بسنده نمایند .
د: حضور شاهزاده رضا پهلوی بعنوان سخنگو در یک سال گذشته ،نشان داد که این مسئولیت بیشتر حالت نمادین داشته و ایشان حضور ملموسی در عملکرد سیاسی شورا نداشتند . ادامه این روند و پذیرش این نقش از سوی ایشان ،این تفکر را در ما پر رنگ خواهد کرد ،که رضاپهلوی ،بعنوان پاک ترین و قابل اعتماد ترین فرد در اپوزیسیون ، ازپذیرش نقش رهبری مبارزات که مورد درخواست بسیارانی از داخل و خارج از کشور است ،سر باز زده و بنا به دلایلی و یا تحت  فشارهایی از سوی دست های پنهان !این فرصت تاریخی را از ایران می گیرد . لذا از شرکت کنندگان در نشست تورنتو تقاضا می کنم با اصرار بر تغییر اساسنامه شورای ملّی ایران  ،ایشان را مجاب به پذیرش نقش دبیر کلی و یا ریاست شورای ملّی ایران نمایند و به هیچ وجه با ادامه سخنگویی ایشان موافقت ننمایند .
ه : و در نهایت سخنی دارم با کسانی که تجربه طولانی در مبارزه با رژیم دارند و امروز با شک و تردید به حرکتهای آزادی طلبانه در داخل و خارج از کشور نگاه می کنند .هم میهنان خوبم و پیران سیاست ، 35 سال فضای مسموم بی اعتمادی ،حاصل و دست آورد رژیمی است که یکی از شگردهایش در ادامه حیات خود ،اجرای تاکتیک تفرقه بیانداز و حکومت کن ،می باشد . بیائید و وارد کارزار شوید و برای یک بار هم شده ،از چپ و راست ،به یکدیگر اعتماد کنید و حول محورهای مشترک و نام نامی ایران ، برای مبارزه نهایی و هدفمند با رژیم فاسد جمهوری اسلامی ،متحد گردید و ایران و ایرانی را از این پرتگاه حقارت و فروپاشی نجات دهید .
بگذارید تاریخ از تک تک شما به خوبی یاد کند .
بی تفاوت نباشیم و به این مهم بیاندیشیم که : گاهی وقتها ،خیلی زود دیر می شود .
همایون نادری فر
21می 2014