فریبی بزرگ با نام « همه پرسی مذاکره با آمریکا »

آخرین چاره رژیم برای خروج از بحران
فریبی بزرگ با نام « همه پرسی مذاکره با آمریکا »



با توجه به برخی زمزمه های شنیده شده از درون ساختار سیاسی رژیم و راهکارهایی که از طرف استراتژیست های نظام ؛ برای بقای آن مطرح می شود ؛ موضوع همه پرسی برای به میدان کشیدن مردم در مورد مذاکره با آمریکا و پذیرش گام به گام شروط آن را میتوان از زیرکانه ترین راه کار های پیشنهادی برای خروج از بن بست موجود و در نهایت بقای رژیم ، نام برد .

اصل ۵۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ، که در باب همه پرسی و رفراندوم است ، می گوید : «در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد . درخواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد .»

بنظر می رسد که این راه حل مطرح شده در اتاق های فکر رژیم که احتمال مطرح شدنش بسیار زیاد است ؛ اگر موفق شود با فریب مردم و سوءاستفاده از شرایط ترس از جنگ و همچنین شرایط اسفناک اقتصادی ، آنها را به پای صندوق رأی این همه پرسی بکشد ؛ به دو نتیجه مهم و حیاتی در روند حیات سیاسی رژیم جمهوری اسلامی حاکم بر ایران، خواهد رسید :

  • در گام نخست با این کار ، از آچمز موجود که حاصل فشار بی سابقه از خارج و انتظارات باورمندان ایدئولوگ به آرمانهای انقلاب اسلامی در داخل از حاکمیت، بیرون خواهد آمد و در حقیقت توپ را به زمین مردم می اندازد تا با اجرای آنچه که مردم تصمیم می گیرند ؛ ضمن داشتن پشتوانه حداکثری در داخل و سپردن تقابل میان قشر انقلابیون و قشر اکثریت مخالف سیاستهای چهل ساله رژیم ، به خود مردم ؛ راه را برای بده بستانهای سیاسی با غرب و جامعه بین الملل باز کند و با پذیرفتن شروط مطرح شده ، حال با تعدیل و معاملات پشت پرده ؛ بتواند نوشدارو را به کام نظام برساند .
  • از سوی دیگر به جامعه جهانی نشان دهد که دمکراسی و رجوع به آرای مردم ، در قانون اساسی رژیم پیش بینی شده، و علارغم اینکه سالهاست خاک خورده و اهمیتی به نظر مستقیم عموم مردم داده نمی شد ، بلکه امروز و با توجه به اهمیت شرایط حال حاضر کشور و بخصوص اوضاع اقتصادی وحشتناک جامعه ایران که حاصل سیاستهای اشتباه هر دوطرف درگیر ماجراست ؛می تواند راه گشای این مشکل باشد !

در نهایت اگر مردم ایران بار دیگر فریب حکومت را بخورند و بجای درخواست حداکثری و تلاش برای پایان دادن به سلسله مشکلات ادامه دار رژیم که در جزء به جزء زندگی روزانه شان می بینند و لمس می کنند؛ به درخواست حداقلی تن دهند و بازیچه سناریوی « همه پرسی مذاکره با آمریکا» شوند ، نقش نوشدارویی را بازی خواهند کرد که حیاتی چند باره بر پیکر ضعیف و متزلزل رژیم می بخشد و باید خود را برای حیات چهل ساله دوم رژیم ، آماده سازند !

آگاهی و هوشیاری ، همواره رمز پیروزی و پیشرفت در جوامع مختلف بوده و خواهد بود .

همایون نادری فر
۲ خرداد ۱۳۹۸


لینک مقاله در کیهان لندن :https://kayhan.london/fa/?p=157160

نقش سرنوشت ساز امروز اپوزیسیون در آینده ایران





اهمیت #کنفرانس_ورشو بر کسی پوشیده نیست و حجم عکس العملهای سیاسیون موافق و مخالف آن ،نشان از رویدادهایی است که پس از این نشست باید انتظار داشت .
مطلع شدم که بخشی از اپوزیسیون در حال تدارک نامه ای هستند تا دغدغه های خود را به این نشست منعکس کنند و در یکی از جلسات آنها شرکت کردم .
شخصا معتقدم که علاوه بر انعکاس خواسته اپوزیسیون از این نشست در این نامه در حال تهیه، باید برگزارکنندگان آن را مجاب کرد تا نماینده ای را که بخش سکولار ، دمکرات و ملی اپوزیسیون در مورد او اجماع نظر دارند و در این نامه حتما بایستی معرفی گردد ؛ به این نشست دعوت کنند تا منعکس کننده منافع ملی ایران و دغدغه های بخش بزرگی از اپوزیسیون باشد و این شخص کسی نیست جز شاهزاده رضا پهلوی .
در مورد چرایی این مهم و لزوم درخواست اپوزیسیون دمکراسی خواه و سکولار از شخص آقای پهلوی برای قبول چنین مسئولیتی ؛ بزودی مقاله ای خواهم نوشت .
همایون نادری فر
۲۴ ژانویه ۲۰۱۹
--------------------------------------------

در ادامه این نوشتار و همانطور که وعده داده بودم در مورد چرایی اهمیت موضوع فوق ،سعی می کنم در متنی کوتاه و تا جایی که در حوصله خواننده بگنجد ، بدان بپردازم .

بی شک با توجه به عکس العملها و اخبار موجود در فضای سیاسی در ارتباط با نشست ورشو و اهمیت موضوعاتی که قرار است در آن به بحث و نتیجه گیری گذاشته شود؛ خواننده متن با بنده موافق است که هر ایرانی میهن دوستی که سرنوشت ایران و ایرانی برایش مهم می باشد ؛نگران خروجی و تصمیمات احتمالی این نشست مهم است که ممکن است منافع ملی ایران را تامین نکند و یا حتی در نگاهی بدبینانه ، شاهد تصمیماتی باشیم که همانند نشست های خارجی ها در ماههای نزدیک به شورش ۵۷ مخصوصا نشست گوادلوپ ، بر ضد منافع ملی ما تصمیماتی گرفته شود .

بیانیه ۱۸ ژانویه سه گروه از اپوزیسیون ملی گرا در مورد فراخوان از طیف وسیعی از فعالان سیاسی دمکرات و سکولار باورمند به تمامیت ارضی ایران ؛ نشانگر دغدغه های مطرح در میان کنشگرانی است که به درستی بخش مهمی از آنها در این بیانیه مطرح شده است .
حال باید ببینیم چه باید کرد تا گفتمانها و تصمیمات این نشست در راستای منافع ملی و منافع مردم ایران باشد و این مهم امکان پذیر نیست مگر اینکه برگزار کنندگان نشست ورشو را مجاب کنیم تا از نظرات و دیدگاههای اپوزیسیون واقعی و ملی رژیم آگاه شوند و در تصمیمات خود دخیل نمایند تا بتوانند علاوه بر اینکه مشروعیت این نشست را در میان مخالفین رژیم ایران که نمایندگان تفکرات و طبقات مختلف جامعه درون ایران هستند، بدست آورند ، بلکه آغازی باشد بر اثبات حسن نیت آنان به عدم دخالت در امور داخلی یک کشور که بی شک با عدم حضور نمایندگان ایرانی در این نشست ، ابزار سو استفاده رسانه های گلوبالیستی و حامیان مافیایی رژیم در اقصی نقاط دنیا قرار خواهد گرفت .

در ادامه قصد دارم به موضوعی بپردازم که امیدوارم با سعه صدر از سوی همه نحله های سیاسی ، همراه با تیز هوشی و موقعیت شناسی آنان در این مقطع حساس تاریخی ، همراه باشد .

هم میهنان ! در روزهای حساسی از تاریخ مبارزات آزادی خواهانه ایران هستیم وشاید رفتار و عملکرد ما در این مقطع ، بیش از هر زمان دیگری ، با سونوشت ایران گره بخورد !

در همه تاریخ چهل ساله مبارزات بر علیه رژیم نامشروع جمهوری اسلامی ؛ طیف های مختلف سیاسی ، همواره با بیانیه ها و در رسانه های مختلف ،نظرات شخصی و سازمانی خودشان را در مورد موضوع نمایندگی اپوزیسیون و یا مقبولیت خود یا دیگران و یا یک فرد بخصوص را بیان نموده اند .
 آنچه که در همه این سالها ، یکی از موضوعات مورد اختلاف طیف های مختلف ، بوده و هست و همواره سد راهی در ارتباط گیری اپوزیسیون با جامعه بین الملل ؛ مسئله مشخص نشدن نمایندگی اپوزیسیون بصورت فردی یا گروهی است که متاسفانه بعلت نبود امکان و شرایط رای گیری و انتخابات ، همیشه با حدس و گمان و یا غرض ورزی و گاه پدر کشتگی همراه بوده و تمام تلاشها برای تشکیل یک شورای متمرکز از نمایندگان تمامی گروههای مخالف رژیم نیز تا به امروز به نتیجه نرسیده است .

این مقدمه ای بود بر آنچه که می خواهم بیان کنم و اینکه در مدت کوتاه باقی مانده به این نشست مهم و شاید سرنوشت ساز که البته امکان بحث و جدل برای پایان دادن به اختلافات چهل ساله اپوزیسیون و معرفی نماینده یا نمایندگانی به جامعه جهانی در این فرصت چند روزه را نداریم ؛ سئوالی که از همه سرشناسان اپوزیسیون مطرح است و انتظار می رود بصورت شفاف و بدون لکنت زبان به آن پاسخ دهند ؛ این است :

کدام یک از شما و یا دبیران احزاب و سازمانهایتان و یا کدام شخصیت مستقل ایرانی شناخته شده در جامعه بین الملل  را سراغ دارید که مانند شخص آقای رضا پهلوی ، بتواند نمایندگی افکار دمکراسی خواهانه و سکولار شما را در مقابل خارجی ها بر عهده بگیرد و بتواند با دستی پر و تمام قد وارد مباحثه و رایزنی با جامعه بین الملل و بخصوص در این موضوع مشخص یعنی نشست ورشو ، شود ؟

درست است که ایشان بعنوان کاندیدای پادشاهی برای طرفداران نظام پادشاهی مطرح هستند و شاید این خوشایند طیف دیگری از سیاسیون طرفدار نظام ریاست جمهوری نباشد ؛ولیکن آنچه که در این شرایط می تواند صداقت فعالان سیاسی را در تاکید به اهمیت منافع ملی و سرنوشت ملت رنجدیده ایران مورد سنجش و قضاوت عمومی و بخصوص مردم درون کشور قرار دهد ؛ کنار گذاشتن اختلافات سیاسی و تعصبات سازمانی و فردی در این مقطع است .
اینکه نشان دهند که برایشان ایران و ایرانی در اولویت اول قرار دارد و این تنها یک شعار عوامفریبانه سیاسی نیست .

همانطورکه قبلا اشاره کردم ؛ حرکتی برای تنظیم یک نامه برای برگزار کنندگان این نشست در حال انجام و تکمیل است و برای اینکه تنها به عنوان یک سند نوشتاری و رفع تکلیف تلقی نشود ، بایستی حتما دارای باری موثر و تا حد امکان ، الزام آور برای برگزار کنندگان و نیز اپوزیسیون ایران باشد .

از نظر نگارنده این سطور ، در بهترین حالت، این حرکت می تواند از آقای پهلوی بخواهد تا نمایندگی آنان را در کنار هیئتی از افراد خوشنام در اپوزیسیون از طیف های مختلف سیاسی ، برای حضور در این نشست بر عهده بگیرد و پس از کسب نظر ایشان و انتخاب هیئت همراه ایشان در زمانی کوتاه ؛ از برگزار کنندگان بخواهند تا از این هیئت برای حضور در نشست ورشو ، دعوت به عمل آورند ؛ که البته با توجه به ارتباطات افراد مختلف و سرشناس ایرانی با سیاستمداران کشورهای مورد بحث ، این امر با درصد بالایی ، عملی خواهد بود .
از سوی دیگر ، این حرکت ملی ، جان تازه ای به کالبد مبارزات درون کشور خواهد بخشید و فاصله و بی اعتمادی بزرگی که در حال حاضر با تلاشها و شیطنت های رژیم ، در میان اپوزیسیون داخل و خارج کشور وجود دارد را در هم خواهد شکست و مطمئنا ما شاهد رشد روحیه قوی مبارزاتی بخصوص در درون میهن خواهیم بود .

در حقیقت اپوزیسیون می تواند با این حرکت ، جرقه « همبستگی ملی » را بزند و رژیم را با چالش بزرگی بنام «اتحاد اپوزیسیون برای براندازی» روبرو سازد .

بیایید در این مقطع از زمان که سرنوشت ایران و ایرانی مورد بحث در محافل بین المللی است ، تنها به ایران بیاندیشیم !

همایون نادری فر 
۳۰ ژانویه ۲۰۱۴

مصادف با ۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۷